تبلیغات
مسجد ما - مطالب خاطرات
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

فرج الله سلحشور

دوشنبه 10 اسفند 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:سیاسی، خاطرات، خاورمیانه، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

کارگردان، بازیگر و فیلم نامه نویس انقلابی کشورمان به تازگی در گذشت، کسی که در کارنامه کاری اش بازیگری در «توبه نصوح» و کارگردانیِ «ایوب پیامبر»، «مردان آنجلس» و  «یوسف پیامبر» دیده میشود. که آخرین اثر در سطح منطقه ای و شاید جهانی تاثیر گذار بود و واقعا جا خالی همچین کسانی در کشور و سینمای انقلابی آن خالی میماند.

فرج الله سلحشور

شاید برای درک اهمیت کارهای ایشون این نوشته از یک روزنامه ی مسیحی ضد ایرانی و ضد حزب الله  برای خوب باشه:نویسنده كه او نیز مسیحی است عنوان مطلب خود را "افتخار تولیدات ایران" گذاشته است و می‌نویسد:

 تلویزیون المنار با پخش سریال "حضرت یوسف" به‌طور محسوس در رقابت تلویزیونی جلو افتاد و  بینندگان بسیاری  را  جلب كرد.

 این‌كار نمایشی تاریخی عادی نیست؛ زیرا  تولید ایرانی دوبله شده ای،  به زبان عربی  است كه عظمتش از انتظارات بسیار فراتر بود و سخیف بودن سریال های سوری,  مصری,  لبنانی, و خلیجی را به همه نشان داد. ویژگی این مجموعه جسارت در پرداختن به داستان زندگی حضرت یوسف به شكل واقعی و دور از تابو‌های دینی و تاریخی مربوط به تفسیر ادیان و مذاهب و طوایف است.

برای دیدن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب

نظرات() 

قوانین اساسی سید مجتبی علمدار

شنبه 30 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:انقلاب، حکایت، اخلاق، توبه، خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم

قــــــــــانـــون اول

خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹

قـــــانــــــــون دوم

پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا خواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم . حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم . تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹

قـــــانون ســــــوم

خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم. تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹

قـــــانون چــــهارم

خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم . تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹

قــانون پنجــم

خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره الرحمن را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قران بخوانم. تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹

قــــانون شـــشم

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم. تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹

قــــــانون هـــفتم

حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود. تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹

قـــانون هــشتم

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ریال صدقه بپردازم. تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹

قــــانون نــــهم

در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید ۱۵ مسئله را بخوانم. تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰

قـــانون دهـــم

در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم. تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰

نظرات() 

گریه ی جن ها رای امام حسین(ع)

چهارشنبه 29 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، امام حسین (ع)، 

بسم الله الرحمن الرحیم
Ashoura
جناب آقای ابوافضل عرب زاده - مدیر محترم کتابخانه ی آیت الله العظمی گلپایگانی - نقل فرمودند: « حدود سال 1348 شمسی به اتفاق شخصی به منزل آیت الله میرجهانی رفتیم/ در منزل ایشان بنا مشغول کار بود و ایشان به کارگران کمک میکرد. وقتی وارد شدیم با راهنمایی آیت الله میرجهانی به اتاقی رفتیم و قضایایی را برایمان تعریف کرد. یکی از خاطراتی را که با گریه برایمان گفت چنین بود» در زمان اقامتم در اصفهان، مرا به مجلس روضه ای دعوت کردند. وقتی وارد خانه شدم، صدای گریه میشنیدم اما کسی را نمیدیدم! قضیه را از دعوت کننده پرسیدم، او گفت: ما جن هستیم و میخواهیم برایمان روضه بخوانی. من هم برایشان روضه میخواندم و آنها گریه میکردند.»

نظرات() 

خاطره ای از زبان رهبر

یکشنبه 19 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام خمینی، خاطرات، امام خامنه ای، 

به نام خدا 
در ایام ریاست جمهوری به یکی از کشورهای آفریقایی سفر رسمی داشتم. از پلکان هواپیما که پابین آمدم، دیدم که رییس جمهور آن کشور، مرعوب من شده است. این وضعیت در چهره اش کاملا آشکار بود. در ماشین تشریفات نشستیم، تا ما را به محل مهمانسرا ببرند. در ماشین دیدم که این شخص، بدون آن که خودش بخواهد، یک طرف نشسته و جرات نمی کند به صورت من نگاه کند:من با زحمت و با تبسم و خنده و نرم گویی، یواش یواش او را به صحبت آوردم. وقتی به ایران برگشتم به امام گفتم: من در آنجا دیدم که اینها در ما رشحه ای از وجود شما را می بینند. آن رییس جمهور، در مقابل من که این طور خاضع نبود، من که کسی نبودم. او در مقابل امام خاضع بود، امامی که مظهر انقلاب بوذ. آن شخص نمی توانست خوش را نگه دارد. او یک رییس جمهور گردن کلفت و معروف حسابی هم هست، از آدم های خرده ریز نیست، اما از هیات ایرانی، امام را می دبد و بویش را میشنید. 
 برگرفته از کتاب خورشید نوشته سید علی بنی لوحی

نظرات() 

شب قدر

شنبه 28 شهریور 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، خاطرات، 

به نام خدا

شب قدر بود، 21 ماه مبارک رمضان. شبهای دیگر هر وقت سر مونتاژ به مشکلی بر می خوردم، زنگ می زدم و از  سید می پرسیدم، اما آن شب می خواستم در مراسم احیا شرکت کنم، گفم:سید من کار دارم. گفت:عیبی ندارد، هر وقت برگشتی، زنگ بزن، من بیدارم. وقتی برگشتم، حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب بود. زنگ زدم، سریع گوشی را برداشت، گفتم: آقا مرتضی شب قدری همه می روند قرآن سر می گریند، دعا می کنند، عبادت می کنند، تو هم کار دادی دست ما. گفت:تو از کجا می دانی که کاری که می کنی کمتر از قرآن سرگرفتن و عبادت کردن باشد.
قردا که آمد، متن دو تا از برنامه ها را که همان شب نوشته بو، آورد. چیزی که در هر دو متن وجود داشت، دعای شهادت بود. «ای شهد... دستی برآورد و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را...»
برگرفته از کتاب«سید مرتضی آوینی» نوشته «محمد رضا حدادی» کتابی با حجم فوق العاده کم و خاطراتی فوق العاده زیبا 
در این جا چند جمله از سید مرتضی آوینی که برایم بسیار جذاب بودند را می نویسم:
عالم محضر شهداست، اما کو محرمی که این حضور را دریابد و خود را در برابر این خلا ظاهری نبازد.
کربلا بیشتر از آن که برای ما یک شهر باشد یک منظره و افق است و به تعداد شهدا آن را فتح کرده ایم.
ای شهید ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود نشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.
...

نظرات() 

پدر

شنبه 7 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
همسفر شهدا، شهید علیرضا مصطفوی
برای دیدن عکس در اندازه بزرگ تر رویش یا روی این نوشته کلیک کنید
میگویند آنچه سرنوشت انسان را رقم میزند به عواملی چون وراثت و محیطی که انسان در آن رشد میکند بستگی دارد. 
برخی گفته اند: اثر محیط بیشتر از وراٍت است. بعضی  هم میگویند: اگر وراثت یا همان خانواده، بنیان و تربیت صحیح داشته باشد دیگر محیط تاثیر زیادی نخواهد داشت. 
علیرضا در خانواده ای پا به عرصه وجود نهاد که کوچکترین مسائل دینی در آن رعایت میشد.
پدر ما سید محمود، اصالتا اهل شهر دارالمومنین خوانسار بود. 
او راننده ی شرکت واحد بود. عمری را در سرما و گرما به دنبال روزی حلال بود. پدر خوب میدانست که پیامبر اسلام فرموده اند: « اگر عبادت ده قسمت باشد، نه قسمت آن بدست آوردن روزی حلال است.»
مقلد حضرت امام بود و از زمان جوانی به حساب سال و پرداهت خمس مال اهمیت میداد. هر سال برای این کار نزد حاج آقای طباطبایی امام جماعت مسجد موسی ابن جعفر (ع) میرفت. 
پدر از بی کاری خوشش نمی آمد. لذا بعد از بازنشستگی در یکی از مراکز مذهبی مشغول به کار شد. عصر ها به خانه می آمد. بعد از کمی استراحت به همراه هم راهی مسجد میشدیم.
علیرضا هم می آمد اما خیلی خجالتی بود. بعد از ماجرای لکنت زبان میترسید با کسی صحبت کمدو همین امر در روحیه اش تاثیر منفی گذاشته بود.
ذکر و یاد اهل بیت در خانه ما قطع نمیشد. از زمانی که یاد دارم در روز جهارم هر ماه در خانه ما مجلس روضه برپا بود.
پدر به این مجالس روضه بسیار اهمیت میداد. میگفت: برکت خانه ما به وجود همین مجلس آقا اباعبدالله ( علیه السلام) است.
راست میگفت. بسیاری از مشکلات . گرفتاری هایی که در جامعه و دیگر خانواده ها میدیم در خانه ما حس نمیشد.
این علاقه م محبت اهل بیت کم کم در وجود علیرضا هم شکل گرفت. ایام محرم همیشه با پدرم به هیئت خوانساری ها در مسجد میرفت و پرچمدار هیئت بود. 


این نوشتهی بالا خاطرات سید جواد مصطفوی برادر شهید علیرضا مصطفوی است؛ از کتاب همسفر شهداء از انتشارات ابراهیم هادی و از کتاب های معرفی شده توسط رهبری است. 

صفحه 18، چاپ هشتم، کتاب همسفر شهدا، انتشارات ابراهیم هادی

نظرات() 

پدر کودکان

جمعه 23 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم

  چمران

اولین عید بعد از ازدواج مان بود. لبنانی ها هم رسم دارند که دور هم جمع شوند. مصطفی به خانه ی پدرم نیامد و در موسسه ماند. شب از او پرسیدم: «خیلی دوست دارم بدونم چرا نیومدی؟» گفت: « الآن عیده، خیلی از بچه ها رفتن پیش خونواده هاشون، اون ها وقتی بر می گردن، برای این سیصد، دویست نفری که توی مدرسه موندن، تعریف می کنن که چنین و چنان شد. من باید توی موسسه بمونم، با این ها ناهار بخورم، سر گرم شون کنم، تا وقتی اون ها تعریف کردن، این ها هم چیزی برای گفتن داشته باشن.»

گفتم: «خب، چرا غذایی رو که مادرم فرستاده بود، نخوردین؟ نان و پنیر و چای خوردین؟» گفت: «اون غذا، غذای مدرسه نبود.» گفتم: «شما دیر اومدین، بچه ها نمی دیدن که شما چی خوردین.» اشک هایش جاری شد و گفت: «خدا که می بینه...»

از کتاب«چمران مظلوم بود» به روایت «غاده جابر»

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 8 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :