تبلیغات
مسجد ما - مطالب ابر امام خمینی
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

درس هایی از امام

دوشنبه 9 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، 


بسمه تعالی

روحانی سید حمید: امام در موعد مقرر برای تدریس در محل درس حاضر می شدند و از اینکه بیشتر اوقات طلاب، نامرتب و دیر و زود به درس آمده و در امور زندگی بی نظم بودند، رنج می بردند. و کرارا به مناسبتهایی این نکته را به طلاب گوشزد می کردند که در این دنیا کسانی توانستند به جایی برسند و گلیم خویش را از آب بیرون بکشند که در زندگی دارانی نظم و انضباط بوده اند.

حدیده چی مرضیه: یکی از خصوصیات بارز امام این بود که حتی در مملکت کفر هم حقوق و قوانین اجتماعی آن جامعه را رعایت می کردند. از جمله وقتی در پاریس برادران پولی کرده و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا می آمدند، ذبح کردند و به مناسبت شب عاشورا مقداری از آن خوراک تهیه کردند و مقداری از آن را هم برای منزل امام فرستادند. چون در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی در خارج از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است تا امام از چنین قانونی اطلاع یافتند، فرمودند: چون تخلف از قانون حکومت اینجا شده است، من از این گوشت نمی خورم.

بر گرفته از کتاب « درسهایی از اخلاق امام (ره)» از « انتشارات تسنیم» ناشر کتب دیدگاه های امام خمینی.


نظرات() 

حاج آقا مصطفی

یکشنبه 11 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:حکایت، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در بیشتر کلاس های درس حوزه، شاگردان می توانند از درس استاد اشکال بگیرند و استاد جواب دهد. به کسی که اشکال می گیرد اصطلاحاً «مستشکل» می گویند.
در کلاس های درس حضرت امام هیچ کس مثل آقا مصطفی اشکال نمی گرفت. این هم از عمق مطالعات او حکایت می کرد.
آیت الله رازی زاده می فرمود: حاج آقا مصطفی عادت داشت که به امام بگوید:«التفات بفرمایید».
حضرت امام هم می فرمود:«ما به شما خیلی التفات داریم!» و در کل علاقه ی امام در پاسخی که در درس به ایشان می داد کاملاً مشخص بود؛ علاقه ای همراه با احترام.



یکی از دوستان ایشان از قول حاج آقا مصطفی می فرمود: من سه جور سوال از امام می پرسم؛
برای خواندن ادامه مطالب روی عبارت«ادامه مطلب» کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

چند خطی با امام...

پنجشنبه 1 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دل نوشت، انقلاب، 

بسم الرب الشهدا و الصدیقین

طبق رسم همیشگی اول سلام

سلام بر امام امت، سلام بر لاله ی پر فروغ دشت لاله ها و سلام بر روح الله

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/ چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

راست می گویم من گرفتار توام نه فقط من که عالمی هنوز گرفتار توست هنوز با یاد خاطرات تو زنده اند هنوز وقتی

به عکس هایت نگاه می کنند کمی آرام می شوند چون هنوز هم که هنوز است چشم های تو پر از حرف های ناگفته است.

من هم چون یاران دیرینت هر وقت دلم می گیرد به شما فکر می کنم چون بوی خدا میدهی، هنوز از قدرت توکلت 

پشت ملتی گرم است، هنوز از تو گفتن دشوار است، هنوز...

اماما دست تقدیر میان من و شما جدایی انداخت و من هیچگاه توفیق دیدن شما را جز در عکس ها وفیلم ها نداشته 

ام، اما بدان که با این وجود دلم می تپد برایت، هنوز از قنوت نماز تو مبهوتم...


حسینیه جمارانت برای من پر از حرف هاست، ستونها ، 

باقی متن در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 

شیخ ابراهیم زکزاکی

پنجشنبه 26 آذر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دل نوشت، اخبار، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ زکزاکی احتمالا دو بار امام خمینی (ره) را ملاقات نموده است .اولین بار امام را در پاریس ملاقات نمود و دومین بار در سمت معاون دبیر کل دانشجویان مسلمان آفریقا یکسال پس از پیروزی انقلاب اسلامی.
تا سال1979 میلادی شیعه یک مذهب ناشناخته در نیجریه بود اما شیخ زکزاکی که دیدار و جذبه ی امام در او تاثیر شگرفی گذاشته بود پس از بازگشت به نیجریه تعداد شیعیان نیجریه را بنا به قولی(صحبت های آقای رائفی پور) بین بیست تا بیست و پنج میلیون نفر رساند (بی بی سی هفت میلیون نفر و برخی منابع دیگر از سه تا هفت میلیون و برخی هم ده میلیون نفر)
شیخ زکزاکی

ادامه مطلب

نظرات() 

امام خمینی (ره): ما این ننگ را کجا ببریم؟

سه شنبه 21 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاورمیانه، اخبار، انقلاب، 

حضرت امام خمینی(ره):
ما این ننگ را کجا باید ببریم... و مع الأسف در داخل ما هم جناحهایی هستند دست و پا می‌کنند که همان مسائل را درست کنند.
یعنی دست و پا می‌کنند که امریکا قدرت پیدا کند.
این ننگ را ما کجا باید ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است، اینجا زاییده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالایی که مملکت ما و ملت ما قدرت امریکا را در اینجا شکست داده است، باز روابط با امریکا دارند که برگردانند.
آمریکا
ما این ننگ را باید کجا ببریم.
این شکایت را پیش کی بکنیم که باز هم در بین جمعیت ما اشخاصی هستند که اخلال می‌کنند که نمی‌خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند.
جمهوری اسلامی اگر تحقق پیدا کند دست اربابها کوتاه می‌شود، مبادا این کار بشود.

منبع:
صحیفه نور - جلد ۱۱- صفحه ۲۶۰
و برجام تصویب شد. 

نظرات() 

فرصت طلایی برای کشتن شمر ملعون

شنبه 18 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام حسین (ع)، اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسین، جوانمردی
روز عاشورا هنوز جنگ شروع نشده بود که شمر ملعون به نزدیک خیمه های امام حسین ع آمد و آنها را به باد دشنام و ناسزا گرفت. شاید با این کار می خواست لشکر سید الشهدا ع تحریک شوند و جنگ را شروع نمایند.
مسلم ابن عوسجه تیری در کمان گذاشت تا شمر ملعون را به جهنم واصل نماید ولی امام حسین ع مانع او گشت و او را از این کار باز داشت. مسلم ابن عوسجه عرض کرد: یا ابا عبدالله، این بهترین فرصت است می توانیم این دشمن خدا را به آتش جهنم بفرستیم! حضرت سید الشهدا ع فرمود: آری فرصت خوبی است ولی من نمی خواهم آغازگر جنگ باشم. « لا تَرمِهِ فاِنّی لا ابدا بِالقِتالِ»
و شاید یک علت آن هم این باشد که این نوع غافل گیر کردن با اصول جوانمردی سازگاری ندارد. و اما حسین پایبند اصول جوانمردی بود. وقتی هزاران فرشته به یاری او شتافتند، امام حسین ع یاری آنان را نپذیرفت و هنگامی که هزاران جن به محضرش آمدند و اجازه خواستند که لشکر ابن زیاد را تار و مار کنند، حضرت سید الشهدا ع فرمودند: « این جنگ انسان هاست»!
امام خمینی، جوانمردی
  در جنگ تحمیلی که ایران هشت سال به دفاع پرداخت تا انقلاب اسلامی و کشور خود را   حفظ نماید. بارها دشمن ناجوانمردانه به شهر ها، مدرسه ها، کودکستان ها و بیمارستان   ها حمله کرد و فجیع ترین صحنه های دلخراش را به وجود آورد و حتی دست به بمباران   شیمیایی جبهه و شهر ها پرداخت و وقتی به امام خمینی گفتند: ما نیز چنین کنیم تا      پیروز شویم. امام خمینی فرمودند: این ناجوانمردی است و با ارزشهای اسلام و انقلاب    اسلامی هیچ سازگاری ندارد و چنین پیروزی در واقع شکست است.

کتاب سفینه الحسین،آثار و اسرار شگفت انگیز عاشورا و پاسخ به شبهات- نگارشِ صادق حسن زاده- چاپ اول سال 1392- صفحه 259

این سخنرانی هم در مورد جوانمردی امام حسین ع در جنگ تمیم ابن قحطبه است از استاد دانشمند. پیشنهاد می کنم گوش کنید.
 برای دانلود روی این خط کلیک کنید

نظرات() 

پنجاه سال عبادت

پنجشنبه 2 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، 

به نام خدا
امام خمینی(ره) : این وصیتنامه هایی که این ها می نویسند را مطالعه کنید، پنجاه سال عبادت کرده اید و خدا قبول کند.
این وصیتنامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. (صحیفه ج 14 صفحه 491)

و من چه دارم بگویم و قتی امام این گونه فرمودند. به جرات می توانم بگویم بعد از خواندن این وصیتنامه ها ( البته همه اش را نخوانده ام) خیلی مطالب فهمیدم مطالبی که هیچگاه نمی توانم آن را به زبان قلم به شما عزیزان بگویم. واقعا ضرر کرده اید اگر این کتاب را نخوانید حد اقل وصیتنامه اولش را بخوانید که شاید حتی پنج دقیقه هم از وقتتان را نخواهد گرفت برای دانلود این کتاب که البته با اجازه ناشر آن است( و من این مساله را از خود ناشر تلفنی پرسیدم) اینجا را کلیک کنید.

امام خمینی(ره): نگذارید که پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم های زندگی روزمره، به فراموشی سپرده شوند.
لطفا به جوان بودن اکثر شهدا و لغت پیشکسوتان امام توجه فرمایید، حیرت آور است!

نظرات() 

توصیه ای از امام روح الله

جمعه 20 شهریور 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، چند رسانه ای، 

به نام خدا

تصمیم گرفتم توصیه امام خمینی به جوان ها را (که خودم هم جزوشان هستم) همراه با متن سخنرانی که با دقت نوشتم در معرض نگاه هایتان قرار دهم تا شاید کمی به فکر فرو رویم.

متن سخنان امام پیرامون توصیه ای به جوانان:

ما تا حالا راه نیفتادیم هفتاد سالمون هشتاد سالمون هست باز راه نیفتادیم هجرت باید [می کردیم اما ] تا حالا نکردیم ما همین در زمین متوقف شدیم و تا آخر همم همینطور هست و باید راه بیفتیم چاره ای نیست شما جوانها بهتر می توانید این راه را پیدا کنید از ما گذشته، ما مدت هامون رفته است دیگر شما جوان ها بهتر میتوانید تهذیب نفس کنید شما به ملکوت نزدیکتر هستید از پیرمردها. در شما اون ریشه های فساد کمتر است رشدش کمتر شده است اون طور رشد نکرده هر روز بماند رشدش زیادتر میشود هر روز تعطیل بندازید تعویق بندازید مشکل تر میشود. یک پیر بخواهد اصلاح شود بسیار مشکل است جوان زودتر اصلاح میشود. هزاران جوان اصلاح میشوند و یک پیر [ اصلاح ] نمیشود نگذارید برای ایام پیری حالا که جوان هستید حالا سیر خودتون رو شروع کنید.

چه زیباتر است با صدای دل نشین روح الله

[http://www.aparat.com/v/0FvPD]

نظرات() 

رائفی پور | چرا ولایت فقیه؟

پنجشنبه 19 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، چند رسانه ای، خاورمیانه، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

کلیپ خیلی جالبی از استاد رائفی پور دیدم در مورد ولایت فقیه، و شاید چون برای خودم هم این سوال بود، واقعا خوشم اومد و به قول معروف بهم چسبید!
این کلیپ رو می گم:


برای راحتی بیشتر شما  تصمیم گرفتم حرفای توی ویدیو رو بنویسم، اگه نخواستید ویدیو رو هم ببینید می تونید متن رو بخونید. 
متن ویدیو رو تو ادامه مطلب نوشتم. 

ادامه مطلب

نظرات() 

پیش امام نمی روم

جمعه 30 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:دفاع مقدس، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم
چمران

وقتی امام خمینی در قم بودند، دولت موقت پنج شنبه ها می رفت آن جا برای گزارش و صحبت و کسب تکلیف. همه وزرا هم می رفتند دکتر سعی می کرد که همراه آنان نرود. سه چهار هفته ای می شد که نرفته بود.

یک بار در این ملاقات ها، یکی از آدم های صاحب نفوذ، خدمت امام حرف های نا به جایی زده بود. من بعد از ساعت اداری رفتم سراغ دکتر. پشت میزش نشسته بود، بهم گفت: «دیدی چطور اومد به همه مون دهن کجی کرد و رفت؟» گفتم: «چنین آدمی، با همچین موقعیتی، کسی نیست که من و شما بتونیم این جا راهش ندیم و جلوی اون بایستیم. تنها خود امامه که می تونه این آدمو سر جاش بشونه که این قدر شیطنت نکنه.»

بعد ادامه دادم که «چرا شما نمی رین؟الآن شما سه ، چهار هفته است که با هیات دولت به قم نرفتین و هر بار بهانه ای می آرین.» گفت:«نه، نمی رم، به امام هم نمی گم» گفتم:«خیلی معذرت می خوام دکتر، ولی آیا این تکبر نیست که شما نمی رین پیش امام؟» لحظه ای به چشم هایم خیره شد، بعد آمد با یک حالتی دست مرا گرفت و با اشاره به عکس امام که داخل اتاقش بود، گفت:«شب ها که تو خوابی، میام ساعت ها با این عکس حرف می زنم، درد دل می کنم، عشق بازی می کنم، صاحب این عکس معشوق من است.» متعجب گفتم:«چرا نمی رین حرف ها تونو حضوری به خودش بگین؟» گفت: «نمی شه، نمی تونم.» گفتم: «چرا؟» گفت:«امام امروز محوره، قدرتیه که بزرگ ترین قدرت های عالم ازش می ترسن. این هم امروز معلوم نمی شه. اینده مشخص می کنه که اون کی بوده و چه کار کرده. این هایی که می بینی می روند پیش او، کسانی اند که می خواهند از محور قدرت امام برای خودشون کسب قدرت کنن. من حاضر نیستم همراه این آدم ها  یک قدم بردارم، حتی اگه برای دیدن معشوقم باشه.»

از کتاب «چمران مظلوم بود» به روایت «حسین اعرابی»

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :