تبلیغات
مسجد ما - مطالب رضا کدخدایی
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

سوالات فرهنگی

دوشنبه 7 دی 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخلاق، چند رسانه ای، مسجد ما، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام قصد داریم یک سری سوالات برای مصاحبه با چند تن از مسئولان فرهنگی کشور آماده کنیم که با اطلاعات جامع تری در این ناره فعالیت کنیم! فعلا چند سوال آماده کرده ایم  و که فعلا نیاز به تغییر و تصحیح و گزینش و اینها دارد؛ فعلا اینها را اینجا قرار دادم  و گر کسی نظری داشت یا سوالی اضافه بر اینها یا هر مورد دیگری، اعلام کند که در نهایت کار تمیز تر و سوالات حرفه ای تر در بیایند. 

فرهنگ

1)  با توجه به تفاسیر شخصی و بسیار زیاد فرهنگ و ملان بون این مسئله تعریف شما از فرهنگ چیست؟

2)  کار فرهنگی چیست ؟ آیا ی خیلی از کارهایی که صورت میگیرد کار فرهنگی میگویند؟

3)  به نظر شما چقدر کار هایی که ب خود نام کار فرهنگی گفته اند اولویت دارند؟

4)  به نظر شما چرا با آن که اکثر بچه حزب اللی ها متخصص حوزه فرهنگ نیستند، به این حوزه ورود میکنند؟


ادامه مطلب

نظرات() 

کسانی که حضرت محمد(ص) را در صحرای محشرمی بینند.

سه شنبه 24 آذر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:قرآن، 

در این باره ابن قولویه با سند خود، از جابر، از امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمودند

امیرمؤمنان علی (ع) بیان داشتند:

روزى رسول خدا (ص) به دیدار ما آمد، در حالى كه امّ ایمن شیر و كره و خرما، براى ما هدیه آورده بود. از آن آوردیم و حضرت از آن میل كرد. سپس برخاست و به گوشه خانه رفت و چند ركعت نماز گزارد. چون آخرین سجده ‏اش فرا رسید، سخت منقلب شده گریست.

كسى از ما به سبب هیبت و عظمتشان، چیزى نپرسید. پس از نماز حسین (ع) برخاسته، در دامان او نشست و عرض كرد: پدرجان! چون به منزل ما آمدى، آنچنان خوشحال شدیم كه از هیچ چیز آنگونه شادمان نگشتیم.

سپس چنان گریستى كه ما را غمگین كرد، چرا گریستى؟ فرمود: فرزندم!

پیش از این، جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد كه شما همگى كشته خواهید شد و قبور شما از هم جدا و پراكنده، خواهند بود. عرض كرد: پدرجان! براى كسانى كه قبور پراكنده ما را زیارت كنند، چه پاداشى خواهد بود؟ فرمود: فرزندم! آنان، گروههایى از امّت من‏اند كه قبور شما را زیارت مى‏كنند و بدین وسیله، بركت خدا را مى‏جویند و بر من، شایسته است كه در روز قیامت، سراغشان آیم و آنان را از هراسهاى آن روز و از گناهانشان، برهانم و خدا آنان را در بهشت جاى دهد.

همچنین شیخ مفید مى‏ گوید: روایت شده است كه روزى پیامبر اكرم (ص) نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسین(ع)، پیرامون او بودند، حضرت به آنان فرمود: چگونه خواهید بود آنگاه كه كشته شوید و قبرهایتان پراكنده و دور از هم باشد؟ حسین(ع) عرض كرد: آیا مى‏میریم، یا كشته مى‏شویم؟ فرمود: فرزندم! تو مظلومانه، كشته مى‏شوى و برادرت حسن نیز مظلومانه، كشته مى‏شود و نسلهاى شما در اطراف زمین پراكنده مى‏شوند. حسین (ع) عرض كرد: چه كسى ما را مى‏كشد، اى رسول خدا؟ فرمود: مردم شرور. حسین (ع) پرسید: اى رسول‏ خدا! آیا پس از شهادت، كسى براى زیارت ما مى‏آید؟ فرمود: آرى فرزندم! گروهى از امّت من كه با زیارت شما، قصد نیكوكارى و پیوند با مرا دارند به زیارت قبور شما خواهند آمد. پس هرگاه روز قیامت شود، من در موقف به دیدارشان آیم تا بازوانشان را گرفته، آنان را از هراسها و سختیهاى قیامت برهانم.

همچنین امام صادق (ع) فرموده اند: روزی حسین بن على (ع) به رسول خدا (ص) عرض كرد: پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: فرزندم! هر كه مرا -در زندگى و پس از مرگ- زیارت كند، بر من است كه روز قیامت به دیدارش آیم و او را از گناهانش برهانم. در نیزنقل شده است که پیامبر (ص) در پاسخ به این پرسش بیان داشتند: هر كه مرا در زندگى و پس از مرگ زیارت كند و هر كه پدرت را در زندگى و پس از مرگ زیارت كند و هر كه برادرت را در زندگى و پس از مرگ زیارت كند و هر كه تو را در زندگى و پس از مرگ زیارت كند، بر من است كه روز قیامت به دیدارش آیم و او را از گناهانش برهانم و به بهشت برین در آورم.

منابع:

1-ابن قولویه، كامل الزیارات: 57.

2-علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 44: 234؛ ج 100: 118.

3-شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 10: 257.

4-فتال نیشابوری، روضه الواعظین: 169.

5-کلینی، کافی، ج 4

نظرات() 

نامه رهبر به جوانان غربی

چهارشنبه 11 آذر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:اخبار، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
به تازگی نامه دوم رهبر انقلاب به جوانان غربی منتشر شده که در عکس زیر  زیر سر فصل هایش را می بینید.
Letter4U
و متن کامل نامه هم در  ادامه مطلب می توانید ببینید.

ادامه مطلب

نظرات() 

سلام نفتی

دوشنبه 2 آذر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی |

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مراجع می گفت:

ما یک گاری چی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

یک روز مرا دید و گفت حاج آقا سلام، ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید؟

گفتم بله.

گفت: فهمیدم چون سلام هایت تغییر کرده!

آقا می گوید من تعجب کردم گفتم: یعنی چه؟

گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی، همۀ اهل محل همین طور هستند.

هرکس خانه اش گازکشی می شود دیگر سلام علیک او تغییر می کند.

این آقا که از بزرگان است فرمود: من فهمیدم سی سال، سلامم بوی نفت می داد. عوض اینکه بوی خدا بدهد.

سی سال او را با اخلاق اسلامی تحویل گرفتم- خیال می کردم اخلاقم اسلامی است- ولی حال که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

(استاد سید عباس موسوی مطلق)

یادمان باشد ، سلاممان بوی نیاز ندهد ...

نظرات() 

قوانین اساسی سید مجتبی علمدار

شنبه 30 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:انقلاب، حکایت، اخلاق، توبه، خاطرات، 

بسم الله الرحمن الرحیم

قــــــــــانـــون اول

خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹

قـــــانــــــــون دوم

پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا خواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم . حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم . تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹

قـــــانون ســــــوم

خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم. تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹

قـــــانون چــــهارم

خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم . تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹

قــانون پنجــم

خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره الرحمن را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قران بخوانم. تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹

قــــانون شـــشم

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم. تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹

قــــــانون هـــفتم

حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود. تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹

قـــانون هــشتم

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ریال صدقه بپردازم. تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹

قــــانون نــــهم

در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید ۱۵ مسئله را بخوانم. تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰

قـــانون دهـــم

در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم. تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰

نظرات() 

دفن درکربلا باپلاک عراقی

سه شنبه 26 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی |

بسم الله الرحمن الرحیم 
ابوریاض
دفن درکربلا باپلاک عراقی
ابوریاض از مسئولین فعلی در کشور عراق است .ایشان     می گفت : در سالهای جنگ  عراق علیه ایران فرزندم به اجبار به سربازی رفته بود . بعد از یکی از عملیاتهای ایران از طریق ارتش به من اطلاع دادند که پسرت در جنگ کشته شده .خیلی ناراحت بودم بااتومبیل خودم از بغداد برای تحویل جسد راهی جنوب شدم .به محل تحویل اجساد رفتم .کارت وپلاک پسرم را تحویل گرفتم کارت متعلق به خودش بود . اما وقتی برای تحویل جسد رفتم با تعجب دیدم که این جنازه متعلق به پسرم نیست !!چهره او شبیه بسیجیان ایرانی بود  . بسیار نورانی بود !با مسئول مربوطه صبحت کردم . گفتم :این جنازه پسر من نیست .می گفت : مدارک کاملا صحیح است .این جنازه را بردار و ببر !هرچه با او  بحث کردم بی فایده بود . کم کم ترسیدم به خاطر این موضوع من را اذیت کنند. لذا جنازه را برداشتم .وبه سمت بغداد حرکت کردم .در راه به این موضوع فکر          می کردم که این جنازه کیست . چرا مدارک پسر من همراه این پیکر بوده ! تا اینکه به مسیر کربلا رسیدم .پس از زیارت به سمت قبرستان کربلا رفتم .لذا او را در کربلا به خاک سپردم و راهی بغداد شدم . مدتی بعد اتفاق عجیبی افتاد . اعلام شد که پسر من زنده است و در اسارت ایرانی ها به سر می برد . بعد از بازگشت پسرم اولین سوال من از او در مورد مدارکش بود . اوگفت : وقتی من به اسارت نیرو های ایرانی درآمدم جوانی به سمت من آمد وگفت : کارت و پلاکت را بده ! من هم آنها را به او تحویل دادم . جوان به من گفت : قرار است من در کربلا  و در جوار امام حسین ع به خاک سپرده شوم .اما برای رسیدن به آنجا به کارت و پلاک تو احتیاج دارم ! از من حلالیت طلبید!بعد خداحافظی کرد من را به دیگر نیروهای ایرانی تحویل دادوبه سمت جلو حرکت کرد من دیگر از اوخبری ندارم!واقعا عجیب بود.یعنی اوکه بود.چه کسی به اوگفته بوداین کار راانجام دهد.چه کسی به دل ابوریاض انداخته بود این شهید گمنام ایرانی را در کربلا به خاک سپرد.

منبع: کتاب یاران ناب

نظرات() 

اندر احوالات تحلیل سیاسی!

شنبه 23 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاورمیانه، دل نوشت، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

تحلیل سیاسی

نمیدانم مشکل از من است یا از سیاست! ولی در مورد اتفاقات سیاسی، مذاکرات، بیانیه ها، قطع نامه ها و جنگ ها و تهدید ها و اینطور اتفاقات خیلی وقت ها  نظر و تحلیلی ندارم! نه که نخواهم، نه،  میخوام بدانم موضوع از چه قرار است ولی انگار پرده را نمیتوانم از جلوی تابلو کنار بزنم و نقش هایش را ببینم! فقط میتوانم آن نوشته ی روی پرده که موضوع نقاشی را نوشته را بخوانم و حدس بزنم که نقاشی چگونه است و بعد در موردش نظر هم بدهم!

یک دلیلی که به نظرم میرسد کم بودن اطلاعات ام است! نه اینکه خبر ها را نمیشنوم یا اتفاقات را متوجه نمیشوم! اتفاقا خبر ها را میشنوم و دنبال میکنم فقط اطلاعات تحلیلی ام کم است! یعنی نمیدانم این خبر نشانن دهنده ی چه چیزی میتواند باشد! برای چه حزبی خوب است برای کدام بد! یا این طرح مثلا اقتصادی برای کدام قشر خوب است برای کدام یکی شرایط را بدتر میکند، یا این حمله ی فلان کشور به آنیکی به چه علت و چه منافعی بوده است!  و اینگونه مسائل!

همانطور که گفتم حدس هایی میزنم فقط نمیدانم این حدس چقدر درست است!  نمیدانم بقیه هم اساساً همینطور بر اساس حدس ها نظر میدهند؛ ومثل من هستند و فقط صدایش را در نمی آورند! یا اینکه نه واقعاً پشت پرده میبینند و درک میکنند!

نمیدانم شاید هم بقیه مردم که اینطور روی همه ی مسائل نظر و بحث دارند هم مثل من نمیدانند و فقط به این ندانستن توجه نمیکنند و جاهای خالی را که نمیدانند را آنگونه که دوست دارند پر میکنند و تحلیل میکنند! شاید هم خیر واقعاً میتوانند ببینند که آخر این قضیه به کجا ختم میشود!به هر حال این را هم نمیدانم!

نظرات() 

خواب سید الشهدا سحرگاه عاشورا

پنجشنبه 21 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام حسین (ع)، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
hosein
« گویند سحرگاه شب شهادت، حسین علیه السلام را خواب گرفت و بیدار شد و گفت سگ هایی را دیدم که بر من حمله ورند. در میان آنها سگ چند رنگی بود که شدید تر بر من تاخت. گمانم آن است که آن که مرا میکشد پیکرش پیس باشد!» پیکر شمر چنین بود.
« سپس  جدم رسول خدا را در خواب دیدم، به من فرمود: پسر عزیز من! تو شهید آل محمد هستی. آسمانیان، دیدار تو را به یکدیگر مژده میدهند. فردا افطار تو، نزد من خواهد بود، شتاب کن و زود بیا، درنگ روا مدار.»
حسین علیه السلام، فرمان جدش را اطاعت کرد، درنگی نکرد و شبی نگذشت که سوی نیاکانش شتافت.
دو مکاشفه بود و دو نمایش حقیقت.
مکاشفه نخستین، پرده را برداشت و حقیقت دشمنان حسین علیه السلام را بر ملا کرد. سگان درنده ای که پیشرو آنها سگی تعفن انگیز و پیسی بود، سگی که درونش بر برونش اثر گذارده بود و او را از مجموعه ای از لکه های ننگ نشان میداد.
سگ درنده، سمبل ظلم و بیدادگری است، سمبل تعدی و تجاوز و ستمگری است. سگ درنده به جز آکنده کردن شکم از گوشت و پوست و استخوان ضعیفان، کاری دیگر از وی ساخته نیست.
اگر بخواهند مجسمه ای برای ظلم بسازند، شایسته تر از سگ درنده، نمونه ای بهتر  و برتر یافت نمیشود؛ به ویژه اگر مجموعه ای از لکه ها چرکین ننگ باشد. دومین مکاشفه، نمایش دوستان حسین علیه السلام  و نشان دهندهی  راه حسین علیه السلام است و تقدیر نامه ای است از قائم مقدّس حق، به وسیله ی پیامبرش، برای حسین علیه السلام فرستاده شده است. چنین کسی شایسته است که آسمانیان، ملکوتیان، اشتایق زیارتش  را داشته باشند.
سطح فکر زمینی ها پایین تر از آن است که حسین علیه السلام را بشناسند. زمینی، حسین را میکشد. آسمانی، حسین را بالای سر جای میدهد.

نظرات() 

معرفی |کتاب الفبای مهدویت

دوشنبه 18 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، امام مهدی (عج)، 

بسم الله الرحمن الرحیم 
الفبای مهدویت
 الـفـبـاے مـهـدویـتـــ


كتاب موعودنامه در قالب فرهنگ الفبای مهدویت، پیرامون موضوعات حضرت مهدی(عج)، غیبت، انتظار و ظهور، توسط «مجتبی تونه ای» گردآوری شده است 

در بخش الف فهرست این فرهنگ الفبایی موضوعاتی از قبیل :
 آثار انتظار، آرماگدون، آخرالزمان، آزمون غیبت، آداب ملاقات با امام زمان(علیه السلام)، آدینه و سایر موضوعات مربوط كه با این حرف آغاز می شود، بررسی شده است. 

نویسنده در ابتدای كتاب بیان می كند كه به منظور استفاده عموم مردم و جوانان از مطالب این كتاب، ترجمه روایات به صورت مختصر بیان شده، اما در بخش پاورقی كتاب به منبع اصل روایت نیز اشاره شده است. 

تونه ای در بخشی از این كتاب آورده است: 
از آنجا كه امامت یكی از نعمت های بزرگ الهی است، شناساندن نعمت حضرت ولی عصر(علیه السلام)، قدردانی از نعمت الهی را به دنبال دارد و جامعه قدردان از نعمت امامت، مرهون لطف حضرت حق قرار می گیرد. 

این صاحب قلم در بیان آثار انتظار می نویسد: 
كسی كه انتظار قیام مصلح جهانی را دارد، در حقیقت انتظار انقلاب و تحولی بس عظیم و وسیعی را دارد كه یكی از اساسی ترین انقلاب های بشری در طول تاریخ بشر است. 

نظرات() 

کتب پیشنهادی رهبر | لذات فلسفه

سه شنبه 12 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام خامنه ای، معرفی، 

به نام خدا

لذات فلسفه نام کتابی است ازویل دورانت ، مورخ و فیلسوف آمریکایی است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۹۲۹ میلادی با عنوان کاخ‌های فلسفه چاپ شد. ناشران نام کنونی را به نویسنده پیشنهاد می‌دهند، و در چاپ‌های پس از آن، کتاب با این نام منتشر می‌شود. این کتاب شامل نظریات خاص ویل دورانت درباره مسایل اساسی زندگی و سرنوشت بشر است. کتاب لذات فلسفه نخستین بار در سال ۱۳۴۴ هجری خورشیدی با ترجمه عباس زریاب خویی در ایران منتشر گردید.

بخش هایی از این كتاب : داستانهای هزار و یک شب نشان می دهد که سرودهای عاشقانه از قرون وسطی جلوتر بوده، ولی ترغیب عفت و پاکدامنی از طرف کلیسا که او را به علت دور از دسترس بودن جذابیت‏ بخشید، مایه نضج غزل عاشقانه گردید، حتی لارشکوفو نویسنده نیش زن می‏گوید :«چنین عشقی برای روح مانند جان برای بدن است»این استحاله‏ میل جسمانی را به عشق معنوی چگونه توجیه کنیم؟ چه موجب می‏شود که این‏ گرسنگی حیوانی چنان صفا و لطف بپذیرد که اضطراب جسمانی به رقت روحی‏ تبدیل شود. آیا رشد تمدن است که به علت تأخیر انداختن ازدواج‏ موجب می‏شود تا امیال جسمانی برآورده نشود و بدرون نگری و تخیل سوق داده‏ شود و محبوب را در لباس رنگارنگی از تخیلات امیال نابرآورده جلوه‏گر سازد؟ آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می‏گردد، زیبایی به قدرت‏ میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ضعیف و با منع و جلوگیری قوی‏ می‏گردد.»

ادامه مطلب

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :