تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر خورشید
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

خاطره ای از زبان رهبر

یکشنبه 19 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:خاطرات، 

به نام خدا 
در ایام ریاست جمهوری به یکی از کشورهای آفریقایی سفر رسمی داشتم. از پلکان هواپیما که پابین آمدم، دیدم که رییس جمهور آن کشور، مرعوب من شده است. این وضعیت در چهره اش کاملا آشکار بود. در ماشین تشریفات نشستیم، تا ما را به محل مهمانسرا ببرند. در ماشین دیدم که این شخص، بدون آن که خودش بخواهد، یک طرف نشسته و جرات نمی کند به صورت من نگاه کند:من با زحمت و با تبسم و خنده و نرم گویی، یواش یواش او را به صحبت آوردم. وقتی به ایران برگشتم به امام گفتم: من در آنجا دیدم که اینها در ما رشحه ای از وجود شما را می بینند. آن رییس جمهور، در مقابل من که این طور خاضع نبود، من که کسی نبودم. او در مقابل امام خاضع بود، امامی که مظهر انقلاب بوذ. آن شخص نمی توانست خوش را نگه دارد. او یک رییس جمهور گردن کلفت و معروف حسابی هم هست، از آدم های خرده ریز نیست، اما از هیات ایرانی، امام را می دبد و بویش را میشنید. 
 برگرفته از کتاب خورشید نوشته سید علی بنی لوحی

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :