تبلیغات
مسجد ما - مطالب رضا کدخدایی
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

آخرین سخن

دوشنبه 26 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق (ع)
تا چشم امّ حمیده، مادر امام کاظم ( علیه السلام)  به ابو بصیر - که برای تسلیت گفتن به او به مناسبت وفات شوهر بزرگوارش امام صادق آمده بود - افتاد، اشک هایش جاری شد. ابو بصیر نیز لختی گریست. همینکه گریه ی امّ حمیده ایستاد، به ابو بصیر گفت:« تو در ساعت احتضار امام حاضر نبودی؛ قضیه ی عجیبی اتفاق افتاد.»ه
ابو بصیر پرسید: « چه قضیه ای ؟» گفت: « لحظات آخر زندگی امام بود؛ امام دقایق آخر عمر خود را طی می کرد. پلکها روی هم افتاده بود. ناگهان امام پلکها را از روی هم برداشت و فرمود:« همین الان جمیع خویشاوندان مرا حاضر کنید.» مطلب عجیبی بود. در این وقت امام همچو دستوری داده بود و ما هم همت کردیم و همه را جمع کردیم و کسی از خویشان و نزدیکان امام باقی نمانده که آنجا حاضر نشده باشدو همه منتظر و آماده بودند که امام در این لحظه ی حساس، می خواهد چه بکند و چه بگویدو 
امام همینکه همه را حاضر دید، جمعیت را مخاطب قرار داده فرمود: «شفاعت ما هرگز نصیب کسانی که نماز را سبک می شمارند نخواهد شد.» 

شهید مطهری داستان راستان چاپ موسسه فجر ، چاپ بیست و ششم، صفحه ی 166

نظرات() 

عربستانی ها هم به خطر داعش پی بردند؟

شنبه 24 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:شیعه و سنی، خاورمیانه، اخبار، 

5بسم الله الرحمن الرحیم 
خبری آمده از هشدار یک خطیب عربستانی از طرف خودش و بقیه علمایی وهابی به جوانانشان در مورد داعش! و در آن داعش را طبق گفته ی پیامبر (ص) «سگ های جهنمی» خوانده! و کمک به داعش و پیوستن به آنها را، کشتن مسلمانان دانسته!
سخنران عربستانی
حال جالب اینجاست که اصل اعتقاد و بنیان داعش و گروه مادرش القاعده اصلاً وهابی است! و همان دین و عقیده ی این وهابی های ملعون است که حالا خودشان سگ جهنمی خطابشان می کنند! آیا فتنه یا نقشه ای در سر دارند؟ این حرف ها فقط برای ظاهر سازی است؟ یا این "سگ" دست پرورده هار شده و پاچه ی صاحب اش را گرفته ؟ چون تازگی ها داعش در عربستان هم فعالیت هایی داشته است؛ و شاید ترس در دل این ها انداخته! نمی دانم نظر شما چیست؟

نظرات() 

داستان: گره گشایی

شنبه 24 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حدیث، 

بسم الله الرحیم الرحیم
داستان راستان
صفوان در محضر امام صادق نشسته بود. ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاری ای که برایش پیش آمده بود شرح داد. معلوم شد موضوع کرایه ای در کار است و کار به اشکال و بن بست کشیده است.امام به صفوان دستور داد:
«فوراً حرکت کن و برادر ایمانی خودت را در کارش مدد کن.» 
صفوان حرکت کرد و پس از توفیق در اصلاح کار و حل اشکال مراجعت کرد. امام سوال کرد:«چطور شد؟» 
- خداوند اصلاح کرد.
- بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی براورده کردی و وقته کمی از تو گرفت، از هفت شوط طواف دور کعبه محبوب تر و فاضل تر است.
بعد امام صادق، به گفته ی خود چنان ادامه داد: «مردی گرفتاری ای داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد کرد؛ امام حسن بلافاصله کفش ها را پوشیده و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی (علیه السلام) رسیدند در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن به آن مرد گفت:
« تو چطور از حسین (علیه السلام) غفلت کردی و پیش او نرفتی ؟» گفت: 
«من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده و معذورند، خدمتشان نرفتم.» امام حسن (علیه السلام) فرمود: 
«امام اگر توفیق براوردن حاجت تو برایش دست داده بود از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.»
 
شهید مطهری داستان راستان چاپ موسسه فجر ، چاپ بیست و ششم، صفحه ی 266

نظرات() 

پدر کودکان

جمعه 23 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم

  چمران

اولین عید بعد از ازدواج مان بود. لبنانی ها هم رسم دارند که دور هم جمع شوند. مصطفی به خانه ی پدرم نیامد و در موسسه ماند. شب از او پرسیدم: «خیلی دوست دارم بدونم چرا نیومدی؟» گفت: « الآن عیده، خیلی از بچه ها رفتن پیش خونواده هاشون، اون ها وقتی بر می گردن، برای این سیصد، دویست نفری که توی مدرسه موندن، تعریف می کنن که چنین و چنان شد. من باید توی موسسه بمونم، با این ها ناهار بخورم، سر گرم شون کنم، تا وقتی اون ها تعریف کردن، این ها هم چیزی برای گفتن داشته باشن.»

گفتم: «خب، چرا غذایی رو که مادرم فرستاده بود، نخوردین؟ نان و پنیر و چای خوردین؟» گفت: «اون غذا، غذای مدرسه نبود.» گفتم: «شما دیر اومدین، بچه ها نمی دیدن که شما چی خوردین.» اشک هایش جاری شد و گفت: «خدا که می بینه...»

از کتاب«چمران مظلوم بود» به روایت «غاده جابر»

نظرات() 

کلیپ: پیشبینی رائفی پور در مورد داعش

چهارشنبه 21 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:شیعه و سنی، اخبار، خاورمیانه، 

بسم الله الرحمن الرحیم

رائفی پور رو من شخصا قبول دارم! خودم دیدم سخنرانی های قدیمیش رو که بعدا درست دراومد! پیشبینی داعش هم یکی از اونهاست که الان رو بورسـه! 
کلیپش رو ببنیند:

HD-720P

دانلود با لینک مستقیم و حجم ۵۹ مگابایت

۳۶۰P

دانلود با لینک مستقیم و حجم ۳۹ مگابایت


نظرات() 

امام صادق (علیه السلام)

سه شنبه 20 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، اخبار، 

بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق (ع)
امروز روز شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) و عزای شیعیان است. به همین منظور در نظر داشتم ویژه نامه ای یا پست طویلی بنویسم! ولی به دلایل فنی و وقتی و اینکه یددم سایت های دیگر، مطالب بیشتر و پر پیمون تری دارند؛ تصمیم عوض شد و در این پست بیشتر قصد دارم به صورت خلاصه بنویسم و به منابع ارجاع بدم که منظورم همون سایت های دیگر است!

خلاصه زندگانی 

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول و یا غره رجب سال 80 هجری، معروف به سال قحطی، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینی و شهید، ولادت آن حضرت در سال 83 هجری اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح تر می داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع برای ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجری، صحیح است.

وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزی از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتی نیمه ماه رجب سال 148 هجری روی داده است. با این حساب می توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزی و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار می آید و نیز بقیه مدتی است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته استوفات امام صادق (ع) پس از گذشت ده سال از خلافت منصور عباسی روی داد و پس از مرگ در آرامگاه بقیع، در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عموی بزرگوارش امام حسن بن علی علیهم السلام به خاک سپرده شد.

منبع

امام صادق (ع)

امام صادق که بود (یا مینی بیوگرافی)


جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، ششمین امام شیعیان، و پنجمین امام از نسل امیر المؤمنین (ع) کنیه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق » است. لقبهای دیگری نیز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل. اما چون فقیهان و محدثان معاصر او که شیعه وی هم نبوده اند، حضرتش را به درستی حدیث و راستگویی در نقل روایت بدین لقب ستوده اند، لقب صادق شهرت یافته است و گرنه امامی را که منصوب از طرف خدا و منصوص از جانب امامان پیش از اوست، راستگو گفتن آفتاب را به روشن وصف کردن است. که:

مدح تعریف است و تخریق حجاب فارغ است از شرح و تعریف آفتاب مادح خورشید مداح خود است که دو چشمم روشن و نامر مد است

ابن حجر عسقلانی او را چنین وصف می کند: الهاشمی العلوی، ابو عبد الله المدنی الصادق  و هم او نویسد ابن حبان گوید در فقه و علم و فضیلت از سادات اهل یت بود

ولادت او ماه ربیع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ع) ، و در هفدهم آن ماه بوده است. ولی بعض مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم از هجرت نوشته اند و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به دیدار پروردگار شتافت.  مدت زندگانی او شصت و پنج سال بوده است

ابن قتیبه نویسد: جعفر بن محمد، کنیه او ابو عبد الله است و جعفریه بدو منسوب اند به سال یکصد و چهل و شش در مدینه درگذشت

از آغاز ولادت تا هنگام رحلت این امام بزرگوار، ده تن از امویان به نامهایعبد الملک پسر مروان، ولید پسر عبد الملک (ولید اول) ، سلیمان پسر عبدالملک، عمر پسر عبد العزیز، یزید پسر عبد الملک (یزید دوم) ، هشام پسر عبد الملک، ولید پسر یزید (ولید دوم) ، یزید پسر ولید (یزید سوم) ، ابراهیمپسر ولید و مروان پسر محمد، و دو تن از عباسیان ابو العباس، عبد الله پسر محمد معروف به سفاح و ابو جعفر پسر محمد معروف به منصور بر حوزه اسلامی حکومت داشته اند. آغاز امامت امام صادق (ع) با حکومت هشام پسر عبد الملک و پایان آن، با دوازدهمین سال از حکومت ابو جعفر منصور (المنصور بالله) مشهور به دوانیقی مصادف بوده است. مدفن آن امام بزرگوار قبرستان بقیع است، آنجا که پدر و جد او به خاک سپرده شده اند.

نام مادر او فاطمه یا قریبه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و ام فروه کنیت داشته است.

مادر ام فروه اسماء دختر عبد الرحمان بن ابی بکر است.

امام صادق در باره مادرش فرموده است: مادرم مؤمن، متقی و نیکوکار بود و خدا نیکوکاران را دوست می دارد

کلینی به اسناد خود از عبد الاعلی آورده است: ام فروه را دیدم متنکروار گرد کعبه طواف می کرد و حجر الاسود را به دست چپ سود. مردی از طواف کنندگان بدو گفت: در سنت خطا کردی. ام فروه پاسخ داد ما از دانش تو بی نیازیم  و از این پاسخ می توان آشنایی او را به مسائل فقهی دریافت.

چنان که مشهور است فرزندان آن حضرت ده تن بوده اند، هفت پسر به نامهای اسماعیل، عبد الله، موسی، اسحاق، محمد، عباس و علی و سه دختر به نامهای ام فروه، اسماء و فاطمه.

منبع

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 

خاطرات شهدا

دوشنبه 19 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخبار، مسجد ما، 

بسم الله اارحمن الرحیم
خاطرات شهدا سری جدید پست های وبلاگ خواهد بود ان‌ـشاءالله. قبل از این هم خاطره گذاشته بودم ولی از این به بعد اگه بخواد منظم و به صورت همان دو سه روزانه قرار بگیره.  خدا کنه ازمون راضی بشن! 
شهادت امام جعفر صادق
شهادت امام صادق (علیه السلام)

  غواص به فرمانده گفت : اگه رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم ، من رو هول بده تو آب !
 فرمانده گفت : اگر اطمینان نداری میتونی برگردی .
 غواص جواب داد :
 نه ! پای حرف امام ایستاده ام ، فقط میترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه
 آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم و الان هم خواهرم رو سپردم به همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.
 والفجر ۸ ، اروند رود ، فرمانده داد زد یا زهرا ، غواص قصه ی ما اولین نفری بود که تو آب پرید! اولین نفری هم بود که به شهادت رسید !
 شهید مهدی ذهبی
 

نظرات() 

تمام منبر او روایت بود!

یکشنبه 18 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در مدرسه ی شیرازی سامرّا که بغدادی ها و اهل کاظمین در سوم رجب و روز وفات امام هادی روضه داشتند، واعظی پیرمرد بود که سیّدی لاغر اندام، بلند بالا بود، منبر رفت و واقعا منبری عجیب بود؛ تمام منبر او روایات بود! به حدی که بنده نه قبل از آن و نه بعد از آن مانند او را ندیده ام. از اول تا آخر منبر، کلمه ای غیر از روایت در منبر نگفت و خیلی تحفظ داشت که از روایت تحدی نکند و هر گاه روایتِ مشکل می خواند، بلافاصله با روایتی دیگر آن را توضیح و شرح می داد و معنای روایت را نیز با روایت بیان می کرد. نوعاً هم به تناسب، روایات کوتاه و قصار می خواند. واقعاً کمال است انسان یک ساعت صحبت کند و از خود هیچ نگوید! و الان تعجب می کنم که او مصیبت را چگونه خواند!! 
بله، برعکسش را هم دیده ایم که درمنبری حتی یک روایت هم نبود، جز اینکه آمریکا چنین و شوروی چنین!
نکته های ناب از آیت الله بهجت چاپ 40 صفحه ی 56

نظرات() 

معرفی: مسجد نما، یک دستیار برای مسجدی ها

یکشنبه 18 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، چند رسانه ای، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم

در راستای تلاش های شبانه روزی من در امر مسجد(!) به سایتی رسیدم به نام مسجدنما .

مسجد نما

ایده ی اولیه مسجد نما، تولید طرح های گرافیکی برای تابلو اعلانات مسجد است ولی الان گشترده تر شده و محصولات چند رسانه ای، ویدیو ها، پرزنتیشن های پاور پوینت، جزوه های مختلف در موضوعات متفاوت و دیگر چیزها را میتوانید در آن پیدا کنید. مثلا قسمتی برای انتقال و اشتراک گذاری تجربیات از کار های فرهنگی و مذهبی و... دارد و همه هم میتوانند به غنی تر شدن اش کمک کنند و تجربیات و همچنین کار های گرافیکی یا مطالب و نوشته ها و کلا هرچیزی مربوطی که در این زمینه دارند، به اشتراک بگذارند و  تیم مسجدنما را در رسالت و ماموریتشان یاری کنند!

در مورد مسجد نما از زبان خودشان:

 نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد."مسجدنما" جایی است برای طرح‌های گرافیکی مناسب برای   استفاده در مسجد.به امید خدا بنا داریم در این وبلاگ هر آنچه یک مسئول فرهنگی مسجد برای  نصب در مسجد نیاز دارد، تولید کرده و انتشار دهیم.ان‌شاءالله بسته‌های تابلو اعلانات، حداکثر تا عصر پنجشنبه هر هفته آماده دریافت خواهد بود.استفاده از این طرح‌ها برای همه و در همه جا آزاد است.حتی در صورت حذف نشان "مسجدنما"ی گوشه طرح‌ها!


  در کل برای فعالان کار های فرهنگی مسجد و کلا همه مسجدی ها سایت جالبی است و با وجود اینکه کمی طراحی پیچیده و شلوغی دارد ولی محتوای غنی و زیادی در پشت پرده ی اینهمه شلوغی خوابیده است!



 

نظرات() 

رازی که بعد از رحلت بهجت العرفا فاش شد

شنبه 17 مرداد 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله بهجت
رازی که بعد از رحلت بهجت العرفا فاش شد

به نقل فرزند ایشان: علامه جعفری سال 63 با همان لهجه ترکی غلیظ به من گفت پدرت تا هست نه می‌شناسی‌اش و نه می‌گذارد که بشناسی. وقتی از تو گرفتند، آن وقت می‌فهمی.
وقتی پدرم از دنیا رفت تازه برایم بابی باز شد. بعد از رحلت ایشان یکی از بزرگان صدایم کرد و فکر کردم که می‌خواهد تسلیت بگوید.
ایشان اشاره کرد نزدیکش شدم و گفت رازی از پدرت پیش من هست بگذار تا دفن نشده آن را به تو بگویم.
50 سال قبل در نجف، استاد بزرگ، مرحوم قوچانی به من گفت سرّ اینکه آقای بهجت از همه هم کلاسی‌هایش فاصله گرفت و ممتاز شد یک چیز بود. همه تازه شروع کرده‌‌اند ولی آقای بهجت سالها قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، کار کرده بود. ایشان در اثر عبادت سالها قبل از بلوغ چشمش باز شده بود و معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد.
او دوران قبل از بلوغ را که معصیت برای انسان نوشته نمی‌شود و تکلیفی نیست، به سلامت گذرانده بود. این دوران را با عصمت و پاکی گذرانده بود و در دوران نوجوانی حفظ کرده و ادامه داده بود. لذا معصوم بود و معصوم ماند. همه پله به پله می‌رفتند و او چون سبکبال بود، پرواز کرده بود.
معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد. این دیدن معصیت را ما نمی‌فهمیم چون درکی از آن نداریم و باید با علم شهودی به آن رسید

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :