تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر کربلا
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

ویژگی های امام حسین (علیه السلام):دشمنان هم او را ستوده اند.

پنجشنبه 23 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام حسین (ع)، 

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژگی حسین (ع) آن است که علاوه بر دوستان، دشمنان نیز زبان به ستایش او گشوده اند. و این از ویژگی های شگفت انگیز حسین (ع) است که دشمنانش نیز در زمره ی ستایشگران اویند. از جمله ی آن ستایش این بود که معاویه در وصیتش به یزید، حسین (ع) را ستوده است.
حسین ع
عمر بن سعد سردار لشکر یزید در حادثه ی خونبار کربلا، آن سالار شهیدان را در برخی از اشعارش ستوده است. 
آن هنگام که ستیزه گران و قاتلان حسین (ع) در روز عاشورا با آن حضرت رویارو شدند تا به پیکار بپردازند زبان به ستایش او گشودند. و شگفت آنکه شمر قاتل ستمگر حسین (ع) او را چنین ستوده است:
« کُفءُ کَریمٌ لَیسَ القَتلُ به یَدِهِ غاراً: او همتایی بزرگوار بود که  کشته شدن به دست او، ننگ نیست»

و سنان به هنگام کشتن آن حضرت میگفت: 
اقتلک الیوم و نفسی تعلم 
علمایتینا لیس فیه مکتم
و لا مجال لا و لا تکتم 
ان اباک خیر من تکلم
«تو را امروز می کشم و بی گمان میدانم که به راستی، پدرت نیکو ترین و فرازترینِ سخنوران بود و این سخن را کسی نمیتواند کتمان کند و از آن سر باز زند.»

و آنکس که سر بریده و خون آغشته حسین (ع) را نزد ابن زیاد برد چنین گفت:
املا رکابی فیضهً و ذهباً 
انی قتلت السید المحجّبا
قتلت خیر الناس امّا و ابا 
و خیرههم اذ ینسبون نسباً
«رکاب مرا از زر و سیم انباشته ساز که همانا من سرور بزرگواری را کشته ام. 
کسی را کسته ام که نیکو ترین پدران و مادران را دارد و هنگام بیان نسب نیک تبار تریم و پاک نژاد ترین مردم است.»
یا حسین
و از همه شگفت تر آنکه در مجلس همگانی که در بارگاه یزید فراهم آمده بود هند ـ همسر یزید ـ از شدت اندوه و سوگ بی اختیار و با سر برهه، سوگوارانه به آن مجلس گام نهاند و در این هنگام یزید سر او را پوشانید و همدردانه، او را گفت: برو و برای حسین اشک از دیدگان فرو ریز و ناله وفغان سر دِه که قریش برای او ناله سر میدهند. به راستی که ابن زیاد در کشتن او شتاب کرد»

وقتی که حتی یزید میگوید: برای حسین ناله و فغان سردِه، پس چرا دوستداران حسین (علیه السلام) اشک نریزید و از ناله لب فرو بندید؟ آیا بر سرور جوانان اهل بهشت ناله سر نمیدهید؟ 

نظرات() 

سلام بر محرم

چهارشنبه 22 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام حسین (ع)، اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین از حج برگشته و ببین چه هدیه ای برای من و شما گرفته است! چه هدیه ای!
آمد مقابل امام حسین به او گفت: آقا ما نمی خواهیم با شما بجنگیم. آقا فرمودند که چطور؟ گفت: یادم آمد وقتی امیر المومنین داشت از این منطقه رد می شد نشست و گریه کرد و فرمود: حسین من اینجا تنها می ماند. من و دوستم فهمیدیم که آن حسین شما هستید و این جا، همان جاست و آن واقعه همین واقعه است. امام به آن ها فرمود: حالا به من کمک نمی کنید؟ آنها گفتند: نه آقا ما اگر به شما کمک کنیم در راه شما می میریم ما زن و بچه داریم بگذار برویم.
امام فرمود: خب پس بروید( حالا هدیه را ببینید) اما این نزدیکی کربلا نمانید من اگر صدای غریبی ام بلند شود می ترسم دیگر از جهنم بیرون نیایید بروید. آن ها هم رفتند.
 می دانید یک انسان را از بی نهایت در جهنم ماندن نجات بدهید یعنی چه؟ هر چه قدر هم که در جهنم بماند در مقابل بی نهایت هیچ است.
چه هدیه ای داد حسین. امام یک حج رفت ببینید چه سوغاتی برای شما آورده، هر سال! آب زمزم بهترش را آورده آب لقمه آورده...

برای شنیدن سخنرانی کامل آقای پناهیان (که یک قسمتش را بالا آوردم) اینجا را کلیک کنید.


نظرات() 

چه کنم خشمم نمی آید!

شنبه 17 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم شربیانی که در بخشش و انفاق کم نظیر بود، زمانی میخواست از «کوفه» از راع شظ با کشتی به قصد زیارت به کربلا برود، طلاب محتاج دور ماو را گرفته بودند و ایشان هم هرچه داشت به آنخا داده و فقط مقداری برای هزینه راه برداشته بود. با ملاطفت به طلاب میگفت: اگر خدا برساند، باز هم میدهم! خادمم گفته بود: به اینها خشم کنید تا بروند. ایشان فرموده بود: چه کنم حشمم نمی آید!

نکته های ناب از آیت الله بهجت چاپ چهلم صفحه ی 53
حکایتی دیگر از مرحوم شربیانی اگر ندهید از گرسنگی و سرما میمیرم و مُرد!

نظرات() 

به حقّ مادرت، مادرت از شمر شفاعت نکن

دوشنبه 22 تیر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

 بسم الله الرحمن الرحیم
کربلا

مرحوم دربندی در حرم «کربلا» خطاب به امام حسین(ع) عرض می کرد:« به حقّ مادرت از شمر شفاعت مکن!!»

 از ایشان پرسیدند:

« مگر حضرت از شمر  هم شفاعت میکند؟»

جواب میداد امکان دارد، زیرا این ها  مظهر رحمت پروردگارند.»

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :