تبلیغات
مسجد ما - مطالب حکایت
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

لطیفه | بهلول و مقبره ی خلیفه عباسی

جمعه 12 شهریور 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:طنز، حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از خلفای ظالم عباسی دستور داد مقبره ای برایش بسازند
سپس برای بازدید با اُمرا، وزرا و بزرگان در آنجا حضور یافت. مقبره ای بزرگ و مجلل بود که مورد تحسین همگان قرار گرفت.
سپس خلیفه رو به بهلول کرد و گفت : بهلول! کدام آیه قرآن مناسب است که بر طاق یا دیواره آن بنویسند؟
بهلول گفت:
 هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿یس۶۳این است جهنمى كه به شما وعده داده مى ‏شد (یس۶۳)

نظرات() 

طنز| کسی که با آسید ابوالحسن اصفهانی اشتباه گرفته بودند.

سه شنبه 2 شهریور 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم


آقای سید ابوالحسن اصفهانی مرجع کل و عالم بزرگ دنیای اسلام تصمیم میگیرد برود مشهد زیارت امام رضا علیه السلام. مردم میفهمند و میروند استقبال. هیئت پیش قراول زودتر میروند ببینند اوضاع چطور است. در این هیئت کسی قیافه و تیپ و هیکلی علمایی داشته. مردم فکر میکنند ایشان همان آسید ابوالحسن است.این سید را سر دست بلندش میکنند! این بنده خدا هم هرچه میگفت من آسیدابوالحسن نیستم ایشان از پشت دارند می آیند توجه نمیکردند!

از بین جمعیتی که این سید را بلند کرده بودند یکی داد میزند به حرفش توجه نکنید خودش است، دروغ میگوید که بزاریمش پایین!

نظرات() 

بیش از پنج ورق فاصله است!

پنجشنبه 27 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام علی (ع)، حضرت زهرا(س)، شیعه و سنی، حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ بهایی
«محمد بن حسین بن عبد الصمد» معروف به شیخ بهایی از عمای معروف و از مفاخر جهان تشیع در قرن دهم و یازدهم هجزی است که در سال 1031 هجری قمری از دنیا رفت و قبرش در مشهد در جوار مرقد شریق آقا امام رضا (علیه السلام) میباشد. او در یکی از سفر های خود با یکی از علمای عامـه ملاقات نمود و شافعی وانمود کرد. 
آن دانشمند عامه که از علمای شافعی بود وقتی که دانست شیخ بهائی شافعی است و از مرکز تشیع (ایران) آمده است، به او گفت : آیا شیعه برای اثبات مطلوب و ادعای خود شاهد و دلیل دارد؟
شیه بهایی: من گاهی در ایران با آنها روبرو شده ام، میبینم آ«ها برا ادعای خود شاهد محکمی دارند.
دانشمند شافعی: اگر ممکن است یکی از آنها را نقل کنید.
شیخ بهائی : مثلا میگفتند: در کتاب صحیح بخاری ( که از کتب معتبر عامه میباشد) آمده است: پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)فرمودند:

فاطمه (سلام الله علیها) بضعه منّی من آذاها فقد آذانی و من اغضبها فقد اغضبنی؛ فاطمه (سلام الله علیها) پاره تن من است، کسی که او را آزار دهد مرا آزار داده و کسی که او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است.

و در چهار ورق دیگر در همان کتاب است:

و خرجت فاطمه (سلام الله علیها) من الدنیا و هی غاضبه علیهما؛ و فاطمه (سلام الله علیها) وفات کرد در حالی که نسیت به ابوبکر و عمر خشمگین بود.

جمع این دو روایت و پاسخ به انی دو سوال طبق مبنای عامّه چگونه است؟ 
باقی مطالب در «ادامه مطلب»

ادامه مطلب

نظرات() 

حاج آقا مصطفی

یکشنبه 11 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام خمینی، حکایت، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در بیشتر کلاس های درس حوزه، شاگردان می توانند از درس استاد اشکال بگیرند و استاد جواب دهد. به کسی که اشکال می گیرد اصطلاحاً «مستشکل» می گویند.
در کلاس های درس حضرت امام هیچ کس مثل آقا مصطفی اشکال نمی گرفت. این هم از عمق مطالعات او حکایت می کرد.
آیت الله رازی زاده می فرمود: حاج آقا مصطفی عادت داشت که به امام بگوید:«التفات بفرمایید».
حضرت امام هم می فرمود:«ما به شما خیلی التفات داریم!» و در کل علاقه ی امام در پاسخی که در درس به ایشان می داد کاملاً مشخص بود؛ علاقه ای همراه با احترام.



یکی از دوستان ایشان از قول حاج آقا مصطفی می فرمود: من سه جور سوال از امام می پرسم؛
برای خواندن ادامه مطالب روی عبارت«ادامه مطلب» کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

کسی مثل عمار لازم است!

چهارشنبه 9 دی 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام خامنه ای، حکایت، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم 

آن اشتباهی که قابل بخشش نیست، این است که کسی جبهه ی حق را با حبهه باطل اشتباه کند و نتواند بشناسد. 
khamenei
عظمت امثال عمار یاسر، به همین است. عظمت آن اصحاب خاص امیرامومنین (علیه الصلاه و السلام) در همین است که در هیچ شرایطی دچار اشتباه نشدند و جبهه را گم نکردند... در بسیاری از آنجاهایی که برای حمعی از مومنین، نکته ای مورد اشتباه قرار میگرفت، آن کسی که می آمد و با بصیرت نافذ و با بیان روشنگر خود، شبهه را از ذهن آنها برطرف میکرد، عمار یاسر بود. انسان در قضایای متعدد امیرالمومنین - از جمله صفین - نشان وجود این مرد روشنگر عظیم القدر را میبیند. بچه های ما، وقتی که در بعضی از سنگر های مهاجم وارد میشدند و آنها را اسیر میگرفتند، در سنگرهایشان مهر و تسبیح پیدا میکردند! بله درست مثل همان کسانی که مقابل امیرالمومنین (ع) قرار داشتند و نماز هم میخواندند و نتیجتا یک عده هم به شبهه می افتادند. آن کسی که سراغ این ها میرفت، عمار یاسر یود. این، هوشیاری و آگاهی است و کسی مثل عماز یاسر لازم است. 
امام خامنه ای 1369/2/6 

نظرات() 

اهمیت اربعین

سه شنبه 10 آذر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام حسین (ع)، حکایت، حدیث، 

به نام خدا
اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر، از یاران امیر المومنین آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد. یک چنین روزمهمی است روز اربعین. 

کانال تلگرام مطالب ناب استاد انصاریان 
@www_erfan_ir

نظرات() 

قوانین اساسی سید مجتبی علمدار

شنبه 30 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:انقلاب، حکایت، اخلاق، توبه، خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم

قــــــــــانـــون اول

خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹

قـــــانــــــــون دوم

پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا خواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم . حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم . تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹

قـــــانون ســــــوم

خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم. تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹

قـــــانون چــــهارم

خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم . تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹

قــانون پنجــم

خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره الرحمن را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قران بخوانم. تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹

قــــانون شـــشم

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم. تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹

قــــــانون هـــفتم

حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود. تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹

قـــانون هــشتم

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ریال صدقه بپردازم. تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹

قــــانون نــــهم

در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید ۱۵ مسئله را بخوانم. تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰

قـــانون دهـــم

در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم. تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰

نظرات() 

از وادی السلام فهمیده ام!

دوشنبه 11 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، معرفی، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم

اقلیم وجود

مرحوم. آیت الله محمد تقی آملی از شاگردان آن بزرگوار می فرماید من مدت ها می دیدم که مرحوم قاضی دو سه ساعت را در وادی سلام می نشیند.

با خودم می گفتم انسان هم باید زیارت کند و برگردد به قرائت فاتحه ای روح مردگان را شاد کنند کارهای لازم تر هم هست که باید به آن پرداخت! این اشکال در دلم نبود اما به کسی ابراز نکردم حتی صمیمی ترین رفیق خود از شاگردان استاد.

مدتها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتش میرفتم تا اینکهاز نجف اشرف برای مراجعت به ایران عازم شدم، ولی در مصلحت بودن این سفر تردید داشتم این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود.

شب میخواستم بخوابم در آن اتاقی که بودم در طاقچه پایین پای من کتاب بود، کتاب های علمی و دینی. در وقت خواب پای من به سوی کتاب ها کشیده می شد با خود گفتم برخیزم و جای خواب را تغییر دهم یا لزومی ندارد چون کتاب ها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته. و این هتک حرمت کتاب نیست.

بلاخره بنا بر این گذاشتم که هتک حرمت نیست و خوابیدم صبح به وقت صبح که به محضر استاد مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم فرمود علیکم السلام صلاح نیست شما به ایران بروید و پا درازکردن به سوی کتاب ها هم هتک احترام است.

بی اختیار هول زده گفتم آقا شما از کجا فهمیده اید فرمود از وادی سلام فهمیده ام.

کتاب اقلیم وجود صفحه ۸۷

نظرات() 

طلائیه

جمعه 24 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، حکایت، چند رسانه ای، 

بسم الله الرحمن الرحیم
یک بار در مناطق عملیاتی جنوب بودیم که یکی از دوستانم از روایت یک راوی از طلائیه گفت. خیلی مشتاق شدم تا آن روایت را گوش کنم. یک بار اتفاقی(یادم نیست کجا) چند دقیقه از آن ندای عاشقانه را گوش کردم اما هر چه گشتم پیداش نکردم( چون اسم راوی را نمی دانستم). اما عاقبت جوینده یابنده است نهایتا چند هفته پیش پیدایش کردم. از یک سایت دانلودش کردم و خب طبعا گوش جان سپردم به ندای راوی. چه ها که با من نکرد همین صوت چند دقیقه ای. باور کنید یکی از بهترین حالات زندگیم بود. این دلتنگی که با صدای گرم بیات بدست آوردم هدیه الهی بود برای حال خراب ما خاکی نشینان. خلاصه می کنم: توصیه جدی دارم به شما خوانندگان عزیز که چند دقیقه روحمان را پرواز بدهیم به قطعه ای از بهشت! 
آدرس سایت برای کسانی که آماده ی پروازند. لطفا روی پرواز کلیک کنید.

نظرات() 

تکبر در معراج السعاده قسمت دوم

یکشنبه 5 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حکایت، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
از کلام عیسی بن مریم است که:« همچنان که زرع در زمین نرم می روید و بر سنگ سخت نمی روید، همچنین دانایی و حکمت جای می گیرد در دل اهل تواضع و فروتنی و جای نمی گیرد در دل متکبر. نمی بینید که سر می کشد و سر خود را بلند می کند که سقف رسد سقف سر او را می شکند؟ و هر که سر خود را به زیر افکند، سقف بر سر او سایه می افکند و او را می پوشاند؟»
چون حضرت نوح-علیه السلام- را هنگام رحلت رسید فرزندان خود را طلبید و گفت: شما را به دو چیز امر میکنم و از دو چیز منع میکنم: منع می کنم از شرک به خدا و تکبر و امر می کنم به گفتن« لا اله الا الله»و«سبحان الله و بحمده»
و روزی که حضرت سلیمان -علیه السلام- امر کرد که مرغان و جن و انس بیرون آیند، پس بر بساط نشست و دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند و بساز او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید سپس این قدر میل به پستی کرد که کف پای او به دریا رسد پس صدایی بلند شد که کسی می گوید: اگر در دل صاحب شما به قدر ذره ای کبر می بود او را به زمین فرو می بردند بیشتر از آنچه بلند کردند او را»
و از حضرت امام باقر - علیه السلام- مروی است که:« از برای متکبرین، در جهنم وادی ای است که آن را «سقر» نامند و از شدت حرارت خود به خدا شکایت کرد و رخصت طلبید که یک نفس بکشد، پس نفس کشید، از نفس او جهنم بسوخت»
جهنم
و فرمودکه:« متکبرین را در روز قیامت به صورت مورچکان محشور خواهند کرد و مردم ایشان را پایمال خواهند نمود تا خدا از حساب بندگان فارغ شود».
و فرمود که:« هیچ کس نیست که تکبر کند مگر اینکه در خود پستی می بیند، - که می خواهد با  تکبر آن را بپوشاند-»
و فرمود که :« دو ملک در آسمان هستند که موکل بندگان اند که هر که تواضع کند، او را بلند مرتبه کنند، و هر که تکبر نماید او را پست مرتبه می نماید»
و فرمود که جبار ملعون، کسی است که به حق جاهل باشد و مردم را حقیر شمارد»
و فرمود که:« هیچ بنده ای نیست مگر آنکه اورا حکمت و دانائی است و ملکی است که نگاه می دارد آن حکمت را از برای او، پس اگر تکبر کرد می گوید: ذلیل شو، که خدا تو را ذلیل گردانید، پس او در پیش خود ازهمه کس بزرگتر، و در نظر مردم از همه کس کوچک تر می شود و اگر تواضع و فروتنی نمود، می گوید: بلند مرتبه شو که خدا تو را بلند کرد، پس او در دل خود از همه کوچک تر می شود و در چشم مردم از همه کس بلند تر می گردد».
اقسام کبر و درجات آن
تکبر بر سه قسم است:
اول آنکه تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند و این بدترین نوع تکبر است، بلکه اعظم افراد کفر است و سبب این محض جهل و طغیان است و به این قسم خدای - تعالی- اشاره می کند که: «ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» یعنی:« به درستی که کسانی که تکبر و گردن کشی از بندگی من می نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتی که ذلیل و خوار باشند.»
فرعون
دوم آنکه: بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابوجهل و امثال اینها و ایشان کسانی بودند که می گفتند:« ا هؤلاء من الله علیهم من بیننا» یعنی آیا اینها را خدا منت گذارد و پبغمبر کرد در میان ما؟»
و می گفتند:« ا نؤمن لبشرین مثلنا» یعنی» «آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو آدمی مانند ما؟»
و میگفتند:« ان انتم الا بشر مثلنا» یعنی:« نیستید شما مگر مانند ما .
و این قسم نیز نزدیک تکبر به خداست .
سوم آنکه اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید و خود را از ایشان برتر ببیند. که در مطلب قسمت سوم اگر خدا بخواهد مفصل تر می نویسم.

قسمت اول را اینجا ببینید.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :