تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر تکبر
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

تکبر

چهارشنبه 11 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسمه تعالی
سلام به دوستان عزیزی که در حال خواندن این نوشته می باشند. سال جدید را به شما و به تمامی ایرانی های عزیزی که در سراسر جهان هستند تبریک می گویم و از خداوند منان می خواهم که امسال را سال تحول درونی همه ما قرار دهد تا شاید فرجی حاصل شود...
امیدوارم سال جدید برایتان مملو از توفیقات الهی باشد و روزی های معنوی و مادی بر زندگی شما سرازیر شود و از ته دل از خدای تبارک و تعالی می خواهم: اللهم غیِّر سوء حالنا بحسن حالک.
امروز تصمیم گرفتم یک مطلب کاربردی برای شما عزیزان بگذارم امیدوارم که مورد استفاده و بهره ی شما قرار بگیرد:
علامات کبر در انسان:
الف: هنگامی که با امثال خود به گفتگو نشست و از زبان آن ها کلام حقی شنید که مطابق سخن خودش نیست اگر اعتراف نکند و اظهار خوش حالی نکند و از آنها تشکر نکند کبر دارد. اگر داشت راه حلش آن است که مکرر اقرار به عجز و قصور خود کند و به گوینده ی حق دعا کند و او را آفرین و ستایش گوید، تا این صفت از او رفع شود.
ب: وقت ورود به مجلسی اگر اقران و امثال او بر او مقدم بنشینند و او فروتر نشیند مطلقاً در حال او تغییری ایجاد نشود. همچنین در وقت راه رفتن مضایقه نداشته باشد که عقب همه راه رود.

برای خواندن باقی مطلب به « ادامه مطلب» رجوع کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

تکبر در معراج السعاده قسمت دوم

یکشنبه 5 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حکایت، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
از کلام عیسی بن مریم است که:« همچنان که زرع در زمین نرم می روید و بر سنگ سخت نمی روید، همچنین دانایی و حکمت جای می گیرد در دل اهل تواضع و فروتنی و جای نمی گیرد در دل متکبر. نمی بینید که سر می کشد و سر خود را بلند می کند که سقف رسد سقف سر او را می شکند؟ و هر که سر خود را به زیر افکند، سقف بر سر او سایه می افکند و او را می پوشاند؟»
چون حضرت نوح-علیه السلام- را هنگام رحلت رسید فرزندان خود را طلبید و گفت: شما را به دو چیز امر میکنم و از دو چیز منع میکنم: منع می کنم از شرک به خدا و تکبر و امر می کنم به گفتن« لا اله الا الله»و«سبحان الله و بحمده»
و روزی که حضرت سلیمان -علیه السلام- امر کرد که مرغان و جن و انس بیرون آیند، پس بر بساط نشست و دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند و بساز او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید سپس این قدر میل به پستی کرد که کف پای او به دریا رسد پس صدایی بلند شد که کسی می گوید: اگر در دل صاحب شما به قدر ذره ای کبر می بود او را به زمین فرو می بردند بیشتر از آنچه بلند کردند او را»
و از حضرت امام باقر - علیه السلام- مروی است که:« از برای متکبرین، در جهنم وادی ای است که آن را «سقر» نامند و از شدت حرارت خود به خدا شکایت کرد و رخصت طلبید که یک نفس بکشد، پس نفس کشید، از نفس او جهنم بسوخت»
جهنم
و فرمودکه:« متکبرین را در روز قیامت به صورت مورچکان محشور خواهند کرد و مردم ایشان را پایمال خواهند نمود تا خدا از حساب بندگان فارغ شود».
و فرمود که:« هیچ کس نیست که تکبر کند مگر اینکه در خود پستی می بیند، - که می خواهد با  تکبر آن را بپوشاند-»
و فرمود که :« دو ملک در آسمان هستند که موکل بندگان اند که هر که تواضع کند، او را بلند مرتبه کنند، و هر که تکبر نماید او را پست مرتبه می نماید»
و فرمود که جبار ملعون، کسی است که به حق جاهل باشد و مردم را حقیر شمارد»
و فرمود که:« هیچ بنده ای نیست مگر آنکه اورا حکمت و دانائی است و ملکی است که نگاه می دارد آن حکمت را از برای او، پس اگر تکبر کرد می گوید: ذلیل شو، که خدا تو را ذلیل گردانید، پس او در پیش خود ازهمه کس بزرگتر، و در نظر مردم از همه کس کوچک تر می شود و اگر تواضع و فروتنی نمود، می گوید: بلند مرتبه شو که خدا تو را بلند کرد، پس او در دل خود از همه کوچک تر می شود و در چشم مردم از همه کس بلند تر می گردد».
اقسام کبر و درجات آن
تکبر بر سه قسم است:
اول آنکه تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند و این بدترین نوع تکبر است، بلکه اعظم افراد کفر است و سبب این محض جهل و طغیان است و به این قسم خدای - تعالی- اشاره می کند که: «ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» یعنی:« به درستی که کسانی که تکبر و گردن کشی از بندگی من می نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتی که ذلیل و خوار باشند.»
فرعون
دوم آنکه: بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابوجهل و امثال اینها و ایشان کسانی بودند که می گفتند:« ا هؤلاء من الله علیهم من بیننا» یعنی آیا اینها را خدا منت گذارد و پبغمبر کرد در میان ما؟»
و می گفتند:« ا نؤمن لبشرین مثلنا» یعنی» «آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو آدمی مانند ما؟»
و میگفتند:« ان انتم الا بشر مثلنا» یعنی:« نیستید شما مگر مانند ما .
و این قسم نیز نزدیک تکبر به خداست .
سوم آنکه اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید و خود را از ایشان برتر ببیند. که در مطلب قسمت سوم اگر خدا بخواهد مفصل تر می نویسم.

قسمت اول را اینجا ببینید.

نظرات() 

تکبر در معراج السعاده

شنبه 4 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
معراج السعاده تکبر
کبر عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد. و فرق این با عجب آن است که:در عجب آدمی خود را شخصی بیند و خود پسند باشد اگر چه پای شخص دیگری در میان نباشد. ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان باشد تا خود را از آن برتر ببیند و این کبر، صفتی است در نفس و باطن.و از برای این صفت در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن را تکبر گویند.
و آن آثاری است که: باعث حقیر شمردن دیگری و برتری بر آن گردد. مانند: مضایقه داشتن از همنشینی با او، یا هم خوراکی با او، امتناع در پهلو نشستن با او، یا رفاقت او، و انتظار سلام کردن و موقع ایستادن او، و پیش از او در راه رفتن، و تقدم بر او در نشستن، و بی التفانی با او در سخن گفتن، و به حقارت با او تکلم کردن. و پند و موعظه او را بی نفع دانستن،  امثال اینها.
از جمله آثار کبر است. خرامان و دامن کشان راه رفتن و بعضی از این افعال گاهی از حسد و کینه و ریا نیز نسبت به بعضی صادر می شود، اگر چه آدمی خود را از او بالاتر هم نداند.
و بدان که: کبر از اعظم صفات رذیله است، آفت آن بسیار، و غائله آن بی شمار است. چه بسیار اند از خواص و عوام که به واسطه این مرض به هلاکت رسیده اند. و بسی بزرگان ایام، که به این سیی گرفتار دام شقاوت گشته اند. اعظم حجابی است آدمی را از وصول به مرتبه فیوضات، و بزرگ تر پرده ای است از برای انسان از مشاهده جمال سعادت، زیرا که: این صفت ، مانع می گردد از کسب اخلاق حسنه. چون به واسطه این صفت، آدمی بر خود بزرگی می بیند، که او را از تواضع و حلم، و قبول نصیحت، و ترک حسد و غیبت و امثال اینها منع می کند و بلکه خلق بدی نیست مگر اینکه صاحب تکبر محتاج به آن است به جهت محافظت عزت و بزرگی خود و هیچ صفت نیکی نیست مگر اینکه از آن عاجز است به سبب بیم فوت برتری خود و از این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیص شمار و تذکار است.
تکبر در قرآن 
تکبر در قرآن
این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیز شمار و تذکار است.
خدای-تعالی- می فرماید:«یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار»
خلاصه معنی آنکه: زنگ و چرک می فرستد خدا بر هر دل متکبری. 
و می فرماید: «انه لا یحب المستکبرین»
یعنی:«به درستی که خدا دوست ندارد تکبر کنندگان را»
و دیگر می فرماید:«ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون»
یعنی:« زود باشد که برگردانم از آیات خود، روی کسانی را که تکبر می ورزند»
و باز می فرماید:« ادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فبئس مثوی المتکبرین»
یعنی:« داخل شوید در درهای جهنم، در حالتی که مخلد خواهید بود در آن، پس بد مقامی است مقام تکبر کنندگان»
متکبرین در روز قیامت
و حضرت پیغمبر - صل الله علیه و آله و سلم - فرمودند که: 
« داخل بهشت نمی شود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد و هر که خود را بزرگ شمارد و تکبر کند در راه رفتن، ملاقات خواهد کرد پروردگار را در حالتی که بر او غضبناک باشد.»
و فرمودند که : « خداوند عالم فرموده: کبریا و بزرگی روای من است، و عظمت و برتری سزاوار من، هرکه خواهد در یکی از اینها با من برابری کند او را جهنم خواهم افکند»
و فرمودند که: « در روز قیامت از آتش جهنم گردنی بیرون خواهد آمد که دو گوش داشته باشد و دو چشم و یک زبان، و خواهد گفت که: من موکل به سه طایفه هستم: یکیشان، متکبرین است.
و فرمودند که:« سه نفرند که خدای - تعالی - در روز قیامت با ایشان سخن نخواهد فرمود، و عمل ایشان را پاک نخواهد ساخت، و عذاب دردناک از برای ایشان خواهد بود: پیر زناکار، و پادشاه جبار، و متکبر بی خبر»
و نیز از آن « حضرت مروی است که :« بد بنده ای است بنده ای که به سهو و لهو بگذراند و گورستان و پوسیدن بدن ها را در آنجا فراموش کند.»
و نیز از آن جناب روایت شده است که: ـ دشمن ترین شما به سوی ما، و دورترین شما از ما در روز آخرت، پرگویان، نازک گویان و متکبران»
و فرمودند که: متکبرین را در روز قیامت محشور خواهند کرد به صورت مورچه های کوچک، که به جهت بی قدری که نزد خدا دارند پایمال همه مردم خواهند شد.»
و فرمودند که: « در جهنم وادی ای است که او را هب هب گویند و بر خدا ثابت است که هر جبار متکبری را در آن جای دهد»

نظرات() 

تکبر چیست؟

جمعه 3 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، معرفی، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
 پناهیان، تکبر
تکبر یکی از صفات همیشه همراه انسان است و به صورت نامحسوس، در بسیاری از انگیزه ها و رفتار های  او تاثیر گذار است. و بدتر از وجود خودش مخفی بودنش است.  
اصل تکبر یعنی خودرا بزرگ پنداشتن. و برای حفظ این بزرگی خیالی با خوبی ها و خوبان جنگیدن، بزرگتر از خود را تحمل نکردن. تکبر یکی از اینها یا همه ی اینها است.
تکبر اندک یعنی کمی «منم» زدن. علاقه به برتری بر دیگران داشتن، یک ذره ناراحت شدن از انتقاد بجا، کمی سخت بودن پذیرش حق و آنجا که باید انتقاد پذیر نبودن.

تکبر تمایل به بزرگ شدن است و یا توهم بزرگ بودن. و در این شکل خود را به گونه های مختلف نشان می دهد. گاهی انسان فقط به دنبال این است که کسی او را تحقیر نکند و گاهی دنبال وجهه ی اجتماعی و عزت و احترام پیدا کردن بین مردم است. و گاهی به صورت فخر فروشی یا تحقیر کردن دیگران بروز می کند.
این تمایل به بزرگ شدن و یکی از انگیزه های اصلی انسان ها برای رفتار هایشان است و بسیاری از کارها را در جهت ارضای این خواسته  انجام می دهند که در فرهنگ ها و جوامع مختلف، شکل این «بزرگ شدن» فرق می کند. (گاهی در جامعه کسی که دیگران را تحقیر می کند بزرگ می شود و گاهی کسی که از خود گذشتگی می کند کوچک می شود.)
تکبر به صورت فطری گویا در انسان وجود دارد! انسان ها با فطرت خدایی به دنیا می آیند یعنی علایق خداگونه و گرایش به خوبی ها دارند. یکی از صفات خدا نیز تکبر است که شاید انسان به داشتن آن هم علاقه پیدا می کند. در حالی که آن مخصوص خداوند است. 
شاید هم ریشه ی این تمایل به بزرگی، غریزه ای خدادادی در انسان برای گرایش به کمال و رستگاری باشد که در طول زندگی به خاطر تربیت غلط یا وسوسه ی شیطان یا... به صورت تکبر در می آید و انسان را به تباهی می کشد. 
بزرگی واقعی انسان  در اطاعت خداست و ما هم دنبال بزرگی ولی خیلی وقت ها گول می خوریم و برای ارضای این نیاز به همه جا چنگ می اندازیم که شاید با برتری یافتن به برخی انسان ها این عطش بزرگی مان خاموش شود که مانند نوشیدن از دریا بدتر انسان را تشنه تر می کند.
به هر حال تکبر از بزرگترین رذایل اخلا قی است کم در انسان یافت می شود و در آیات و احادیث در مورد آن بسیار (بد) گفته شده:
- حضرت علی (علیه السلام): از تکبر بپرهیز که آن بزرگترین گناهان، و دردناک ترین عیب ها و زیور شیطان است. 
یا در کلامی دیگر فرموده اند:«اِحذِر الکِبر؛ فُاِنُّهَ رأسَ الطغیان و معصیُهَ الرُّحمان» یا « أقبحُ الخَلقِ التکبر»
در قرآن هم در ایاتی به تکبر و طغیان اشاره می کند:
الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ ﴿فجر ۱۱ همانان كه در شهرها سر به طغیان برداشتند
اِذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿ طه ۴۳ به سوى فرعون بروید كه او به سركشى برخاسته
برگرفته از کتاب تکبر پنهان علیرضا پناهیان صفحه 59

نظرات() 

چرا برخی از عیوب از آدم مخفی می ماند.

چهارشنبه 1 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا برخی از عیوب از آدم مخفی می ماند.

1)      یکی از دلایل مهمِ پنهان ماندن عیوب انسان، «علایق و آرزو های» اوست. انسان آرزو ها و دوست داشتنی هایی دارد که می توانند واقعیت را در ذهن او تغییر دهند تا جایی که دیکر واقعیت را درست نبیند. مثلا همه دوست دارند آدم خوبی باشند. اصل این علاقه خوب است، ولی یکی از نتایج  نامناسب اش این است که انسان فکر می کند واقعا آدم خوبی است.! در حالی که فقط دوست دارد خوب شود.  انسان خودش را دوست دارد، گناه خود را کوچک  و ثواب خود را بزرگ می بیند. اصلا نفس انسان خاصیتی دارد که بر اساس آن، واقعیت ها را شبیه دوست داشتنی هایش جلوه می دهد. و علاقه های انسان اندیشه هایش را رهبری می کند.

2)      دلیل دیگر «ترس از یأس» است. یعنی بعضی ها به خاطر ترس از بدبختی یا ترس از اینکه نتوانند خود را اصلاح کنند، عیوب خود را نگاه نمی کنند. اساساً یکی از ترفند های اصلی ابلیس همین «مأیوس» کردن است. البته ابلیس ترفند دیگری دارد و آن «مغرور» کردن انسان است. و راه حل خوبی برای این مأیوس شدن در اثر آگاهی از عیوب، این است که هرگاه از عیب خود مطلع شدیم، به آغوش رحمت خداوند پناه ببریم و به عیوب خود اعتراف کرده، از خداوند عذر خواهی کنیم. بدانیم که خدا دوستمان دارد و بنده ی خود را رها نکرده و عیب ما را برطرف خواهد کرد.

3)      سومین دلیل اینکه بعضی صفات همیشه همراه انسان هستند و از آنجایی که همیشه همراه آدم هستند، انسان از وجودشان غافل می شود و عادت می کند به این صفت! در حالی که اگر آن صفت گاهی باشد و گاهی نباشد شناخت اش خیلی راحت تر می شود.

4)      مورد بعدی هم فرهنگ عمومی جامعه است. این فرهنگ به پنهان ماندن عیوب کمک می کند. ما رسم نداریم انتقاد کنیم؛ انتقاد را آنچنان که امام صادق می فرمایند، هدیه تلقی نمی کنیم.شاید بلد نیستیم به درستی از یکدیگر انتقاد کنیم! معمولا از هم تعریف می کنیم. و به این ترتیب عیب هایمان پنهان می مانند.

 

کتاب رهایی از تکبر پنهان، علیرضا پناهیان، صفحه 39 تا 41، (برداشت آزاد)

 

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :