تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر عجب
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

تکبر در معراج السعاده

شنبه 4 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
معراج السعاده تکبر
کبر عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد. و فرق این با عجب آن است که:در عجب آدمی خود را شخصی بیند و خود پسند باشد اگر چه پای شخص دیگری در میان نباشد. ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان باشد تا خود را از آن برتر ببیند و این کبر، صفتی است در نفس و باطن.و از برای این صفت در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن را تکبر گویند.
و آن آثاری است که: باعث حقیر شمردن دیگری و برتری بر آن گردد. مانند: مضایقه داشتن از همنشینی با او، یا هم خوراکی با او، امتناع در پهلو نشستن با او، یا رفاقت او، و انتظار سلام کردن و موقع ایستادن او، و پیش از او در راه رفتن، و تقدم بر او در نشستن، و بی التفانی با او در سخن گفتن، و به حقارت با او تکلم کردن. و پند و موعظه او را بی نفع دانستن،  امثال اینها.
از جمله آثار کبر است. خرامان و دامن کشان راه رفتن و بعضی از این افعال گاهی از حسد و کینه و ریا نیز نسبت به بعضی صادر می شود، اگر چه آدمی خود را از او بالاتر هم نداند.
و بدان که: کبر از اعظم صفات رذیله است، آفت آن بسیار، و غائله آن بی شمار است. چه بسیار اند از خواص و عوام که به واسطه این مرض به هلاکت رسیده اند. و بسی بزرگان ایام، که به این سیی گرفتار دام شقاوت گشته اند. اعظم حجابی است آدمی را از وصول به مرتبه فیوضات، و بزرگ تر پرده ای است از برای انسان از مشاهده جمال سعادت، زیرا که: این صفت ، مانع می گردد از کسب اخلاق حسنه. چون به واسطه این صفت، آدمی بر خود بزرگی می بیند، که او را از تواضع و حلم، و قبول نصیحت، و ترک حسد و غیبت و امثال اینها منع می کند و بلکه خلق بدی نیست مگر اینکه صاحب تکبر محتاج به آن است به جهت محافظت عزت و بزرگی خود و هیچ صفت نیکی نیست مگر اینکه از آن عاجز است به سبب بیم فوت برتری خود و از این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیص شمار و تذکار است.
تکبر در قرآن 
تکبر در قرآن
این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیز شمار و تذکار است.
خدای-تعالی- می فرماید:«یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار»
خلاصه معنی آنکه: زنگ و چرک می فرستد خدا بر هر دل متکبری. 
و می فرماید: «انه لا یحب المستکبرین»
یعنی:«به درستی که خدا دوست ندارد تکبر کنندگان را»
و دیگر می فرماید:«ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون»
یعنی:« زود باشد که برگردانم از آیات خود، روی کسانی را که تکبر می ورزند»
و باز می فرماید:« ادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فبئس مثوی المتکبرین»
یعنی:« داخل شوید در درهای جهنم، در حالتی که مخلد خواهید بود در آن، پس بد مقامی است مقام تکبر کنندگان»
متکبرین در روز قیامت
و حضرت پیغمبر - صل الله علیه و آله و سلم - فرمودند که: 
« داخل بهشت نمی شود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد و هر که خود را بزرگ شمارد و تکبر کند در راه رفتن، ملاقات خواهد کرد پروردگار را در حالتی که بر او غضبناک باشد.»
و فرمودند که : « خداوند عالم فرموده: کبریا و بزرگی روای من است، و عظمت و برتری سزاوار من، هرکه خواهد در یکی از اینها با من برابری کند او را جهنم خواهم افکند»
و فرمودند که: « در روز قیامت از آتش جهنم گردنی بیرون خواهد آمد که دو گوش داشته باشد و دو چشم و یک زبان، و خواهد گفت که: من موکل به سه طایفه هستم: یکیشان، متکبرین است.
و فرمودند که:« سه نفرند که خدای - تعالی - در روز قیامت با ایشان سخن نخواهد فرمود، و عمل ایشان را پاک نخواهد ساخت، و عذاب دردناک از برای ایشان خواهد بود: پیر زناکار، و پادشاه جبار، و متکبر بی خبر»
و نیز از آن « حضرت مروی است که :« بد بنده ای است بنده ای که به سهو و لهو بگذراند و گورستان و پوسیدن بدن ها را در آنجا فراموش کند.»
و نیز از آن جناب روایت شده است که: ـ دشمن ترین شما به سوی ما، و دورترین شما از ما در روز آخرت، پرگویان، نازک گویان و متکبران»
و فرمودند که: متکبرین را در روز قیامت محشور خواهند کرد به صورت مورچه های کوچک، که به جهت بی قدری که نزد خدا دارند پایمال همه مردم خواهند شد.»
و فرمودند که: « در جهنم وادی ای است که او را هب هب گویند و بر خدا ثابت است که هر جبار متکبری را در آن جای دهد»

نظرات() 

چرا پنهان بودن صفات در آدم مهم است؟

دوشنبه 30 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی اهمیت پنهان بودن بدی ها و خوبی ها در انسان از خود آنها مهم تر است. و یک بدی آشکار بسی خطر کمتری دارد تا یک بدی که در اعماق وجود انسان پنهان شده! که می گویند اگر همه خوبی ها بدی های انسان آشکار می شد، مسیر الی الله دیگر اینهمه پیچیدگی نداشت و نیاز به دستورات و استاد و... نبود.
و حساسیت و این پنهان بودن عیب ها در انسان در این است که می بینی این عیب هفتاد سال در توست و نمی فهمی [ و وقتی می فهمی برای اصلاح اش دیر شده] و یا خصلت خوب پنهان است و عدم اطلاع از آن انسان را مایوس می کند!  که یاس از حربه های اصلی شیطان است که خودش هم به آن دچار است و از رحمت خدا مایوس. یا از آن طرف اگر این بدی را نبیند شاید دچار عجب (خودبینی و تکبر در مقابل خدا) شود و به ادعای خوب بودن و طلبکار شدن از خدا بیانجامد. و در مورد عجب داریم که امام صادق (علیه السلام) در حدیثی با این مضمون دارند که: اگر خطر عجب نبود، هیچ گاه بنده به گناه مبتلا نمی شد که عجب بدتر از گناه است! کافی جلد 2 صفحه 313 
و احادیث دیگری که در مورد شناخت خویشتن و نفس آدمی است؛ به این موضوع برمی گردد که انسان باید نفس خود و صفات خوابیده در آن را بشناسد و چه احادیثی در بیان فضیلت کسانی که نفسشان را بشناسند آمده!  
مثلا امیر المومنین(ع) می فرمایند: کفی بالمرء کیساً ان یعرف معایبهُ و کفی بالمرء جهلا ان یجهل عیبه؛ از زیرکی انسان همین بس است که معایب خود را بشناسد و از جهالت و نادانی فرد همین بس است که معایب خود را نشناسد.
یا فرموده اند: معرفت و شناخت انسان نسبت به عیوبش، سودمند ترین معرفت هاست. 
و این حدیث معروف که: من عرف نفسه فقد عرف ربه! هر که نفسش را شناخت خدایش را هم می شناسد. که اصلا مقدمه ی خداشناسی همین شناخت نفس است

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :