تبلیغات
مسجد ما - مطالب فرهنگ
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

سه توصیه حضرت یوسف ع به اقلیت دیندار بعد خودش

جمعه 29 مرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، امام مهدی (عج)، تاریخ، 

بسم الله الرحمن الرحیم 

حضرت یوسف علیه السلام میگوید حدود 80 سال بر مصر حکومت کرد و در این زمان خدا پرستان و آل یعقوب در موقعیت خوب و مناسبی بودند و کسانی را هم به این دین خوانده بودند و اقلیتی خدا پرست در مصر تشکیل شده بود. حضرت یوسف علیه السلام فرزندی نداشت و بعد از مرگش حکومت دوباره به فرعون ها میرسید. آنها هم این اقلیت را دشمن میداشتند به چند دلیل:
  1.  مذهبشان جدا بود و بت پرست نبودند. 
  2.  طبق این مذهب ادعای حکومت داشتند که حکومت فقط برای خداست و ما هم از طرف او و به دستور او باید حکومت کنیم.
  3. قبلا در حکومت بودند.
  4. در کارهای حکومتی وارد اند. میتوانند حکومت کنند.
حال فرعونیان با این چنین گروهی که خطر اول حکومت و تهدید اصلی برای قدرتشان است چگونه رفتار خواهند کرد؟ 

مصر

حضرت یوسف علیه اسلام به این اقلیت و اهالی دیندار توصیه ها و شاید وصیتی کرد و گفت :« شما که الان برای حکومت فرصت هستید به زودی بعد از مرگ من تهدید خواهید شد و فرعونیان هم بر علیه تان سه اقدام خواهند کرد.

بفیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 

تمدن اسلامی

یکشنبه 24 مرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، خاطرات، امام صادق (ع)، خاورمیانه، 

بسم الله الرحمن الرحیم 

  امروز کسی نیست که در تاریخ شیمی کار کرده باشد و نگوید شروع شیمی از شاگردان امام صادق علیه السلام، جابر ابن حیان و ... است.
پانصد جلد کتاب  از جابر فقط در شیمی بود که الان بیش از دویست جلد آن در کتابخانه پاریس و برلن وجود دارد. دانشمندان اروپا او را استاد علم، استاد حکمت و استاد کیمیا(شیمی) میدانستند.
دانشمندان اروپا هخمه اعتراف دارند که 19 عنصر از عناصر کشف شده، کشف جابر است. 
جابر در جایی توضیح میدهد که چگونه برگشتِ بعضی از عنصر ها به عناصر دیگر است.(ترکیب ها و تشکیل یک ماده جدید از چند عنصر).
راجع به نیرویی که در آتش نهفته است و نیرویی که در کوچکترین ذره ی ماده مستور است، مطالبی دارد.
آنچه خواندید بخش کوتاهی از یکی از سخنرانی های جناب رحیم پور ازغدی بود. به نقل از کتاب های " تاریخ تمدن غرب، الدلائل و المسائل، تمدن اسلامِ غرب، میراث اسلام" در مورد پیشرفت های علمی مسلمانان در زمان حکمروایی کلیسا بر اروپا و پیش از آن. 
مطالب بسیار جالبی از پیشرفت های مسلمانان در علوم مختلف، به خصوص علم پزشکی و طب میگوید که شنیدنی است و مهم تر از آن دانستنی! و همینطور حسرت خوردنی! 
آدم نمیداند خوشحال باشد و افتخار کند به این پیشینه درخشان یا ناراحت باشد که چرا الان مسلمانان در چنین وضعیتی نیستند! یا حسرت بخورد از اینکه جوانان و بلکه پیران کشورمان و احتمالا بقیه کشور های مسلمان از این ها خبر ندارند! و از کجا باید خبر دار شوند؟ نه در کتاب های درسی هست و نه در فیلم ها و سریال ها و نه تلگرام و فیسبوک و دیگر شبکه های مجازی! در لابلای کتاب های تاریخی ای پنهان شده اند که سال به سال شاید یکبار خوانده نمیشوند و این تاریخچه ی مفتخر را در خود مدفون دارند.  
کدامتان میدانستید که 19 تا عناصر را جابر ابن حیان کشف کرده؟ چند نفرتان اصلا جابر را میشناسید؟ عباس ایرانی را چطور؟ علی بن رضوان و ابن بطلان بغدادی ها چطور؟  صد ها پزشک دیگر ایرانی و غیر ایرانی مسلمان را چطور که فقط اسمشان در همان کتب تاریخی یافت میشود؟ 
رحیم پور ازغدی
اینها را نمیشناسیم و نمیدانیم که چشم اندازِ اسلام و ونتیجه ی آن چیست، چشم دوخته ایم به سیستم غربی و دچار خود باختگی شده ایم از غربی ها هم به جای سخت کوشی و تلاش و اینها دنبال عیاشی و آزادی و این حرف هاییم! (البته شما را نمیگویم منظور خودمم و  کسانی که چون خودم هستند)
 این تاریخ تمدن اسلامی جواب نخیلی مناسب و دندان شکنی است برای کسانی که ادعای مخالف اسلام با علم دارند یا اعتقادشان منافات داشتن دین داری با علم آموزی و پیشرفت علمی است.
در ادامه مطلب خاطره ای از یک پزشک مسیحی در جنگ های صلیبی را میگذارم ببینید که شاید برایتان جالب باشد 

ادامه مطلب

نظرات() 

نگاهی به فیلم | دختر

چهارشنبه 30 تیر 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، چند رسانه ای، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
دختر رضا میرکریمی
حدود دو هفته پیش به اتفاق چند تا از دوستان فیلم رو تو سینما دیدیم. به نظرم از اون دسته فیلم هایی بود که تو سینمای ایران زیاد میبینیم. فیلم هدف و مفهومی دارد ولی در بیان این هدف زیاد موفق نیست. فیلم نامه قوی نیست و وقتی فیلم تمام شد به هیچ وجهه احساس نخواهید کرد که فیلم خوبی دیدید یا داستان خوبی را شاهدش بودید. فقط یکسری تصاویر متحرک با صدا هایی پخش میشدند که توصیه های اخلاقی  نویسنده یا کارگردان را بیان کنند و برای اینکه اسمش فیلم باشد و این تصاویر به هم ربط داشته باشند داستانی هم در جریان است!
 
نه اینکه از فنون سینما از کارگردانی و بازیگری و فیلم نامه نویسی سر رشته ای داشته باشم نه فقط به عنوان یک بیننده عادی و مخاطب عام به نظرم فیلم از لحاظ داستان و فیلم نامه واقعا ضعیف، ایفای نقش ها خوب و کارگردانی هم...؟ در مورد کارگردانی نظری ندارم. 



اول بگویم انتظاری که من یا رفقای بنده از فیلم خوب داریم که محتوای فرهنگی مناسب را به شکلی غیر مستقیم یا مستقیم به صورت هنرمندانه ارائه بده رو این فیلم انجام نمیده. چون نه محتوای دست اولی داره و نه داستان آنچنانی و نه روایت زیبایی از اون داستان. 

فیلم اول با یک سکانس طولانی از صحبت های 7-8 نفر دختر بیست و چند ساله و به نظر دانشچو (که بعدا میفهمیم فارغ التحصیل شدند) شروع میشه و اینها از هر دری حرف میزنن و بعد از یه مدت سردرگمی تو صجبت های اینها صجنه کات میخوره به صجنه ی آروم تری میرسیم و از شلوغی و سر و صدای اول راحت میشیم!( تو سینما اذیت کننده بود یکم) نکته ای که اینجا نظرم رو جلب کرد این بود که در مورد حجاب هر کسی نقدی داشت و حرفی علیه اش داشت گفت ولی کسی دفاع منطقی یا حتی احساسی هم نکرد! شاید اینجا برای این این مکالمه رو به این شکل قرار داده اند که بدونیم فیلم قرار نیست که یه کار فرهنگی مناسب باشه و شکممون رو صابون نزنیم!

ادامه مطلب

نظرات() 

نگاهی به فیلم | در مدت معلوم

دوشنبه 10 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت معلوم
فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشد که وضعیت سینمای ایران با آنچه که از یک کشور اسلامی و یک سینمای اسلامی انتظار میرود بسیار فاصله دارد. همچون بسیاری مواردِ دیگر فاصله ی بسیاری تا ایده آل دارد ولی خب نزدیک ترین چیزی که به آن ایده آل وجود دارد هم شاید همین ایران باشد و چیزی که در ایران وجود دارد  راهی نیست مگر اینکه همین را تقویت و اصلاح کرد.  و اسلام مظلوم است و در ایران هم اسلام ضعیفی اجرا میشود ولی چاره ای جز ادامه ی همین نیست یا هیچ راهی نزدیک تر از این نیست و راه اش خدمت به اسلام در قالب همین جمهوری اسلامی است.
برای خواندن ادامه مطلب روی عبارت ادامه مطلب (که با رنگ سبز مشخص شده) کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

معرفی کتاب: عارفانه

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، خاطرات، دفاع مقدس، اخلاق، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
عارفانه، زندگینامه و خاطرات شهید احمد علی نیری هست که نشر ابراهیم هادی مثل به سبک بقیه ی کتاب هایش از زبان دوستان آشنایان و فامیل های شهید نقل شده و مانند همان کتاب ها تاثیر گذار است. پیشنهاد میکنیم حتما مطالعه کنید. در زیر هم قسمتی از کتاب که مقدمه ی آن هم هست را نوشته ام تا مقداری با فضای کتاب و خود شهید آشنا شوید. در آینده هم شاید بخش های دیگری را قرار دادم.

این گل پر پر از کجا آمده 
از سفر کـرب و بلا آمــده

عارفانه
امروز سوم اسفند سال 1356 است.جمعیت این شعار را میداد و پیکر شهید را از مقابل منزلش به سمت امین الدوله حرکت داد. بعد هم از مسجد به همراه جمعیت راهی بازار مولوی شدیم.
جمعیت که بیشتر آنها از جوانان مسجد و شاگردان آیت الله حق شناس بودند شدیدا گریه میکردند و طاقت از کف داده بودند.
من مدتی بود که خدمت حضرت آیت الله حق شناس این استاد اخلاق و سلوک الی الله میرسیدم و از جلسات پربار این استاد استفاده میکردم.
سال ها بود که به دنبال یک استاد معنوی میگشتم و حالا با راهنمایی برخی علمای ربانی تهران توانسته بودم به محضر این عالم خودساخته راه پیدا کنم.
شنیده بودم که حضرت استاد این شاگرد خود را بسیار دوست داشته، برای همین تصمیم گرفتم که در مراسم تشییع شهید عزیز شرکت کنم.
مراسم تشییع به پایان رسید. پیکرشهید را به سوی بهشت زهرا (علیها السلام) بردند. من هم همراه آنها رفتم.
برای خواندن ادامه مطلب روی عبارت «ادامه مطلب» کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

مشکلات را فقط امام زمان (عج) میتواند درست کند!

شنبه 25 اردیبهشت 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، امام مهدی (عج)، امام خامنه ای، دل نوشت، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم 

بعضی وقت ها در بحث ها و دیگر صحبت ها پیش می آید که از حرف دستی یک برداشت و نتیجه ی غلط برداشت میشود، یعنی گوینده خود از سخن درست برداشت غلط میکند؛ به خصوص در شبکه های ضد ایرانی و به طور اخص BBC منظورم است. البته حالا مورد صحبت نیست. به قولی میگویند تالی غلط است  با اینکه مقدمه صحیح گفته شده.
به طور مثال میتوانم این جمله را مثال بزم. این جمله ی نسبتا معروف منسوب به دکتر شریعتی (تحقیق نکرده ام که واقعا برای اوست یا نه): 
ترجیح میدهم در بازار باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم.
دکتر شریعتی
هر شنونده ای حداقل در نظر اول چنین سخنی را تایید میکند و استدلال میکند که بله همینطور است و در مسجد بودنی که در آن به فکر مال دنیا باشی چه فایده ای دارد و این حرف ها. ولی گاهی بعضی از این حرف برداشت میکنند که من مسحد نمیرم وبه خدا فکر میکنمیا کلا مسجد رفتن چنان کار خوبی هم نیست و اینجور چیزها! در حالی که همه میدانند که کسانی که در بازار هستند غالبا به یاد خدا نیستند یا اندک هستند و این مسجدی ها هستند که اکثرا در یاد خدا هستند و اصلا کسانی که به یاد خدا هستند به مساجد کشیده می شوند. 
خلاصه هدف از این مقدمه ی طولانی این که بگویم این حرف که موضوع این مطلب هم هست هم از همین سنخ حرف هاست.
مشکلات را فقط امام زمان (عج) میتواند درست کند!
 شکی نیست که کار ایجاد عدالت جهانی و اجرای کامل احکام دین و اینها فقط در زمان ظهور و توسط امام زمان (عج) صورت میگیرد ولی مثل جمله قبل از این جمله هم نتایج غلطی میگیرند حتی عقاید انجمن حجتیه هم تقریبا بر همین پایه است.
برای خواندن باقی مطلب به ادامه مطلب رجوع شود.

ادامه مطلب

نظرات() 

اعتکاف

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم از کسانی باشید که امسال به اعتکاف رفته اید، اگر هم نرفته اید زیاد سخت نگیرید انشاءالله سالهای بعد. واقعاً مایه مسرّت و مباهات است وقتی این خیل جوانانی که در این سه روز در مساجد گرد هم می آیند را می بینیم و آدم را امیدوار می کند که خدا را شکر، کسانی هستند که به جای رفتن به قهوه خانه و سایر تفریحات ناسالم دیگر، سه روز به این پر برکتی را در مسجد می مانند و الحق که چه زیباست...
گاهی اوقات باید خودمان را در معرض این نسیم های الهی و این رگ های نوید بخش حیات معنوی قرار دهیم. ماه رجب هم یکی از همین نسیم های الهی است و یک فرصت است و فرصت ها به فرمایش امیرالمومنین چون ابرها در گذرند، یا جایی می خواندم (فکر کنم باز هم از حضرت علی(علیه السلام) بود) که می فرمود: فرصت ها زود میروند و دیر بازمیگردند. هر فرصتی هم نعمتی است و هر نعمتی هم باید شکرش را به جا آورد، شکرگزاری از نعمت هم بهره مندی از آن است و هم استفاده از آن در جهت الهی و در راه رضای خدای متعال. چه خوب می شد اگر این تلاش هایی که ما می کنیم مثلاً همین درس خواندن ها، ورزش کردن ها، کار کردن ها و... همگی را برای خدای متعال انجام می دادیم آن وقت دیگر نه غصه از دست رفتن اموال و... را داشتیم نه برای بدست آوردنشان هر کاری می کردیم. ماه رجب هم یک نعمت است و ایام البیض هم یک نعمت دیگر و ما باید از این فرصت ها استفاده کنیم برای خودسازی. همانطور که رهبر عزیز می فرماید: جوانهای عزیز! بدانید که عرصه ی شرف، عرصه ی عظمت، عرصه ی هویّت اسلامی و ایرانی، عرصه ای است که در آن شجاعت لازم است، فداکاری لازم است، دانش لازم است، ایمان عمیق لازم است؛ خودتان را آماده بکنید.
ماه رجب هم فرصتی است برای آماده شدن. به قول عرفا مراحل سیر و سلوک سه قسمت است: تخلیه و تجلیه و تحلیه. و می گویند ماه رجب ماه تخلیه است، ماه شعبان ماه تحلیه و رمضان هم ماه تجلیه است. انشاءالله خداوند ما را از فرصتی که در اختیارمان قرار داده بهره مند سازد و مغفرتش را شامل حال تک تک ما بکند.
التماس دعا، یاعلی...

نظرات() 

پنجاه کیلو آلبالو یا پنجاه کیلو بی حیایی

چهارشنبه 25 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
چند شب پیش بود که مهمان سینمایی در میدان انقلاب شدم با فیلم پنجاه کیلو آلبالو. در صحنه ی ابتدایی فیلم مردی را نشان می دهد که خدمتکار است و یک سینی پر از به قول خودشان آب آلبالو اما لیوان ها عیناً لیوان های مخصوص شراب خوری! بعد عروسی ای را نشان می دهد که زن ها و مردها کنار هم از این به قول خودشان آب آلبالو ها می خورند و با هم مشغول مراوده هستند. این صحنه ها را که دیدم تا پایان فیلم منتظر بودم که کی کارگردان محترم (جناب آقای مانی حقیقی) این صحنه های زشت و زننده را زیر سوال می برد و محکوم می کند اما انگار نه انگار او این عروسی را یک عروسی معمولی نشان داد و شاید می خواست بگوید خب روال عادی عروسی در کشور ما این گونه است اما زهی خیال باطل! این همه خون ریخته شده که ما در جمهوری اسلامی زندگی کنیم و این صحنه ها با کدام یک از مفاهیم جمهوری اسلامی سازگار است؟و چه کسی گفته مراسم های عروسی در کشور این گونه است؟ فیلم با همین روال بی حیایی پیش می رود و نشان می دهد زنی که شوهر دارد با مردی که برای مدتی موقت و به صورت کار راه بنداز اسمش به عنوان همسر در شناسنامه اش رفته،خیلی راحت بیرون می روند و در خیابان ها شهر قدم می زنند و حرف های عاشقانه می زنند و ... از هر صحنه ای که بگذرم از یک صحنه نمی شود به هیچ عنوانی گذشت که این دو زن و شوهر به ظاهر واقعی اما الکی به خرید می روند و مرد به راحتی جلوی دوربین لخت می شود تا تی شرت تنش کند و زن هم به راحتی روسری خود را در یک صحنه باز می کند تا روسری جدید را سر کند! آقای مانی حقیقی نمی دانم هدفش از ساخت این فیلم چه بود ولی جنگ فرهنگی که می گویند همین است. این گونه فیلم سازان با عادی جلوه دادن بد حجابی ها فجیع! و روابط غلط پسر و دختر و عروسی هایی به سبک غربی ها و ... کاری را دارند می کنند که قسم می خورم صدام و رژیم بعث با جمهوری اسلامی نکرد.
من از بیگانگان هرگز ننالم که هر چه کرد با من آن آشنا کرد. این گونه است که به همین راحتی فرهنگ غلط و مبتذل و مبتنی بر تفکر مشتی فیلسوف که نه انسان را می شناسند و نه جهان و نه خدا را جایگزین فرهنگ ناب اسلامی می کنند.
آخر خدا بهتر می تواند برای انسان ها قانون بگذارد و شرع را تشریع کند یا یک فیلسوف غربی از همه جا بی خبر! گویی نعوذ بالله خدا دانشش تا این حد نیست که بتواند چگونگی رابطه مرد و زن را برای ما تشریع کند ولی فلان فیلسوف غربی قطعاً می تواند. دیگر حرفی باقی نماند ولی این کارگردانانی که خود را هنرمند میدانند بدانند که آنها نه هنرمند را می شناسند و نه رسالت هنرمند را و نه جامعه را و نه مردم جامعه شان واقعاً متاسفم و احساس شرم می کنم که در جامعه مان به این گونه افراد نام هنرمند را می دهیم.
نظاره گر کارمان هستند مردانی که گرچه نیستند ولی هستند همان ها که معنی هنر را در متن حقیقت یافتند و رسالتشان را به نحو احسن انجام دادند خوشا به سعادتشان...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :