تبلیغات
مسجد ما - مطالب محمد مهدی قاسم زاده
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

راه های دعوت به نماز

چهارشنبه 6 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:نماز، اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم
مطالب این موضوع همگی مربوط می شود به سخنرانی آقای قرائتی با عنوان«درس هایی از قرآن» که در تاریخ 93/20/9 از تلوزیون پخش شده است:
1- محبوبیت دعوت کنندگان:
دعوت کننده به نماز باید محبوبیت داشته باشد. در بهشت هم غیز از اینکه غذا ها ، لذت بخش است، قرآن می فرماید: فردی که در بهشت دعوت به خوردن غذا و پذیرایی می کند، خوش قیافه و دوست داشتنی است.(سوره واقعه آیات 20 تا 24)
2- ما و تارکان نماز:
به دعوت عمومی قانع نباشیم. بعضی از والدین برای فرزندان دانش آموز خود معلم خصوصی می گیرند و برای بیمار غذای مخصوص می آورند. آوردن افراد مذهبی به مسجد و نمازخانه که هنر نیست، هنر آن است که ما بتوانیم افرادی که کاهل نمازند یا معرفت به حقیقت و فلسفه نماز را ندارند؛ به نماز حاضر کنیم.
3-شرکت مسئولان و مدیران در نمازهای جماعت:
در دبیرستانی به طور آزاد، و بدون اجبار 95 درصد جوانان در نماز جماعت شرکت می کردند. تحقیق کردیم، به این نتیجه رسیدیم، چون رئیس دبیرستان اذان می گوید. دبیر فیزیک و شیمی هم صف اول جماعت حاضر می شوند.
4-مسئولیت دادن به جوانان و نو جوانان:
از دانش آموزان برلی زیبایی نماز خانه، مدیریت آن، اذان و اقامه استفاده بشود. چرا شور عزاداری ها بیش تر از مساجد است؟ چون در عزاداری، جوان احساس مسئولیت می کند.
5- گفت و گوی چهره به چهره:
گفت و گوی خصوصی اثر خاص خود را دارد. افراد گاهی مثل توت هستند که با یک تکان می ریزند. اما انار را باید دانه دانه چید.
6-مسجد و کارهای اجتماعی:
اردوهای ویژه برای فعالین نماز برگزار شود. باید جوانان خاطرات خوشی از مسجد داشته باشند.درجات رسمی و دولتی در مساجد اعطا شود. وام داده شود اعطای جوائز و تشویقات هم در مسجد باشد. از مسجد به استخر و شنا بریم.
7-جلب مشارکت مردم:
در دعوت به نماز، دیگران را هم شرکت بدهیم. اگر امام جماعت مسجد با رئیس داشنگاه، مدیر آموزش و پرورش منطقه ، رئیس مجموعه های ورزشی آشنا شود و ارتباط برقرار کند، حضور جوانان در مسجد زیادتر می شود.
با تلخیص از کتاب«درس هایی از قرآن» متن 18 برنامه بیست و سومین دوره مسابقات برنامه تلویزیونی توسط حجت الاسلام و المسلمین قرائتی. تهیه و تنظیم توسط محمد موجدی نژاد سال تحصیل 94-93 

نظرات() 

خدا تو را سلام می رساند

سه شنبه 5 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:حضرت زهرا(س)، 

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمومنین(ع):
در حال قبض روح مقدسه فاطمه طاهره(س) در نزدش نشسته بوم، دیدم آن مخدره جواب سلام کسی را داد. به ایشان گفتم: به چه کسی سلام کردی؟ حضر فاطمه فرمود: جبرئیل آمد به من سلام کرد و گفت: السّلام یقرئک السّلام.(ای فاطمه، خداوند سلام تو را سلام رساند.) حضرت امیرالمومنین فرمود: دیدم دفعه دوم نیز حضرت فاطمه زهرا سلام داد. پرسیدم از آن حضرت چه کسی بود؟ فرمود: میکائیل آمد و سلام نمود من او را جواب دادم.
امیر مومنان می فرمایند: دقعه سوم دیدم رنگ مبارکش زرد شد و چشمهای مبارکش فرو رفت، فرمود: و علیک السّلام یا قابض الارواح؛ عجّل و لا تعذبنی.(سلام بر تو ای گیرنده جانها؛ عجله کن و آسان بگیر)
فوائد المشاهد:198
برگرفته از کتاب«معجزات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از ولادت مبارک تا شهادت مظلومانه» نوشته«احمد متوسّل»

نظرات() 

شام غریبان حسین امشب است

یکشنبه 3 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام حسین (ع)، شعر، 

بسم رب الحسین
خواستم به مناسبت این شب عظیم مطلبی بنویسم اما عظمت این غم نمی گذارد. اکتفا می کنم به شعری که استاد شهریار درباره آن گفت: ای کاش این همه شعری که من نوشته ام برود کنار فقط این شعر برای من بود.

hosein

ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای 
مگر اینگونه که ماتی تو شه انداخته ای 
ای همایون فرس پادشه سدره مقام 
که چرا گاه بهشت است ترا جای خرام 
نه رکابی زتو بر جاست نه زین و نه لجام 
چه بلا رفته که با خویش نپرداخته ای 
تا صهیل تو همی امدی ای پیک امید 
بر همه اهل حرم بود صدای تو نوید 
کاینک اید زپی پرسش ما شاه شهید 
مگر این بار خداوند حرم را چه نوید 
کای فرس شیهه زنان بر حرمش تاخته ای 
تو ز بهر خبر از تیر پری ساخته ای 
زچه الوده به خون تاج تو خاکم بر سر 
راست گو تخت سلیمان شده بر باد مگر 
تو که غلطان زسر زین نگونش دیدی 
در میان سپه دشمن دونش دیدی 
ای فرس راست به من گوی که چونش دیدی 
تو به چشمان خود اغشته به خونش دیدی 
بوی خون اید از این کاکل و یال و تن تو 
شد مگر کشته رو به شه شیر اوژن تو 
دل افسرده من اب شد از دیدن تو 
فاش گو برق که اتش زده بر خرمن تو 
که چنین غلغله در بحر و بر انداخته ای 

 نیر تبریزی

نظرات() 

طلائیه

جمعه 24 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، حکایت، چند رسانه ای، 

بسم الله الرحمن الرحیم
یک بار در مناطق عملیاتی جنوب بودیم که یکی از دوستانم از روایت یک راوی از طلائیه گفت. خیلی مشتاق شدم تا آن روایت را گوش کنم. یک بار اتفاقی(یادم نیست کجا) چند دقیقه از آن ندای عاشقانه را گوش کردم اما هر چه گشتم پیداش نکردم( چون اسم راوی را نمی دانستم). اما عاقبت جوینده یابنده است نهایتا چند هفته پیش پیدایش کردم. از یک سایت دانلودش کردم و خب طبعا گوش جان سپردم به ندای راوی. چه ها که با من نکرد همین صوت چند دقیقه ای. باور کنید یکی از بهترین حالات زندگیم بود. این دلتنگی که با صدای گرم بیات بدست آوردم هدیه الهی بود برای حال خراب ما خاکی نشینان. خلاصه می کنم: توصیه جدی دارم به شما خوانندگان عزیز که چند دقیقه روحمان را پرواز بدهیم به قطعه ای از بهشت! 
آدرس سایت برای کسانی که آماده ی پروازند. لطفا روی پرواز کلیک کنید.

نظرات() 

سلام بر محرم

چهارشنبه 22 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام حسین (ع)، اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین از حج برگشته و ببین چه هدیه ای برای من و شما گرفته است! چه هدیه ای!
آمد مقابل امام حسین به او گفت: آقا ما نمی خواهیم با شما بجنگیم. آقا فرمودند که چطور؟ گفت: یادم آمد وقتی امیر المومنین داشت از این منطقه رد می شد نشست و گریه کرد و فرمود: حسین من اینجا تنها می ماند. من و دوستم فهمیدیم که آن حسین شما هستید و این جا، همان جاست و آن واقعه همین واقعه است. امام به آن ها فرمود: حالا به من کمک نمی کنید؟ آنها گفتند: نه آقا ما اگر به شما کمک کنیم در راه شما می میریم ما زن و بچه داریم بگذار برویم.
امام فرمود: خب پس بروید( حالا هدیه را ببینید) اما این نزدیکی کربلا نمانید من اگر صدای غریبی ام بلند شود می ترسم دیگر از جهنم بیرون نیایید بروید. آن ها هم رفتند.
 می دانید یک انسان را از بی نهایت در جهنم ماندن نجات بدهید یعنی چه؟ هر چه قدر هم که در جهنم بماند در مقابل بی نهایت هیچ است.
چه هدیه ای داد حسین. امام یک حج رفت ببینید چه سوغاتی برای شما آورده، هر سال! آب زمزم بهترش را آورده آب لقمه آورده...

برای شنیدن سخنرانی کامل آقای پناهیان (که یک قسمتش را بالا آوردم) اینجا را کلیک کنید.


نظرات() 

خاطره ای از زبان رهبر

یکشنبه 19 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام خمینی، خاطرات، امام خامنه ای، 

به نام خدا 
در ایام ریاست جمهوری به یکی از کشورهای آفریقایی سفر رسمی داشتم. از پلکان هواپیما که پابین آمدم، دیدم که رییس جمهور آن کشور، مرعوب من شده است. این وضعیت در چهره اش کاملا آشکار بود. در ماشین تشریفات نشستیم، تا ما را به محل مهمانسرا ببرند. در ماشین دیدم که این شخص، بدون آن که خودش بخواهد، یک طرف نشسته و جرات نمی کند به صورت من نگاه کند:من با زحمت و با تبسم و خنده و نرم گویی، یواش یواش او را به صحبت آوردم. وقتی به ایران برگشتم به امام گفتم: من در آنجا دیدم که اینها در ما رشحه ای از وجود شما را می بینند. آن رییس جمهور، در مقابل من که این طور خاضع نبود، من که کسی نبودم. او در مقابل امام خاضع بود، امامی که مظهر انقلاب بوذ. آن شخص نمی توانست خوش را نگه دارد. او یک رییس جمهور گردن کلفت و معروف حسابی هم هست، از آدم های خرده ریز نیست، اما از هیات ایرانی، امام را می دبد و بویش را میشنید. 
 برگرفته از کتاب خورشید نوشته سید علی بنی لوحی

نظرات() 

یک خواهش

شنبه 18 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده |

به نام خدا
لطفا در نظرسنجی سایت شرکت کنید. پاسخ شما برای ما بسیار مهم است.

نظرات() 

شهید گمنام

پنجشنبه 16 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:شعر، دفاع مقدس، 

به نام خدا
شعر زیر یکی از اشعار نیما یوشیج است:
همه گفتند مرو، او نشنید
نشود مرد دلاور نومید
ننهد وقع به کار دشمن.
_ کیست این قدر جری؟ گفت که من.
بعد از آن ماند خموش و کرد اندیشه کمی.
او جوان بود. جوانی نوخیز 
بین همسالانش چون آتش تیز
مثل آن گل که کند وقت طلوع










به ز گل های دگر خنده شروع
تا در آمد به جهان، جلوه اش بود و غرور.
در کمیته، چو از او صحبت بود 
همه را حیرت از این جرئت بود
همه پر حرف، به هر سوق و درون:
اگر این توپ بماند بیرون!...
اگر آگاه کند شاه را امشب امیر!
به هم آشفت جوان. گفت: بس است!
او چه کس هست و امیرش چه کس است؟
همه جا خلوت و هر کار آسان
برای خواندن باقی شعر بر«ادامه مطلب» کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

وقت نماز مغرب و عشا

چهارشنبه 15 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:نماز، 

بسم الله الرحمن الرحیم
آیا تا کنون بر فراز قلّه ای یا بر بلندای تپه ای ایستاده و لحظه ی شکوه مند غروب را نظاره کرده اید؟ و آیا دیده اید که چه زیباست؟ آن هنگام که خورشید پرتوهایش را کم و کم تر می کند و به سمت مغرب جغرافیایی نزدیک و نزدیک تر می شود و ناگهان تمای قرص خورشید از نظر ناپدید می گردد و در همان لحظه، لحظه ی «غروب» فرا می رسد.
هنگام غروب، سمت مغرب( جایی که خورشید غروب کرده) و هنچنین سمت مشرق ( جای طلوع خورشید) سرخ می گردد.
چه خوب است لحظاتی پیش از غروب آفتاب دست به دعا برداریم، چرا که دعا در این لحظات مستجاب می شود.
حضرت زهرا(س) همیشه در این لحظات دعا می کردند.
و چه کسی است که غروب را به تماشا بنشیند و زیبایی هایی از آفرینش را درک نکند.
تماشای غروب، گاه همراه با افسوس نیز هست؛ افسوس از فرصت های طلایی که چه رایگان از کف می دهیم، افسوس از فرصت های طلایی که چه رایگان از کف می دهیم، افسوس از فرو رفتن در لذت های زودگذر و دور شدن از خدا و معنویات و افسوس های دیگر.
لحظه ی غروب، لحظه ی پایان یافتن یک روز پر جنب و جوش و لحظه ی محاسبه ی سود وزیان در آن روز و تصمیم بر جبران کاستی ها و نقص ها و کوتاهی هاست؛ قبل از آن که روز حسرت بزرگ که همان روز قیامت است فرا رسد و آن گه بگوییم :
یا حَسرتی عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله
دریغا بر آن چه در حضور خدا کوتاه ورزیدم!
وقتی غروب فرا می رسد هنوز تا فرا رسیدن مغرب، فاصله است. فاصله ی زمانی بین غروب و مغرب متفاوت است. در آفاق استوایی بین ده تا دوازده دقیق است و با زیاد شدن عرص جغرافیایی شهرها، بر مدت آن افزوده می شود. مثلا فاصله ی غروب تا مغرب در شهر مقدس قم بین هجده تا بیست و دو دقیقه در طول سال متغیر است.
از هنگام غروب، سرخی شرق آسمان کم کم بالا و بالاتر می آید و به طرف مغرب پیش می رود. زمانی که سرخی شرق آسمان از بالای سر ما عبور کرد سمت مشرق آسمان دیگر سرخ نبوده و لحظه ی مغرب شرعی فرا می رسد.
از لحظه ای مغرب شرعی به مقدار خواندن نماز مغرب را«وقت مخصوص نماز مغرب» می گویند، «وقت مخصوص نماز عشا» نیز هنگامی است که به اندازه ی خواندن نماز عشا تا نیمه ی شب وقت داشته باشیم.
فاصله ی میان وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا را «وقت مشترک نماز مغرب و عشا» می گویند.
بر گرفته از کتاب راه سبز 2

نظرات() 

وقت نماز ظهر و عصر

سه شنبه 14 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:نماز، 

بسم الله الرحمن الرحیم
خورشید بالا و بالاتر می آید، وقتی به بالاترین ارتفاع خود رسید و پرتوهای آن تقریبا بر نصف النهار محلی که قرار گرفته ایم عمود شد ظهر شرعی فرا رسیده است. از همین رو کلیه ی محل هایی که بر روی یک نصف النهار قرار گرفته اند، ظهر یکسانی دارند و ااذان ظهر د ر آن ها یکی است ولی این مطلب درباره ی اذان صبح و اذان مغرب آن ها صدق نمی کند و یکسان نیست. برای تشخیص وقت اذان ظهر می توانی از روش «نصب شاخص» استفاده کنیم:
شاخصی(بهتر است میله ای استوانه ای و با قطر کم باشد) به شکل کاملا عمود در زمین فرو می کنیم. هنگام صبح، سایه ی شاخص به سمت مغرب می افتد. با نزدیک شدن ظهر، سایه ی میله، کوتاه و کوتاه تر می شود. وقتی سایه کاملا کوتا گردید و به سمت مشرق افتاد، همان لحظه که شروع به افزایش می گذارد هنگام «ظهر شرعی» آن محل فرا رسیده است.
از لحظه ی ظهر شرعی تا مقدار خواندن نماز ظهر را «وقت مخصوص نماز ظهر» می گویند.
«وقت مخصوص نماز عصر» نیز از زمانی آغاز می گردد که به اندازه ی خواندن نماز عصر به غروب آفتاب وقت مانده باشد.
فاصله ی میان وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر را «وقت مشترک نماز ظهر و عصر» می گویند.
قرآن به مواظبت بر وقت نماز ها تاکید کرده و شایسته است نماز ظهر و عصر را نیز بدون تاخیر و سهل انگاری بخوانیم، قرآن کریم می فرماید:
«حافِظوا عَلَی الصَّلواتِ وَ ال صَّلاة الوُسطی و قوموا اللهِ قانتینَ»
بر نماز ها و نماز میانه(نماز ظهر) مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید. سوره بقره آیه ی 238
برگرفته از کتاب راه سبز2 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 8 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :