تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر کرامات
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

از وادی السلام فهمیده ام!

دوشنبه 11 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، معرفی، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم

اقلیم وجود

مرحوم. آیت الله محمد تقی آملی از شاگردان آن بزرگوار می فرماید من مدت ها می دیدم که مرحوم قاضی دو سه ساعت را در وادی سلام می نشیند.

با خودم می گفتم انسان هم باید زیارت کند و برگردد به قرائت فاتحه ای روح مردگان را شاد کنند کارهای لازم تر هم هست که باید به آن پرداخت! این اشکال در دلم نبود اما به کسی ابراز نکردم حتی صمیمی ترین رفیق خود از شاگردان استاد.

مدتها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتش میرفتم تا اینکهاز نجف اشرف برای مراجعت به ایران عازم شدم، ولی در مصلحت بودن این سفر تردید داشتم این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود.

شب میخواستم بخوابم در آن اتاقی که بودم در طاقچه پایین پای من کتاب بود، کتاب های علمی و دینی. در وقت خواب پای من به سوی کتاب ها کشیده می شد با خود گفتم برخیزم و جای خواب را تغییر دهم یا لزومی ندارد چون کتاب ها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته. و این هتک حرمت کتاب نیست.

بلاخره بنا بر این گذاشتم که هتک حرمت نیست و خوابیدم صبح به وقت صبح که به محضر استاد مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم فرمود علیکم السلام صلاح نیست شما به ایران بروید و پا درازکردن به سوی کتاب ها هم هتک احترام است.

بی اختیار هول زده گفتم آقا شما از کجا فهمیده اید فرمود از وادی سلام فهمیده ام.

کتاب اقلیم وجود صفحه ۸۷

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :