تبلیغات
مسجد ما - مطالب رضا کدخدایی
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

13 نکته برای صبح ها راحت تر بیدار شدن

پنجشنبه 16 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:نماز، حدیث، دل نوشت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
صبح ها از خواب پاشدن دغدغه ی فکر می کنم طیف وسیعی از جامعه باشه! برای دانش آموزان و شاید دانشجویان، برای کارمندان و کارگر ها و... و کلا برای قشر نماز صبح خون!(و شب)
بیدار شدن از خواب
1.عوامل معنوی
    • توفیق: برای بیدار شدن از خواب برای نماز بیشتر از عوامل مادی و محیطی، عوامل معنوی تاثیر دارد و توفیق برای نماز بیدار شدن مهم است و می بینیم کسانی رو که با وجود خستگی زیاد برای نماز صبح و حتی شب بیدار می شوند بدون اینکه زنگ بزارند و منظورم افراد خارق العاده و هم نیست که ازشون کرامات فراوان دیده میشود مثل آیت الله بهاءالدینی و غیره! منظورم همین افرادی که کسانی که می شناسندش، عنوان آدم خوبیه بهش میدن! همین آدم خوبی بودن شاید کافیه برای توفیق نماز صبح پیدا کردن؛ به هر حال، مهم ترین عامل توفیق است و بس و بی توفیق برای انجام هر کاری انسان مخذول است!(چه سخت شد نه؟) توفیق  همون کمک رساندن و فراهم کردن مقدمات و نتیجه حتی برای انسان از طرف خدا و بدون این یاری خدا بودن رو خذلان می گویند و انسان بی توفیق مخذول است! مهم ترین عامل توفیق هم انجام واجبات و مستجبات و ترک محرمات و مکروه هاست. که بحث طولانی ای دارد. می گویند یکی از علما گفته بود: شما نماز های دیگر را اول وقت بخوانید خدا شما را برای نماز صبح بیدار می کند. رعایت ادب هم در برابر خدا و ائمه و پدر و مادر فکر می کنم مهم باشد و توفیق زیادی برای انسان به ارمغان بیاورد.
    • دوم دعا و توسل: این دعا و توسل کردن دوای هر دردیه! مشکل و فکری نیست که آدم داشته باشه و دعا و توسل یکی از راه حل هاش نباشه! به خصوص در اوقات خاص و یا دعای های خاص که استجابت تضمین شده براشون؛ مثل روز عرفه یا شب قدر و جمعه ها و... دعای توسل(معروف که تو مسجد ها و هییت ها می خونن) که گویا از دعاهای مجرب هستش. برای از خواب بیدار شدن هم  حضرت علی علیه السلام از رسول اكرم صلی االله علیه و آله نقل می كند كه فرمود: «هركس بخواهد برای نماز شب بلند شود،رختخوابش را بگیرد و بگوید: «اللهمَّ لا تُوْمِنّی مَکرَک و لا تَنْسنی ذِکرَک ولا تَجْعَلْنی مِنَ الْغافِلین اَقُومُ اِنْ شاء اللّه ساعَةَ کذا و کذا» و به جای کذا و کذا ساعتش را بگویید. و یک مورد دیگر اینکه آیه آخر سوره کهف را قبل خواب بخواند: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكمْ یوحَی إِلَی أَنَّمَا إِلهُكمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن كانَ یرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا یشْرِك بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»
بیدار شدن از خواب
2. عوامل فیزیکی

    • یکی اینکه خواب به اندازه کافی باشه! دیگه انتظار نداشته باشیم با یه ساعت یا دو ساعت خواب راحت هم بیدار شیم! خواب دیگه 4 ساعت کمتر فکر نمی کنم بشه روزمره زندگیکرد! هرچند اکثرا 7-8 ساعت می خوابیم!(امام خمینی روزی سه ساعت و ربع می خوابید!) 
    • تا حد امکان در یک زمان بیدار شویم.( و در یک ساعت بخوابیم تا عادت کنیم)
    • روز های تعطیل هم همین موقع بیدار شویم.
    • . اگر نزدیک وقت بیدار شدن اگر از خواب پریدیم و به هر دلیلی دیگر خواب نبودیم عاقلانه ترین کار تحمل آن چند دقیقه است که وگرنه دفعه دوم بیدار شدن بسیار سخت تر از آن چند دقیقه بیدار ماندن خواهد بود!
    • .برای به موقع بیدار شدن جایزه ای در نظر بگیریم! مثلا اگر به موقع بیدار شدیم آن روز بعد از ظهر بیشتر بخوابیم! یا شب تشنه بخوابیم و صبح در صورت به موقع بیدار شدن آب بخوریم.
    • .ورگرنه خودمان را تنبیه کنیم! و مثلا تا یه ساعت بعد از بیداری آب یا مایعات نخوریم!
    • .مقدار خواب در مضربی از یک و نیم ساعت باشد، یعنی یا 1:30 یا  3  یا 4:30 یا 6 ساعت بخوابیم.
    • .شام کمتر و با فاصله از وقت خوابیدن بخوریم؛ که تاثیر زیادی در راحت بیدار شدن دارد.
    • .برای صبح ها کار های زیادی در نظر نگیریم که خودآگاه یا آگاه بخواهیم با خوابیدن از زیر آن مسئولیت ها و استرس هایشان فرار کنیم!
    • .قبل از خواب به خصوص در تاریکی به کامپیوتر و موبایل و کلا صفحه های نمایش دیجیتال  و مخصوصا رنگ آبی درون آنها نگاه نکنیم.
    • .صبح برای بیدار شدن در معرض نور خودمان را قرار دهیم، نور خورشید کویا بهتر از نور چراغ و غیره است.(هرچند این مورد برای نماز صبح اصلاً کاربردی نیست که با اومدن خورشید نماز میره!)
و اینکه برای عاقبت به خیری من و بقیه نویسنده های سایت دعا کنید که من هم دعا می کنم هر کس مارو دعا کرد صبح ها راحت بیدار شه!

نظرات() 

وقت نماز

جمعه 10 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:قرآن، 

بسم الله الرحمن الرحیم
وقت نماز صبح:
اگر در هوای صاف و به دور از روشنایی شهر و روستا، پایان شب را به تماشا بنشینیم، خواهیم دید که نزدیک صبح، ناگهان یک سپیدی از سمت مشرق آسمان ظاهر می گردد و به شکل عمودی بالا می رود؛ شاید گمان کنیم که تیرگی شب رخت بربسته و صبح طالع گردیده است، ولی هنوز تا صبح، زمان اندکی باقی است و این سپیدی نشانه ی «فجر اول» یا «فجر کاذب» است.
اگر همچنان مراقب آسمان باشیم، خواهیم دید که این سپیدی کم کم در آسمان پهن و گسترده می گردد تا آن که کاملا پخش می شود و همه جا را فرا می گیرد. در همین لحظه «فجر دوم» یا «فجر صادق» فرا رسیده و زمان خواندن نماز صبح است؛ به این زمان،«طلوع فجر» نیز می گویند.
بر اساس معارف قرآن کریم، این لحظه یکی از باشکوه ترین لحظه هاست؛ لحظه ای است که ماموریت فرشتگان شب به پایان می رسد و فرشتگان روز فرود می آیند و چه زیباست در این لحظه به نماز ایستاده باشیم و فرشتگان شب و روزـ هر دو گروه ـ شاهد بندگی و اطاعت ما باشند.
قرآن کریم درباره ی اهمیت نماز صبح می فرماید:
« اَقِمِ الصَّلوةَ لِدلوکِ الشّمسِ الی غَسَقِ اللَّیلِ و قرآنَ الفجرِ  اِنَّ قُرآن الفجرِ کان مشهودا»
و نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریک شب بر پا دار و (نیز) نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور(فرشتگان) است. سوره ی اسراء ، آیه ی 78
فاصله بین طلوع فجر صادق تا طلوع آفتاب را «بین الطلوعین» می گویند؛ در این فاصله وقت داریم نماز صبح را بخوانیم ولی هر چه زودتر، بهتر.
نماز بخوانیم و گاه گاهی نیز به منظره ی زیبای طلوع خورشید بنگریم تا احساسی سرشار از امید، همت و پشتکار در خود بیابیم و با خدا پیمان ببندیم که در جهت رشد و شکوفایی خود گام برداریم.
نکته ی مهم: بین شب های مهتابی و غیر مهتابی درباره ی تشخیص طلوع فجر، فرقی نیست. هر چند بهتر است برای احتیاط، پنج تا شش دقیقه بعد از اذان صبح شروع به نماز کنیم. 
اگر خداوند اراده کرده باشد در روزهای بعدی وقت نمازهای ظهر و عصر و سپس مغرب و عشاء را خدمت بزرگواران ارائه خواهم نمود.

نظرات() 

پادشاه مراکش، حادثه ی حج را به پادشاه عربستان تسلیت گفت!

چهارشنبه 8 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاورمیانه، اخبار، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
پادشاه مراکش
محمد ششم - پادشاه مراکش - که تعدادی از حجاج کشورش را در مکه از دست داده است، این فاجعه را به ملک سلمان پادشاه عربستان تسلیت گفت! 
گویا فراموش کرده مقصر اصلی کیست! با وجود اینکه هر ساله کرشمه حج تکرار میشود باز هم کاری نمی کند که از مرگ حجاج جلوگیری کنند. البته معلوم است جان انسان ها اگر به اسم ارزش داشت که به یمن حمله نمی کردند! این تکفیری ها را حمایت نمی کردند! از اسراییل ستایش نمی کردند! 
به هر حال در اینجا بد نیست سخنان رهبر ایران رو هم در این مورد ببینیم :

بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون 
فاجعه‌ی مصیبت‌بار امروز در منا که در آن جمع کثیری از ضیوف‌ الرحمان و مومنانِ مهاجر الی‌الله از کشورهای گوناگون، جان باختند، اندوهی بزرگ در جهان اسلام پدید آورده و عید آنان را عزا کرده است. در میهن عزیز ما نیز ده ها خانواده که مشتاقانه در انتظار عزیزان حج‌گزار خود بودند، اکنون به عزای آنان نشسته‌اند. اینجانب با قلبی سرشار از غم و همدردی با مصیبت‌دیدگان، این حادثه اندوهبار را به روح مطهر حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و به ساحت مقدس ولی الله الاعظم حضرت صاحب‌الزمان (اروحنا فداه) که صاحب‌عزای اصلی است، و به همه بازماندگان و عزاداران در سراسر جهان اسلام به ویژه در ایران عزیز تسلیت عرض می‌کنم و رحمت خاصه خداوند غفور و رحیم و شکور را برای این میهمانان گرامیش و شفای عاجل آسیب‌دیدگان و مجروحان را از درگاه عطوفتش مسألت می‌نمایم و یادآور می‌شوم:۱. مسئولان نمایندگی اینجانب و سازمان حج تلاش طاقت‌فرسای خود در شناسایی جان‌باختگان و معالجه مجروحان و اعزام به کشور و خبررسانی سریع را که سراسر امروز بدان مشغول بودند همچنان ادامه دهند و همه کسانی که توانایی دارند به آنان کمک کنند.۲. هر گونه کمک ممکن را به حجاج دیگر کشورها نیز تعمیم دهند و حق برادری اسلامی را به انجام رسانند.۳. دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه‌ی تلخ پذیرفته و به لوازم آن به قاعده‌ی حق و انصاف عمل کند. مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته که عامل این فاجعه بوده نباید از نظر دور بماند.۴. جان‌باختگان این حادثه انشاالله مشمول این کلام نورانی قرآن‌اند که: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله» این برای بازماندگان، تسلای بزرگی است. آنان پس از طواف و سعی و پس از ساعات پربرکت عرفات و مشعر و در حال انجام مناسک حج به دیدار معبود شتافته‌اند، و انشاالله مورد لطف و رحمت ویژه احدیتند. اینجانب با تسلیت دوباره به عزادارن، سه روز عزای عمومی در کشور اعلام میکنم.والسلام علی عباد الله الصالحین .
سید علی خامنه‌ای دوم مهر یک هزار و سیصد و نود و چهار

نظرات() 

تکبر در معراج السعاده قسمت دوم

یکشنبه 5 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حکایت، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
از کلام عیسی بن مریم است که:« همچنان که زرع در زمین نرم می روید و بر سنگ سخت نمی روید، همچنین دانایی و حکمت جای می گیرد در دل اهل تواضع و فروتنی و جای نمی گیرد در دل متکبر. نمی بینید که سر می کشد و سر خود را بلند می کند که سقف رسد سقف سر او را می شکند؟ و هر که سر خود را به زیر افکند، سقف بر سر او سایه می افکند و او را می پوشاند؟»
چون حضرت نوح-علیه السلام- را هنگام رحلت رسید فرزندان خود را طلبید و گفت: شما را به دو چیز امر میکنم و از دو چیز منع میکنم: منع می کنم از شرک به خدا و تکبر و امر می کنم به گفتن« لا اله الا الله»و«سبحان الله و بحمده»
و روزی که حضرت سلیمان -علیه السلام- امر کرد که مرغان و جن و انس بیرون آیند، پس بر بساط نشست و دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند و بساز او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید سپس این قدر میل به پستی کرد که کف پای او به دریا رسد پس صدایی بلند شد که کسی می گوید: اگر در دل صاحب شما به قدر ذره ای کبر می بود او را به زمین فرو می بردند بیشتر از آنچه بلند کردند او را»
و از حضرت امام باقر - علیه السلام- مروی است که:« از برای متکبرین، در جهنم وادی ای است که آن را «سقر» نامند و از شدت حرارت خود به خدا شکایت کرد و رخصت طلبید که یک نفس بکشد، پس نفس کشید، از نفس او جهنم بسوخت»
جهنم
و فرمودکه:« متکبرین را در روز قیامت به صورت مورچکان محشور خواهند کرد و مردم ایشان را پایمال خواهند نمود تا خدا از حساب بندگان فارغ شود».
و فرمود که:« هیچ کس نیست که تکبر کند مگر اینکه در خود پستی می بیند، - که می خواهد با  تکبر آن را بپوشاند-»
و فرمود که :« دو ملک در آسمان هستند که موکل بندگان اند که هر که تواضع کند، او را بلند مرتبه کنند، و هر که تکبر نماید او را پست مرتبه می نماید»
و فرمود که جبار ملعون، کسی است که به حق جاهل باشد و مردم را حقیر شمارد»
و فرمود که:« هیچ بنده ای نیست مگر آنکه اورا حکمت و دانائی است و ملکی است که نگاه می دارد آن حکمت را از برای او، پس اگر تکبر کرد می گوید: ذلیل شو، که خدا تو را ذلیل گردانید، پس او در پیش خود ازهمه کس بزرگتر، و در نظر مردم از همه کس کوچک تر می شود و اگر تواضع و فروتنی نمود، می گوید: بلند مرتبه شو که خدا تو را بلند کرد، پس او در دل خود از همه کوچک تر می شود و در چشم مردم از همه کس بلند تر می گردد».
اقسام کبر و درجات آن
تکبر بر سه قسم است:
اول آنکه تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند و این بدترین نوع تکبر است، بلکه اعظم افراد کفر است و سبب این محض جهل و طغیان است و به این قسم خدای - تعالی- اشاره می کند که: «ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» یعنی:« به درستی که کسانی که تکبر و گردن کشی از بندگی من می نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتی که ذلیل و خوار باشند.»
فرعون
دوم آنکه: بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابوجهل و امثال اینها و ایشان کسانی بودند که می گفتند:« ا هؤلاء من الله علیهم من بیننا» یعنی آیا اینها را خدا منت گذارد و پبغمبر کرد در میان ما؟»
و می گفتند:« ا نؤمن لبشرین مثلنا» یعنی» «آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو آدمی مانند ما؟»
و میگفتند:« ان انتم الا بشر مثلنا» یعنی:« نیستید شما مگر مانند ما .
و این قسم نیز نزدیک تکبر به خداست .
سوم آنکه اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید و خود را از ایشان برتر ببیند. که در مطلب قسمت سوم اگر خدا بخواهد مفصل تر می نویسم.

قسمت اول را اینجا ببینید.

نظرات() 

تکبر در معراج السعاده

شنبه 4 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
معراج السعاده تکبر
کبر عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد. و فرق این با عجب آن است که:در عجب آدمی خود را شخصی بیند و خود پسند باشد اگر چه پای شخص دیگری در میان نباشد. ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان باشد تا خود را از آن برتر ببیند و این کبر، صفتی است در نفس و باطن.و از برای این صفت در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن را تکبر گویند.
و آن آثاری است که: باعث حقیر شمردن دیگری و برتری بر آن گردد. مانند: مضایقه داشتن از همنشینی با او، یا هم خوراکی با او، امتناع در پهلو نشستن با او، یا رفاقت او، و انتظار سلام کردن و موقع ایستادن او، و پیش از او در راه رفتن، و تقدم بر او در نشستن، و بی التفانی با او در سخن گفتن، و به حقارت با او تکلم کردن. و پند و موعظه او را بی نفع دانستن،  امثال اینها.
از جمله آثار کبر است. خرامان و دامن کشان راه رفتن و بعضی از این افعال گاهی از حسد و کینه و ریا نیز نسبت به بعضی صادر می شود، اگر چه آدمی خود را از او بالاتر هم نداند.
و بدان که: کبر از اعظم صفات رذیله است، آفت آن بسیار، و غائله آن بی شمار است. چه بسیار اند از خواص و عوام که به واسطه این مرض به هلاکت رسیده اند. و بسی بزرگان ایام، که به این سیی گرفتار دام شقاوت گشته اند. اعظم حجابی است آدمی را از وصول به مرتبه فیوضات، و بزرگ تر پرده ای است از برای انسان از مشاهده جمال سعادت، زیرا که: این صفت ، مانع می گردد از کسب اخلاق حسنه. چون به واسطه این صفت، آدمی بر خود بزرگی می بیند، که او را از تواضع و حلم، و قبول نصیحت، و ترک حسد و غیبت و امثال اینها منع می کند و بلکه خلق بدی نیست مگر اینکه صاحب تکبر محتاج به آن است به جهت محافظت عزت و بزرگی خود و هیچ صفت نیکی نیست مگر اینکه از آن عاجز است به سبب بیم فوت برتری خود و از این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیص شمار و تذکار است.
تکبر در قرآن 
تکبر در قرآن
این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حیز شمار و تذکار است.
خدای-تعالی- می فرماید:«یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار»
خلاصه معنی آنکه: زنگ و چرک می فرستد خدا بر هر دل متکبری. 
و می فرماید: «انه لا یحب المستکبرین»
یعنی:«به درستی که خدا دوست ندارد تکبر کنندگان را»
و دیگر می فرماید:«ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون»
یعنی:« زود باشد که برگردانم از آیات خود، روی کسانی را که تکبر می ورزند»
و باز می فرماید:« ادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فبئس مثوی المتکبرین»
یعنی:« داخل شوید در درهای جهنم، در حالتی که مخلد خواهید بود در آن، پس بد مقامی است مقام تکبر کنندگان»
متکبرین در روز قیامت
و حضرت پیغمبر - صل الله علیه و آله و سلم - فرمودند که: 
« داخل بهشت نمی شود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد و هر که خود را بزرگ شمارد و تکبر کند در راه رفتن، ملاقات خواهد کرد پروردگار را در حالتی که بر او غضبناک باشد.»
و فرمودند که : « خداوند عالم فرموده: کبریا و بزرگی روای من است، و عظمت و برتری سزاوار من، هرکه خواهد در یکی از اینها با من برابری کند او را جهنم خواهم افکند»
و فرمودند که: « در روز قیامت از آتش جهنم گردنی بیرون خواهد آمد که دو گوش داشته باشد و دو چشم و یک زبان، و خواهد گفت که: من موکل به سه طایفه هستم: یکیشان، متکبرین است.
و فرمودند که:« سه نفرند که خدای - تعالی - در روز قیامت با ایشان سخن نخواهد فرمود، و عمل ایشان را پاک نخواهد ساخت، و عذاب دردناک از برای ایشان خواهد بود: پیر زناکار، و پادشاه جبار، و متکبر بی خبر»
و نیز از آن « حضرت مروی است که :« بد بنده ای است بنده ای که به سهو و لهو بگذراند و گورستان و پوسیدن بدن ها را در آنجا فراموش کند.»
و نیز از آن جناب روایت شده است که: ـ دشمن ترین شما به سوی ما، و دورترین شما از ما در روز آخرت، پرگویان، نازک گویان و متکبران»
و فرمودند که: متکبرین را در روز قیامت محشور خواهند کرد به صورت مورچه های کوچک، که به جهت بی قدری که نزد خدا دارند پایمال همه مردم خواهند شد.»
و فرمودند که: « در جهنم وادی ای است که او را هب هب گویند و بر خدا ثابت است که هر جبار متکبری را در آن جای دهد»

نظرات() 

در عزای حجاجِ زیر دست و پا مانده

جمعه 3 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

بسم الله الرحمن الرحیم
عزای حجاج زیر دست و پا
در عزای حجاجِ زیر دست و پا مانده 
این اتفاقی که در مکه افتاد از نظر بنده یقینا، یقیناً میگم عامدانه بود. من سال هاست دارم میگم یازده سپتامبر برای اینها مقدسه. 
و در سالروز یازده سپتامبر باید این اتفاق می افتاد و یه حمله به خانه خدا صورت می گرفت و و قربانی از حاجی های خدا و همزمان حمله ای صورت بگیره به کجا؟ بیت المقدس. چرا؟ برای مسلمونا کدوم مهم تره؟ مکه یا بیت المقدس؟ کعبه یا بیت المقدس؟ کعبه. حواس ها کجاست؟ به کعبه است. من بارها گفتم، عرض کردم. آخرین بخش برنامه ی اینا تخریب بیت المقدسه. 
استاد رائفی پور 

نظرات() 

تکبر چیست؟

جمعه 3 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، معرفی، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
 پناهیان، تکبر
تکبر یکی از صفات همیشه همراه انسان است و به صورت نامحسوس، در بسیاری از انگیزه ها و رفتار های  او تاثیر گذار است. و بدتر از وجود خودش مخفی بودنش است.  
اصل تکبر یعنی خودرا بزرگ پنداشتن. و برای حفظ این بزرگی خیالی با خوبی ها و خوبان جنگیدن، بزرگتر از خود را تحمل نکردن. تکبر یکی از اینها یا همه ی اینها است.
تکبر اندک یعنی کمی «منم» زدن. علاقه به برتری بر دیگران داشتن، یک ذره ناراحت شدن از انتقاد بجا، کمی سخت بودن پذیرش حق و آنجا که باید انتقاد پذیر نبودن.

تکبر تمایل به بزرگ شدن است و یا توهم بزرگ بودن. و در این شکل خود را به گونه های مختلف نشان می دهد. گاهی انسان فقط به دنبال این است که کسی او را تحقیر نکند و گاهی دنبال وجهه ی اجتماعی و عزت و احترام پیدا کردن بین مردم است. و گاهی به صورت فخر فروشی یا تحقیر کردن دیگران بروز می کند.
این تمایل به بزرگ شدن و یکی از انگیزه های اصلی انسان ها برای رفتار هایشان است و بسیاری از کارها را در جهت ارضای این خواسته  انجام می دهند که در فرهنگ ها و جوامع مختلف، شکل این «بزرگ شدن» فرق می کند. (گاهی در جامعه کسی که دیگران را تحقیر می کند بزرگ می شود و گاهی کسی که از خود گذشتگی می کند کوچک می شود.)
تکبر به صورت فطری گویا در انسان وجود دارد! انسان ها با فطرت خدایی به دنیا می آیند یعنی علایق خداگونه و گرایش به خوبی ها دارند. یکی از صفات خدا نیز تکبر است که شاید انسان به داشتن آن هم علاقه پیدا می کند. در حالی که آن مخصوص خداوند است. 
شاید هم ریشه ی این تمایل به بزرگی، غریزه ای خدادادی در انسان برای گرایش به کمال و رستگاری باشد که در طول زندگی به خاطر تربیت غلط یا وسوسه ی شیطان یا... به صورت تکبر در می آید و انسان را به تباهی می کشد. 
بزرگی واقعی انسان  در اطاعت خداست و ما هم دنبال بزرگی ولی خیلی وقت ها گول می خوریم و برای ارضای این نیاز به همه جا چنگ می اندازیم که شاید با برتری یافتن به برخی انسان ها این عطش بزرگی مان خاموش شود که مانند نوشیدن از دریا بدتر انسان را تشنه تر می کند.
به هر حال تکبر از بزرگترین رذایل اخلا قی است کم در انسان یافت می شود و در آیات و احادیث در مورد آن بسیار (بد) گفته شده:
- حضرت علی (علیه السلام): از تکبر بپرهیز که آن بزرگترین گناهان، و دردناک ترین عیب ها و زیور شیطان است. 
یا در کلامی دیگر فرموده اند:«اِحذِر الکِبر؛ فُاِنُّهَ رأسَ الطغیان و معصیُهَ الرُّحمان» یا « أقبحُ الخَلقِ التکبر»
در قرآن هم در ایاتی به تکبر و طغیان اشاره می کند:
الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ ﴿فجر ۱۱ همانان كه در شهرها سر به طغیان برداشتند
اِذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿ طه ۴۳ به سوى فرعون بروید كه او به سركشى برخاسته
برگرفته از کتاب تکبر پنهان علیرضا پناهیان صفحه 59

نظرات() 

چرا برخی از عیوب از آدم مخفی می ماند.

چهارشنبه 1 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:توبه، اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا برخی از عیوب از آدم مخفی می ماند.

1)      یکی از دلایل مهمِ پنهان ماندن عیوب انسان، «علایق و آرزو های» اوست. انسان آرزو ها و دوست داشتنی هایی دارد که می توانند واقعیت را در ذهن او تغییر دهند تا جایی که دیکر واقعیت را درست نبیند. مثلا همه دوست دارند آدم خوبی باشند. اصل این علاقه خوب است، ولی یکی از نتایج  نامناسب اش این است که انسان فکر می کند واقعا آدم خوبی است.! در حالی که فقط دوست دارد خوب شود.  انسان خودش را دوست دارد، گناه خود را کوچک  و ثواب خود را بزرگ می بیند. اصلا نفس انسان خاصیتی دارد که بر اساس آن، واقعیت ها را شبیه دوست داشتنی هایش جلوه می دهد. و علاقه های انسان اندیشه هایش را رهبری می کند.

2)      دلیل دیگر «ترس از یأس» است. یعنی بعضی ها به خاطر ترس از بدبختی یا ترس از اینکه نتوانند خود را اصلاح کنند، عیوب خود را نگاه نمی کنند. اساساً یکی از ترفند های اصلی ابلیس همین «مأیوس» کردن است. البته ابلیس ترفند دیگری دارد و آن «مغرور» کردن انسان است. و راه حل خوبی برای این مأیوس شدن در اثر آگاهی از عیوب، این است که هرگاه از عیب خود مطلع شدیم، به آغوش رحمت خداوند پناه ببریم و به عیوب خود اعتراف کرده، از خداوند عذر خواهی کنیم. بدانیم که خدا دوستمان دارد و بنده ی خود را رها نکرده و عیب ما را برطرف خواهد کرد.

3)      سومین دلیل اینکه بعضی صفات همیشه همراه انسان هستند و از آنجایی که همیشه همراه آدم هستند، انسان از وجودشان غافل می شود و عادت می کند به این صفت! در حالی که اگر آن صفت گاهی باشد و گاهی نباشد شناخت اش خیلی راحت تر می شود.

4)      مورد بعدی هم فرهنگ عمومی جامعه است. این فرهنگ به پنهان ماندن عیوب کمک می کند. ما رسم نداریم انتقاد کنیم؛ انتقاد را آنچنان که امام صادق می فرمایند، هدیه تلقی نمی کنیم.شاید بلد نیستیم به درستی از یکدیگر انتقاد کنیم! معمولا از هم تعریف می کنیم. و به این ترتیب عیب هایمان پنهان می مانند.

 

کتاب رهایی از تکبر پنهان، علیرضا پناهیان، صفحه 39 تا 41، (برداشت آزاد)

 

نظرات() 

چرا پنهان بودن صفات در آدم مهم است؟

دوشنبه 30 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی اهمیت پنهان بودن بدی ها و خوبی ها در انسان از خود آنها مهم تر است. و یک بدی آشکار بسی خطر کمتری دارد تا یک بدی که در اعماق وجود انسان پنهان شده! که می گویند اگر همه خوبی ها بدی های انسان آشکار می شد، مسیر الی الله دیگر اینهمه پیچیدگی نداشت و نیاز به دستورات و استاد و... نبود.
و حساسیت و این پنهان بودن عیب ها در انسان در این است که می بینی این عیب هفتاد سال در توست و نمی فهمی [ و وقتی می فهمی برای اصلاح اش دیر شده] و یا خصلت خوب پنهان است و عدم اطلاع از آن انسان را مایوس می کند!  که یاس از حربه های اصلی شیطان است که خودش هم به آن دچار است و از رحمت خدا مایوس. یا از آن طرف اگر این بدی را نبیند شاید دچار عجب (خودبینی و تکبر در مقابل خدا) شود و به ادعای خوب بودن و طلبکار شدن از خدا بیانجامد. و در مورد عجب داریم که امام صادق (علیه السلام) در حدیثی با این مضمون دارند که: اگر خطر عجب نبود، هیچ گاه بنده به گناه مبتلا نمی شد که عجب بدتر از گناه است! کافی جلد 2 صفحه 313 
و احادیث دیگری که در مورد شناخت خویشتن و نفس آدمی است؛ به این موضوع برمی گردد که انسان باید نفس خود و صفات خوابیده در آن را بشناسد و چه احادیثی در بیان فضیلت کسانی که نفسشان را بشناسند آمده!  
مثلا امیر المومنین(ع) می فرمایند: کفی بالمرء کیساً ان یعرف معایبهُ و کفی بالمرء جهلا ان یجهل عیبه؛ از زیرکی انسان همین بس است که معایب خود را بشناسد و از جهالت و نادانی فرد همین بس است که معایب خود را نشناسد.
یا فرموده اند: معرفت و شناخت انسان نسبت به عیوبش، سودمند ترین معرفت هاست. 
و این حدیث معروف که: من عرف نفسه فقد عرف ربه! هر که نفسش را شناخت خدایش را هم می شناسد. که اصلا مقدمه ی خداشناسی همین شناخت نفس است

نظرات() 

مسئول فرهنگی

جمعه 27 شهریور 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم
سید علیرضا مصطفوی
خاطره ای از دوستان شهید سید علیرضا مصطفوی
پس از سفر کربلا سید به عنوان مسئول تبلیغات و فرهمگی پایگاه مسجد موسی ابن جعفر (ع) انتخاب شد. سالها بود که فرهنگی بسیج فعالیت خاصی نداشت.
شروع کار او با تابلویی بود که در داخل حیاط نصب شده بود. این تابلو فقط جهت اعلامیه های ترحیم و ... استفاده می شد.
ایده های هنری او در نوع حود جالب بود. سید به تمام معنا هنرمند بود. با پارچه های رنگی و چفیه زمینه تابلو را تغییر داد.
تابلو را به جند قسمت مختلف تقسیم کرد. هر قسمت مربوط به مطلب خاصی بود. مطالب را با دقت تایپ می کرد و با استفاده از تصاویر در تابلو نصب می نمود. نور پردازی جالبی هم ایجاد کرده بود.
احکام و استفتائات، مسائل اخلاقی، وصیتنامه شهدا، نکات تاریخی، مسایل روز کشور و ... در این تابلو نصب می شد. هر دو هفته یکبار نیز کل تابلو عوض می شد.  
شبها بعد از نماز، مردم می ایستادند و مطالب را می خواندند. بعضی هم نکات مهم را برای خودشان می نوشتند.
سید به کار تبلیغات خیلی اهمیت می داد. می گفت: جلوه کار فرهنگی مسجد تبلیغات است. گروه تبلیغات مسجد را راه اندازی کرد. کارها را به آنها واگذار کرده بود. خودش هم هر جایی احتیاج بود کمک میکرد و نظارت مینمود.
مدتی بعد کار برای شهدای محل را شروع کرد. جمعه شب ها به همراه بچه های بسیج به حانواده شهدا سر می زد. عکس شهید را می گرفت. پس از اسکن، کار طراحی آن را انجام می داد. بعد از آن به همراه چند تن از دوستان با اخلاص، تصاویر تهیه شده را به تابلو تبدیل می کردندو این تابلو ها سر کوچه ای که به نام شهید بود نصب می شد. 
حالا دیگر ، در همه کوچه های محل در کنار نام شهید، تصویر شهید هم نصب شده. هیچ نشانی هم از این که چه کسی این کار را انجام داده وجود ندارد! این رفقا هزینه این کار را هم از خودشان می پرداختند. فقط به عشق شهدا! 
فراموش نمی کنم. مادر یکی از شهدا از کوچه رد می شد. یکدفعه چشمش به تصویر فرزندش افتاد. از خوشحالی گریه می کرد. همینطوری به تابلو خیره شده بود. بعد هم به بنیاد شهید دعا می کرد! 
هسفر شهدا، چاپ هشتم، انتشارات ابراهیم هادی، صفحه 37

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :