تبلیغات
مسجد ما - مطالب سینما
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

نگاهی به فیلم | دختر

چهارشنبه 30 تیر 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، چند رسانه ای، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
دختر رضا میرکریمی
حدود دو هفته پیش به اتفاق چند تا از دوستان فیلم رو تو سینما دیدیم. به نظرم از اون دسته فیلم هایی بود که تو سینمای ایران زیاد میبینیم. فیلم هدف و مفهومی دارد ولی در بیان این هدف زیاد موفق نیست. فیلم نامه قوی نیست و وقتی فیلم تمام شد به هیچ وجهه احساس نخواهید کرد که فیلم خوبی دیدید یا داستان خوبی را شاهدش بودید. فقط یکسری تصاویر متحرک با صدا هایی پخش میشدند که توصیه های اخلاقی  نویسنده یا کارگردان را بیان کنند و برای اینکه اسمش فیلم باشد و این تصاویر به هم ربط داشته باشند داستانی هم در جریان است!
 
نه اینکه از فنون سینما از کارگردانی و بازیگری و فیلم نامه نویسی سر رشته ای داشته باشم نه فقط به عنوان یک بیننده عادی و مخاطب عام به نظرم فیلم از لحاظ داستان و فیلم نامه واقعا ضعیف، ایفای نقش ها خوب و کارگردانی هم...؟ در مورد کارگردانی نظری ندارم. 



اول بگویم انتظاری که من یا رفقای بنده از فیلم خوب داریم که محتوای فرهنگی مناسب را به شکلی غیر مستقیم یا مستقیم به صورت هنرمندانه ارائه بده رو این فیلم انجام نمیده. چون نه محتوای دست اولی داره و نه داستان آنچنانی و نه روایت زیبایی از اون داستان. 

فیلم اول با یک سکانس طولانی از صحبت های 7-8 نفر دختر بیست و چند ساله و به نظر دانشچو (که بعدا میفهمیم فارغ التحصیل شدند) شروع میشه و اینها از هر دری حرف میزنن و بعد از یه مدت سردرگمی تو صجبت های اینها صجنه کات میخوره به صجنه ی آروم تری میرسیم و از شلوغی و سر و صدای اول راحت میشیم!( تو سینما اذیت کننده بود یکم) نکته ای که اینجا نظرم رو جلب کرد این بود که در مورد حجاب هر کسی نقدی داشت و حرفی علیه اش داشت گفت ولی کسی دفاع منطقی یا حتی احساسی هم نکرد! شاید اینجا برای این این مکالمه رو به این شکل قرار داده اند که بدونیم فیلم قرار نیست که یه کار فرهنگی مناسب باشه و شکممون رو صابون نزنیم!

ادامه مطلب

نظرات() 

نگاهی به فیلم | در مدت معلوم

دوشنبه 10 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت معلوم
فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشد که وضعیت سینمای ایران با آنچه که از یک کشور اسلامی و یک سینمای اسلامی انتظار میرود بسیار فاصله دارد. همچون بسیاری مواردِ دیگر فاصله ی بسیاری تا ایده آل دارد ولی خب نزدیک ترین چیزی که به آن ایده آل وجود دارد هم شاید همین ایران باشد و چیزی که در ایران وجود دارد  راهی نیست مگر اینکه همین را تقویت و اصلاح کرد.  و اسلام مظلوم است و در ایران هم اسلام ضعیفی اجرا میشود ولی چاره ای جز ادامه ی همین نیست یا هیچ راهی نزدیک تر از این نیست و راه اش خدمت به اسلام در قالب همین جمهوری اسلامی است.
برای خواندن ادامه مطلب روی عبارت ادامه مطلب (که با رنگ سبز مشخص شده) کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

نگاه کوتاه به American history X

جمعه 24 اردیبهشت 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:سینما، 

بسم الله الرحمن الرحیم

American history X

American history x

دوباره فیلمی هیتلر کوب و یهودی مظلوم کن! ولی با یه پیام اخلاقی خوب!

فیلم در مورد نژاد پرستیه و پیام اخلاقیش هم غلط بودنه اونه! فکر کنم پیام اخلاقیش رو هم رسونده؛  اینکه این کارها پوچ و الکیه از اساس و نتیجه اش هم جز آشوب و آسیب دیدن  هر دو یا چند گروهه.

بیشتر فیلم فلش بک و سیاه سفید هستش و تیکه هایی که تو زمان حال میگذره رنگیه. نمیدونم دلیلش دقیقا چیه!

آخر فیلم با یه پایان احساسی تموم میشه و آدم رو تو شک فرو میبره پایانی که از فیلم انتظار میرفت. واقعا نمیدونم چه نظری در مورد فیلم دارم!  فیلم خوبی بود داستان جالبی داشت و موضوعش نه ولی داستانش جدید و  البته کلیشه ای هم بود، دعوای بین گنگ ها که حالا اینحا نژاد پرستن یا تحول تو زندان و اینها ولی در کل قالبِ تکراری و کلیشه ای نداشت که بدونی هر لحظه الان قراره چه جور اتفاقی بیوفته و انتظار چی رو داشته باشی.

تو داستان این که میبینی یه Badassـه کله خر چطور تو زندان موش مرده میشه هم جالبه و هم عجیب. کسی که به این راحتی دونفر رو به خاطر شکوندن شیشه ماشینش و تلاش برای دزدی از اون، وسط خیابون با خونسردی میکشه (اونهم با چه وضعیت بی رحمانه ای!) بعد آخرشم خیلی راحت تسلیم میشه و لبخند میزنه چطور تو زندان اینقدر ترسو و ضعیف رفتار میکنه؟ اونم از همون اول.

نقش اول هم برای  بازیش نامزد اسکار شده و حقش هم بوده به نظر من و اگه فیلم یه مقدار صحنه های جنجالی تر و نمیدونم احساسی تر بیشتر داشت و یکم بیشتر تو فیلم بود شاید حتی میبرد و خلاصه بازی خوبی ارائه میده به خصوص اون قسمت هایی که هنوز متحول نشده و تو زندانم نیست بازیش خیلی خوبه ولی اون قسمت های دیگه در اون حد نیست.  

نظرات() 

پنجاه کیلو آلبالو یا پنجاه کیلو بی حیایی

چهارشنبه 25 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
چند شب پیش بود که مهمان سینمایی در میدان انقلاب شدم با فیلم پنجاه کیلو آلبالو. در صحنه ی ابتدایی فیلم مردی را نشان می دهد که خدمتکار است و یک سینی پر از به قول خودشان آب آلبالو اما لیوان ها عیناً لیوان های مخصوص شراب خوری! بعد عروسی ای را نشان می دهد که زن ها و مردها کنار هم از این به قول خودشان آب آلبالو ها می خورند و با هم مشغول مراوده هستند. این صحنه ها را که دیدم تا پایان فیلم منتظر بودم که کی کارگردان محترم (جناب آقای مانی حقیقی) این صحنه های زشت و زننده را زیر سوال می برد و محکوم می کند اما انگار نه انگار او این عروسی را یک عروسی معمولی نشان داد و شاید می خواست بگوید خب روال عادی عروسی در کشور ما این گونه است اما زهی خیال باطل! این همه خون ریخته شده که ما در جمهوری اسلامی زندگی کنیم و این صحنه ها با کدام یک از مفاهیم جمهوری اسلامی سازگار است؟و چه کسی گفته مراسم های عروسی در کشور این گونه است؟ فیلم با همین روال بی حیایی پیش می رود و نشان می دهد زنی که شوهر دارد با مردی که برای مدتی موقت و به صورت کار راه بنداز اسمش به عنوان همسر در شناسنامه اش رفته،خیلی راحت بیرون می روند و در خیابان ها شهر قدم می زنند و حرف های عاشقانه می زنند و ... از هر صحنه ای که بگذرم از یک صحنه نمی شود به هیچ عنوانی گذشت که این دو زن و شوهر به ظاهر واقعی اما الکی به خرید می روند و مرد به راحتی جلوی دوربین لخت می شود تا تی شرت تنش کند و زن هم به راحتی روسری خود را در یک صحنه باز می کند تا روسری جدید را سر کند! آقای مانی حقیقی نمی دانم هدفش از ساخت این فیلم چه بود ولی جنگ فرهنگی که می گویند همین است. این گونه فیلم سازان با عادی جلوه دادن بد حجابی ها فجیع! و روابط غلط پسر و دختر و عروسی هایی به سبک غربی ها و ... کاری را دارند می کنند که قسم می خورم صدام و رژیم بعث با جمهوری اسلامی نکرد.
من از بیگانگان هرگز ننالم که هر چه کرد با من آن آشنا کرد. این گونه است که به همین راحتی فرهنگ غلط و مبتذل و مبتنی بر تفکر مشتی فیلسوف که نه انسان را می شناسند و نه جهان و نه خدا را جایگزین فرهنگ ناب اسلامی می کنند.
آخر خدا بهتر می تواند برای انسان ها قانون بگذارد و شرع را تشریع کند یا یک فیلسوف غربی از همه جا بی خبر! گویی نعوذ بالله خدا دانشش تا این حد نیست که بتواند چگونگی رابطه مرد و زن را برای ما تشریع کند ولی فلان فیلسوف غربی قطعاً می تواند. دیگر حرفی باقی نماند ولی این کارگردانانی که خود را هنرمند میدانند بدانند که آنها نه هنرمند را می شناسند و نه رسالت هنرمند را و نه جامعه را و نه مردم جامعه شان واقعاً متاسفم و احساس شرم می کنم که در جامعه مان به این گونه افراد نام هنرمند را می دهیم.
نظاره گر کارمان هستند مردانی که گرچه نیستند ولی هستند همان ها که معنی هنر را در متن حقیقت یافتند و رسالتشان را به نحو احسن انجام دادند خوشا به سعادتشان...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :