تبلیغات
مسجد ما - مطالب مسجد ما
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

نگاهی به فیلم | در مدت معلوم

دوشنبه 10 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت معلوم
فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشد که وضعیت سینمای ایران با آنچه که از یک کشور اسلامی و یک سینمای اسلامی انتظار میرود بسیار فاصله دارد. همچون بسیاری مواردِ دیگر فاصله ی بسیاری تا ایده آل دارد ولی خب نزدیک ترین چیزی که به آن ایده آل وجود دارد هم شاید همین ایران باشد و چیزی که در ایران وجود دارد  راهی نیست مگر اینکه همین را تقویت و اصلاح کرد.  و اسلام مظلوم است و در ایران هم اسلام ضعیفی اجرا میشود ولی چاره ای جز ادامه ی همین نیست یا هیچ راهی نزدیک تر از این نیست و راه اش خدمت به اسلام در قالب همین جمهوری اسلامی است.
برای خواندن ادامه مطلب روی عبارت ادامه مطلب (که با رنگ سبز مشخص شده) کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

معرفی یک کاندید

شنبه 26 دی 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:معرفی، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام امروز می خواهم یک کاندید خبرگان رهبری را به شما دوستان عزیز معرفی کنم تا باب آشنایی بیشتر با نامزدها شود:

آیت الله سید عباس حسینی قائم مقامی

آیت الله سید عباس حسینی قائم مقامی

برای اختصار و جلوگیری از طولانی شدن متن در این مطلب به اختصار از فعایت های ایشان و ذکر دو خبر از ایشان اکتفا می کنم دوستانی که علاقه مند خواندن زندگی نامه ایشان می باشند به سایت http://www.ghaemmaghami.ir مراجعه نمایند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 

شهید شیخ نمر باقر النمر

پنجشنبه 17 دی 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاورمیانه، معرفی، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
همانطور که میدانید شیخ باقر النمر چند روز پیش به دست حکومت عربستان شهید شد.

در اینحا اطلاعات کاملی در مورد زندگی و شخصیت این روحانی مبارز
 و
 در اینجا هم نکاتی در مورد مرگ اش گقته شده است.

باقر النمر Shia muslim

نظرات() 

سوالات فرهنگی

دوشنبه 7 دی 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، چند رسانه ای، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام قصد داریم یک سری سوالات برای مصاحبه با چند تن از مسئولان فرهنگی کشور آماده کنیم که با اطلاعات جامع تری در این ناره فعالیت کنیم! فعلا چند سوال آماده کرده ایم  و که فعلا نیاز به تغییر و تصحیح و گزینش و اینها دارد؛ فعلا اینها را اینجا قرار دادم  و گر کسی نظری داشت یا سوالی اضافه بر اینها یا هر مورد دیگری، اعلام کند که در نهایت کار تمیز تر و سوالات حرفه ای تر در بیایند. 

فرهنگ

1)  با توجه به تفاسیر شخصی و بسیار زیاد فرهنگ و ملان بون این مسئله تعریف شما از فرهنگ چیست؟

2)  کار فرهنگی چیست ؟ آیا ی خیلی از کارهایی که صورت میگیرد کار فرهنگی میگویند؟

3)  به نظر شما چقدر کار هایی که ب خود نام کار فرهنگی گفته اند اولویت دارند؟

4)  به نظر شما چرا با آن که اکثر بچه حزب اللی ها متخصص حوزه فرهنگ نیستند، به این حوزه ورود میکنند؟


ادامه مطلب

نظرات() 

مسئول فرهنگی

جمعه 27 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم
سید علیرضا مصطفوی
خاطره ای از دوستان شهید سید علیرضا مصطفوی
پس از سفر کربلا سید به عنوان مسئول تبلیغات و فرهمگی پایگاه مسجد موسی ابن جعفر (ع) انتخاب شد. سالها بود که فرهنگی بسیج فعالیت خاصی نداشت.
شروع کار او با تابلویی بود که در داخل حیاط نصب شده بود. این تابلو فقط جهت اعلامیه های ترحیم و ... استفاده می شد.
ایده های هنری او در نوع حود جالب بود. سید به تمام معنا هنرمند بود. با پارچه های رنگی و چفیه زمینه تابلو را تغییر داد.
تابلو را به جند قسمت مختلف تقسیم کرد. هر قسمت مربوط به مطلب خاصی بود. مطالب را با دقت تایپ می کرد و با استفاده از تصاویر در تابلو نصب می نمود. نور پردازی جالبی هم ایجاد کرده بود.
احکام و استفتائات، مسائل اخلاقی، وصیتنامه شهدا، نکات تاریخی، مسایل روز کشور و ... در این تابلو نصب می شد. هر دو هفته یکبار نیز کل تابلو عوض می شد.  
شبها بعد از نماز، مردم می ایستادند و مطالب را می خواندند. بعضی هم نکات مهم را برای خودشان می نوشتند.
سید به کار تبلیغات خیلی اهمیت می داد. می گفت: جلوه کار فرهنگی مسجد تبلیغات است. گروه تبلیغات مسجد را راه اندازی کرد. کارها را به آنها واگذار کرده بود. خودش هم هر جایی احتیاج بود کمک میکرد و نظارت مینمود.
مدتی بعد کار برای شهدای محل را شروع کرد. جمعه شب ها به همراه بچه های بسیج به حانواده شهدا سر می زد. عکس شهید را می گرفت. پس از اسکن، کار طراحی آن را انجام می داد. بعد از آن به همراه چند تن از دوستان با اخلاص، تصاویر تهیه شده را به تابلو تبدیل می کردندو این تابلو ها سر کوچه ای که به نام شهید بود نصب می شد. 
حالا دیگر ، در همه کوچه های محل در کنار نام شهید، تصویر شهید هم نصب شده. هیچ نشانی هم از این که چه کسی این کار را انجام داده وجود ندارد! این رفقا هزینه این کار را هم از خودشان می پرداختند. فقط به عشق شهدا! 
فراموش نمی کنم. مادر یکی از شهدا از کوچه رد می شد. یکدفعه چشمش به تصویر فرزندش افتاد. از خوشحالی گریه می کرد. همینطوری به تابلو خیره شده بود. بعد هم به بنیاد شهید دعا می کرد! 
هسفر شهدا، چاپ هشتم، انتشارات ابراهیم هادی، صفحه 37

نظرات() 

اطلاع رسانی برنامه های مسجد

جمعه 30 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم

تو این پست برنامه های مسجد اطلاع رسانه میشه! و با جشن میلاد امام رضا شروع میشه! 
امام رضا (علیه السلام)
چهارشنبه شب بعد از نماز مغرب و عشاء مراسمی در حد توان برای میلاد آقا امام رضا (علیه السلام) برگزار میشود.
 در مسجد ابوالفضل تهران. واقع در کوی نصر( گیشا)، خیابان فاضل جنوبی، بین پاساژ نصر و پاسژ نوین نصر


نظرات() 

خاطرات شهدا

دوشنبه 19 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخبار، مسجد ما، 

بسم الله اارحمن الرحیم
خاطرات شهدا سری جدید پست های وبلاگ خواهد بود ان‌ـشاءالله. قبل از این هم خاطره گذاشته بودم ولی از این به بعد اگه بخواد منظم و به صورت همان دو سه روزانه قرار بگیره.  خدا کنه ازمون راضی بشن! 
شهادت امام جعفر صادق
شهادت امام صادق (علیه السلام)

  غواص به فرمانده گفت : اگه رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم ، من رو هول بده تو آب !
 فرمانده گفت : اگر اطمینان نداری میتونی برگردی .
 غواص جواب داد :
 نه ! پای حرف امام ایستاده ام ، فقط میترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه
 آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم و الان هم خواهرم رو سپردم به همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.
 والفجر ۸ ، اروند رود ، فرمانده داد زد یا زهرا ، غواص قصه ی ما اولین نفری بود که تو آب پرید! اولین نفری هم بود که به شهادت رسید !
 شهید مهدی ذهبی
 

نظرات() 

معرفی: مسجد نما، یک دستیار برای مسجدی ها

یکشنبه 18 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، چند رسانه ای، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم

در راستای تلاش های شبانه روزی من در امر مسجد(!) به سایتی رسیدم به نام مسجدنما .

مسجد نما

ایده ی اولیه مسجد نما، تولید طرح های گرافیکی برای تابلو اعلانات مسجد است ولی الان گشترده تر شده و محصولات چند رسانه ای، ویدیو ها، پرزنتیشن های پاور پوینت، جزوه های مختلف در موضوعات متفاوت و دیگر چیزها را میتوانید در آن پیدا کنید. مثلا قسمتی برای انتقال و اشتراک گذاری تجربیات از کار های فرهنگی و مذهبی و... دارد و همه هم میتوانند به غنی تر شدن اش کمک کنند و تجربیات و همچنین کار های گرافیکی یا مطالب و نوشته ها و کلا هرچیزی مربوطی که در این زمینه دارند، به اشتراک بگذارند و  تیم مسجدنما را در رسالت و ماموریتشان یاری کنند!

در مورد مسجد نما از زبان خودشان:

 نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد."مسجدنما" جایی است برای طرح‌های گرافیکی مناسب برای   استفاده در مسجد.به امید خدا بنا داریم در این وبلاگ هر آنچه یک مسئول فرهنگی مسجد برای  نصب در مسجد نیاز دارد، تولید کرده و انتشار دهیم.ان‌شاءالله بسته‌های تابلو اعلانات، حداکثر تا عصر پنجشنبه هر هفته آماده دریافت خواهد بود.استفاده از این طرح‌ها برای همه و در همه جا آزاد است.حتی در صورت حذف نشان "مسجدنما"ی گوشه طرح‌ها!


  در کل برای فعالان کار های فرهنگی مسجد و کلا همه مسجدی ها سایت جالبی است و با وجود اینکه کمی طراحی پیچیده و شلوغی دارد ولی محتوای غنی و زیادی در پشت پرده ی اینهمه شلوغی خوابیده است!



 

نظرات() 

خاطرات مسجدی

پنجشنبه 25 تیر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:دل نوشت، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم  
اینبار یک سری از خاطرات و چیزای جالب رو که تو مسجدای مختلف و میجد خودمون دیدم رو تا جایی که یادم باشه وقتش باشه بتشه رو میخوام تعریف کنم. 

مسجد ما
1) مسجد های زنونه 
اولین مورد و خاطره جالبی که به ذهنم میرسه زنونه بودن مسجد تو تبریزـه!  اره درست شنیدید و چیز عجیبی هم نیست انگار! نماز های ظهر و عصر مسجد ها البته نه همشون اختصاصی خانم هاست و چند بار تو اینجوری غافل گیر شدم! 
با فکر اینکه نماز شروع شده و دیر کردم سرم رو انداختم پایین و تند تند دارم میرم تو مسجد که یهو دل داد و هوای مسئول یا خادم  لونجا در اومده که آقا، آهای، کجا میری!  منم انگار نه انگار میشنوم همینطور دارم میرم تو!  خلاصه به زور متوجه ام میکنن که بابا زنونست! منم دست از پا دراز تر برمیگردم خونه!  
بعد جالببش اینه درس هم نمیگیرم انگار دوباره فرداش هم مثل دیروز پامیشم مثل دیروز میرم همون مسجد انگار باورم نمیشه! 
اره اینطوریه دیگه تو تبریز زنا مسجد رو(حداقل ظهر ها) قبضه میکنن! 
و البته ماه رمضون هم کلا جمعیت خانومای مسجدی زیاد نیشه و بیشتر فضای آقایون رو هم میگیرن! و یه گوشه املم جماعت با  چند نفر مرد وایمیستن بقیه مسجد رو خانومان!  نمیدونم والا چه صیغه ایه!
افطاری

2) افطاری با ترکیبات عجیب! 
مورد بعدی ای که به ذهنم میرسه یه افطاری به خصوص هستش که مسجدمون میده! 
نون و پنیر و هندونه!  اره یکی از افطاری های مسجد که زیاد هم میدیم و خوبم استقبال میشه همین نون و پنیر و هندونه است! 
اولش که شنیدم قرار هندونه بدیم فکر کردم دارن شوخی میکنن باهام ولی بعدش که یه بار دادن و مردم هم خوردن دیگه عادی ‌شد!  خوشمزه هم مبشه اتفاقا شما هم خواستید امتحان کنید!  حیف غکس نگرفتن سفره! 
مسجد
3) داستان منو مسجد ما
و در آخر هم داستان اولین باری که مسجدمون اومدم رو میخوام یگم!  شاید چیز خاصی نباشه ولی از خاطره های شیرینیه که دارم و برمیگرده به چند سال قبل که یه ماه رمضون داشتیم میرفتیم جایی که اذان شد و هنوز از خونه دور نشده بودیم که این مسجد رو دیدیم!  رفتیم تو نماز خوندیم و من دلم به حال مسجد سوخت! وضعیت ساختمونش خوب بود نسبتا.  ولی نه جمعیتی داشت و روحانی که امام جماعت باشه! اونجا واقعا دلم خواست که این مسجد رونق بگیره و یه جورایی آرزه کردم  که وضعش سر و سامون بگیره و منم یه کاری بکنم و نقشی داشته باشم!  حالا بعد دو یا سه سال مسجد روحانی داره و منظم میاد و علاوه بر نماز جماعت به کارهای فرهنگی و برنامه های مذهبی و این جور چیزا نظم داده و در واقع اصلا به وجودشون اورده چون که قبلش اصلا نبود که بخواد منظمش کنه! و اره دیگه یه دعام و آرزوم بعد چند سال اینطوری برآورده و مستجاب شد! 

نظرات() 

قرآن در دست مسلمانان

شنبه 20 تیر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:مسجد ما، قرآن، 

بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم

شنیدیم که در مجلس «پاریس»  یک نفر از نمایندگام در حالی که نطق میکرد، قرآن را به دست گرفت و گفت :
            « تا این کتاب در دست مسلمانان باشد، نمی توانیم بر آنها جکومت کنیم!»


نکته های ناب از آیت الله بهجت، چاپ چهلم، صفحه 38 

 حدیٍٍث روز رو فعلا ادامه نمیدم، یکم حرکت نا جالبی بود راستش!شاید یعدا با یه تغییراتی دوباره برگرده به صحمه روزگار! شایدم نه.
فعلا همین سیستمِ گفتار های آیت الله بهجت رو ادامه میدم -انشاءالله- و جمعه ها هم  یک خاطره از دکتر مصطفی چمران گذاشته میشه! و مطالب تحلیلی و اخبار و غیره هم با توجه به وقت من و وضعیت روحی ام ( منظور ایمکه حال داشته باشم یا نه! ) قرار میگیره! و فعلا با اجازه دوستان!

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :