تبلیغات
مسجد ما - مطالب محمد مهدی قاسم زاده
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

چنین خوب چرایی؟

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم/ باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟


فرض کنید شخصی بسیار ثروتمند و قدرتمند و دانشمند به شما قراردادی را پیشنهادی دهد که در ازای اجرای آن می توانید ده برابر مدت قراردادتان از مزایای آن بهره مند شوید. فرض کنید این شخص به شما یک برنامه روزانه میدهد که شما ملزم هستید 
برای خواندن باقی مطلب روی عبارت ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

اعتکاف

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم از کسانی باشید که امسال به اعتکاف رفته اید، اگر هم نرفته اید زیاد سخت نگیرید انشاءالله سالهای بعد. واقعاً مایه مسرّت و مباهات است وقتی این خیل جوانانی که در این سه روز در مساجد گرد هم می آیند را می بینیم و آدم را امیدوار می کند که خدا را شکر، کسانی هستند که به جای رفتن به قهوه خانه و سایر تفریحات ناسالم دیگر، سه روز به این پر برکتی را در مسجد می مانند و الحق که چه زیباست...
گاهی اوقات باید خودمان را در معرض این نسیم های الهی و این رگ های نوید بخش حیات معنوی قرار دهیم. ماه رجب هم یکی از همین نسیم های الهی است و یک فرصت است و فرصت ها به فرمایش امیرالمومنین چون ابرها در گذرند، یا جایی می خواندم (فکر کنم باز هم از حضرت علی(علیه السلام) بود) که می فرمود: فرصت ها زود میروند و دیر بازمیگردند. هر فرصتی هم نعمتی است و هر نعمتی هم باید شکرش را به جا آورد، شکرگزاری از نعمت هم بهره مندی از آن است و هم استفاده از آن در جهت الهی و در راه رضای خدای متعال. چه خوب می شد اگر این تلاش هایی که ما می کنیم مثلاً همین درس خواندن ها، ورزش کردن ها، کار کردن ها و... همگی را برای خدای متعال انجام می دادیم آن وقت دیگر نه غصه از دست رفتن اموال و... را داشتیم نه برای بدست آوردنشان هر کاری می کردیم. ماه رجب هم یک نعمت است و ایام البیض هم یک نعمت دیگر و ما باید از این فرصت ها استفاده کنیم برای خودسازی. همانطور که رهبر عزیز می فرماید: جوانهای عزیز! بدانید که عرصه ی شرف، عرصه ی عظمت، عرصه ی هویّت اسلامی و ایرانی، عرصه ای است که در آن شجاعت لازم است، فداکاری لازم است، دانش لازم است، ایمان عمیق لازم است؛ خودتان را آماده بکنید.
ماه رجب هم فرصتی است برای آماده شدن. به قول عرفا مراحل سیر و سلوک سه قسمت است: تخلیه و تجلیه و تحلیه. و می گویند ماه رجب ماه تخلیه است، ماه شعبان ماه تحلیه و رمضان هم ماه تجلیه است. انشاءالله خداوند ما را از فرصتی که در اختیارمان قرار داده بهره مند سازد و مغفرتش را شامل حال تک تک ما بکند.
التماس دعا، یاعلی...

نظرات() 

شهدا این بار بیشتر شرمنده ایم...

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دل نوشت، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم
گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم/ دشنام و جفایی و دعایی و وفایی
یک عالمه راه آمده ام با تو و یکبار/ بد نیست تو هم با من اگر راه بیایی
عجب شعری است... 
مخاطب این شعر از نظر شما کیست؟
نمی دانم جوابتان چیست ولی برای من «شهدا» هستند، آن هم خطاب به همه مان!
شاید مستقیماً به آن ها دشنام نداده باشیم اما، خودم را عرض می کنم، چند بار با کارهایمان به آن ها دشنام دادیم؟
آنها برای حفظ نظامی رفتند که امروز من و شما کمترین اهمیتی به این امر نمی دهیم...
نه کار فرهنگی ای نه...
وضع حجاب روز به روز بدتر می شود و من و شما که وارث خون آنها هستیم چه می کنیم؟؟؟
بی اعتمادی به نظام روز به روز دارد گسترده می شود و شبهات فراوانی وارد می کنند ولی ما چه می کنیم؟؟؟
چند نفر را با کارهایمان ارشاد کرده ایم؟؟؟
چند نفر با سخنان ما که از سر آگاهی است از گفته های خود راجع به نظام پشیمان شده اند؟؟؟
فکر باحجاب بودن، فکر جهاد فرهنگی کردن و... را در سر چند نفر کاشته ایم که شاید روزی جرقه ای بزند؟؟؟
شهدا از تمام هستی خود مایه گذاشتند، ولی آیا ما حاضریم با صرف فقط چند دقیقه در روز فکر کردن راجع به مسائل و نقشی که می توانیم در آنها داشته باشیم و در یک کلام تکیلفمان، به نوبه ی خودمان کاری کرده باشیم؟؟؟
پاسخ من که منفی است. شما را نمی دانم...
ولی وقت آن است که دست به کار شویم و به یاد داشته باشیم کار فرهنگی «غلط» و از سر «ناآگاهی» بسیار نتیجه ی بدتری می دهد از کار فرهنگی نکردن. به قول آیت الله مجتهدی: ما باید به اصلاح بینش بپردازیم تا ظاهر اصلاح شود بدون اصلاح بینش کار فرهنگی هیچ فایده ای ندارد.
یا علی...

نظرات() 

یا ارحم الراحمین...

سه شنبه 31 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
روزی در یک برنامه تلوزیونی دیدم که مجری برنامه در آخر سخنانش به عنوان حسن ختام گفت خداوند ارحم الراحمین است و با هیچ منطقی جور در نمی آید که هر که در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند مگر می شود ارحم الراحمین این گونه با افراد مقرب به درگاهش برخورد کند؟
در پاسخ باید گفت آری و تنها با یک سوال، جواب داد: آیا قبول داریم که در کل هستی از ازل تا ابد هیچ موجودی نزد خدا محبوب تر از خاتم الانبیا محمد مصطفی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) باشد؟ قطعاً نه هیچ موجودی به اندازه وجود نازنین پیامبر عظیم الشان اسلام نزد خدا محبوب نیست چرا که خودش فرمود " لولاک یا محمد ما خلقت الأفلاک ولولا علی ما خلقتک ولولا فاطمة ما خلقتکما" پس چرا چنین شخص عزیزی را در سه سال در شعب ابی طالب با بدترین وضع نگه داشت و چرا زندگی چنین شخصی این قدر با گرفتاری روبه روست که حتی آشغال بر سر و روی آن حضرت پرتاب می کردند سنگ می انداختند و... به قول سعدی: کامجویان را ز ناکامی کشیدن چاره نیست/ بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
این سنت الهی است برای رفیع کردن مقام اولیاءاش این چنین تقدیرهایی را قرار می دهد. به عبارت اخری خدا با نزول این تقدیرات و صبر برای بنده اش او را به قلّه های معرفت و بندگی می رساند که جز با این تقدیر محال است که بنده ای به آن مقامات رفیع برسد. فلسفه بلا همین است، چون امتحان است گاهی برای بیدار کردن ما است و گاهی برای رفیع کردن مقام ما. 
شما نگاهی به زندگانی ائمه بیندازید مثلاً امام حسین، خب خدا چه کرد با حسین؟ چه کرد با امیرالمومنین چه کرد با فاطمه زهرا؟ نعوذبالله منظورم این نیست که خدا به آن ها ظلم کرد هرگز، این مردم زمانه بودند که با جهل و خباثتشان و رفتارشان ائمه را آزار می دادند منظورم این است که این همه تقدیر الهی بود اختیار هم یکی از مقدرات عالم است و قانونی ثابت و همیشگی. اما ببینید قصه ی حسین(ع) با عالم چه کرد. سالی چند نفر بر سر همین قضیه مسلمان می شوند؟
به عنوان حسن ختام شعری را انتخاب کردم که مناسب این متن باشد و چکیده عرایضم:

عاشق آنست که بی خویشتن از ذوق سماع

پیش شمشیر بلا رقص کنان می‌آید


نظرات() 

پنجاه کیلو آلبالو یا پنجاه کیلو بی حیایی

چهارشنبه 25 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
چند شب پیش بود که مهمان سینمایی در میدان انقلاب شدم با فیلم پنجاه کیلو آلبالو. در صحنه ی ابتدایی فیلم مردی را نشان می دهد که خدمتکار است و یک سینی پر از به قول خودشان آب آلبالو اما لیوان ها عیناً لیوان های مخصوص شراب خوری! بعد عروسی ای را نشان می دهد که زن ها و مردها کنار هم از این به قول خودشان آب آلبالو ها می خورند و با هم مشغول مراوده هستند. این صحنه ها را که دیدم تا پایان فیلم منتظر بودم که کی کارگردان محترم (جناب آقای مانی حقیقی) این صحنه های زشت و زننده را زیر سوال می برد و محکوم می کند اما انگار نه انگار او این عروسی را یک عروسی معمولی نشان داد و شاید می خواست بگوید خب روال عادی عروسی در کشور ما این گونه است اما زهی خیال باطل! این همه خون ریخته شده که ما در جمهوری اسلامی زندگی کنیم و این صحنه ها با کدام یک از مفاهیم جمهوری اسلامی سازگار است؟و چه کسی گفته مراسم های عروسی در کشور این گونه است؟ فیلم با همین روال بی حیایی پیش می رود و نشان می دهد زنی که شوهر دارد با مردی که برای مدتی موقت و به صورت کار راه بنداز اسمش به عنوان همسر در شناسنامه اش رفته،خیلی راحت بیرون می روند و در خیابان ها شهر قدم می زنند و حرف های عاشقانه می زنند و ... از هر صحنه ای که بگذرم از یک صحنه نمی شود به هیچ عنوانی گذشت که این دو زن و شوهر به ظاهر واقعی اما الکی به خرید می روند و مرد به راحتی جلوی دوربین لخت می شود تا تی شرت تنش کند و زن هم به راحتی روسری خود را در یک صحنه باز می کند تا روسری جدید را سر کند! آقای مانی حقیقی نمی دانم هدفش از ساخت این فیلم چه بود ولی جنگ فرهنگی که می گویند همین است. این گونه فیلم سازان با عادی جلوه دادن بد حجابی ها فجیع! و روابط غلط پسر و دختر و عروسی هایی به سبک غربی ها و ... کاری را دارند می کنند که قسم می خورم صدام و رژیم بعث با جمهوری اسلامی نکرد.
من از بیگانگان هرگز ننالم که هر چه کرد با من آن آشنا کرد. این گونه است که به همین راحتی فرهنگ غلط و مبتذل و مبتنی بر تفکر مشتی فیلسوف که نه انسان را می شناسند و نه جهان و نه خدا را جایگزین فرهنگ ناب اسلامی می کنند.
آخر خدا بهتر می تواند برای انسان ها قانون بگذارد و شرع را تشریع کند یا یک فیلسوف غربی از همه جا بی خبر! گویی نعوذ بالله خدا دانشش تا این حد نیست که بتواند چگونگی رابطه مرد و زن را برای ما تشریع کند ولی فلان فیلسوف غربی قطعاً می تواند. دیگر حرفی باقی نماند ولی این کارگردانانی که خود را هنرمند میدانند بدانند که آنها نه هنرمند را می شناسند و نه رسالت هنرمند را و نه جامعه را و نه مردم جامعه شان واقعاً متاسفم و احساس شرم می کنم که در جامعه مان به این گونه افراد نام هنرمند را می دهیم.
نظاره گر کارمان هستند مردانی که گرچه نیستند ولی هستند همان ها که معنی هنر را در متن حقیقت یافتند و رسالتشان را به نحو احسن انجام دادند خوشا به سعادتشان...

نظرات() 

تکبر

چهارشنبه 11 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسمه تعالی
سلام به دوستان عزیزی که در حال خواندن این نوشته می باشند. سال جدید را به شما و به تمامی ایرانی های عزیزی که در سراسر جهان هستند تبریک می گویم و از خداوند منان می خواهم که امسال را سال تحول درونی همه ما قرار دهد تا شاید فرجی حاصل شود...
امیدوارم سال جدید برایتان مملو از توفیقات الهی باشد و روزی های معنوی و مادی بر زندگی شما سرازیر شود و از ته دل از خدای تبارک و تعالی می خواهم: اللهم غیِّر سوء حالنا بحسن حالک.
امروز تصمیم گرفتم یک مطلب کاربردی برای شما عزیزان بگذارم امیدوارم که مورد استفاده و بهره ی شما قرار بگیرد:
علامات کبر در انسان:
الف: هنگامی که با امثال خود به گفتگو نشست و از زبان آن ها کلام حقی شنید که مطابق سخن خودش نیست اگر اعتراف نکند و اظهار خوش حالی نکند و از آنها تشکر نکند کبر دارد. اگر داشت راه حلش آن است که مکرر اقرار به عجز و قصور خود کند و به گوینده ی حق دعا کند و او را آفرین و ستایش گوید، تا این صفت از او رفع شود.
ب: وقت ورود به مجلسی اگر اقران و امثال او بر او مقدم بنشینند و او فروتر نشیند مطلقاً در حال او تغییری ایجاد نشود. همچنین در وقت راه رفتن مضایقه نداشته باشد که عقب همه راه رود.

برای خواندن باقی مطلب به « ادامه مطلب» رجوع کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

درس هایی از امام

دوشنبه 9 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، 


بسمه تعالی

روحانی سید حمید: امام در موعد مقرر برای تدریس در محل درس حاضر می شدند و از اینکه بیشتر اوقات طلاب، نامرتب و دیر و زود به درس آمده و در امور زندگی بی نظم بودند، رنج می بردند. و کرارا به مناسبتهایی این نکته را به طلاب گوشزد می کردند که در این دنیا کسانی توانستند به جایی برسند و گلیم خویش را از آب بیرون بکشند که در زندگی دارانی نظم و انضباط بوده اند.

حدیده چی مرضیه: یکی از خصوصیات بارز امام این بود که حتی در مملکت کفر هم حقوق و قوانین اجتماعی آن جامعه را رعایت می کردند. از جمله وقتی در پاریس برادران پولی کرده و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا می آمدند، ذبح کردند و به مناسبت شب عاشورا مقداری از آن خوراک تهیه کردند و مقداری از آن را هم برای منزل امام فرستادند. چون در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی در خارج از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است تا امام از چنین قانونی اطلاع یافتند، فرمودند: چون تخلف از قانون حکومت اینجا شده است، من از این گوشت نمی خورم.

بر گرفته از کتاب « درسهایی از اخلاق امام (ره)» از « انتشارات تسنیم» ناشر کتب دیدگاه های امام خمینی.


نظرات() 

سی تایی هاش!

جمعه 14 اسفند 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:سیاسی، اخبار، 

بسم الله الرحمن الرحیم
این انتخابات هم خدا را شکر به خوبی و خوشی به پایان رسید(البته اگر داستان آقای حداد تمام شود) و من به نوبه ی یک جوان ایرانی از این مشاکت بالا مخصوصا در شهر تهران بسیار شگفت زده شدم و همچنین بسیار تشکر می کنم از تمام کسانی که به پای صندوق ها رای آمدند.




خب مشاکت تهرانی ها در انتخابات دوره های قبلی بسیار پایین تر از این دوره بود که حتی بعضی از کاندیدا امسال بیشتر از پارسال رای آورده بودند ولی از رفتن به مجلس باز ماندند.
یک اتفاق بی سابقه افتاد و خب بسیار هم عجیب بود که در شهر تهران که تمامی نماینده های نام آشنا و مشهور احزاب در آن حضور دارند از یک حزب هیچ نامزدی نتواند وارد مجلس شود و خب به قول آقای روحانی آرای مردم بیشتر از صد ها کتاب حرف داشت. راست هم می گوید بنده خدا واقعا بیشتر صد ها کتاب حرف داشت. من از یک اتفاق بسیار خوشحالم آن هم دست رد زدن به سینه این تعبیرات سخیف نظیر «لیست انگلیسی» است. خب من واقعا نمی فهمم شورای محترم نگهبان بعد از این همه رد صلاحیت ها و عدم احراز صلاحیت ها در انتها از بین همین چند نفر هم بعضی ها را افرادی با برچسب انگلیسی زدن خواستند تخریب کنند تا جناح مقابل رای بیاورد، اگر انتخابات بین یک جناح و هیچ جناح دیگری باشد پس اصلا معنی انتخابات چیست؟ چند نفری هم که در این لیست به قول خودشان انگلیسی مشترک بودند با آن لیست غیر انگلیسی یعنی شما اینقدر وقاحت دارید و این قدر از نعمت عقل محروم هستید که به آن ها هم تهمت انگلیسی بودن می زنید؟ و کار شورای نگهبان را  هم زیر سوال می برید که یعنی انگلستان آن قدر در ایران نفوذ و قدرت دارد که برای خودش در انتخابات یک لیست می دهد؟!!!!
این ترور های شخصیتی سالهاست که دامنگیر افراد انقلابی شده است. یاد جمله امام می افتم که گفت: آقای دکتر بهشتی را از او می ترسند اینها، برای اینکه یک فرد لایقی است، و اینها نمی خواهند این طور افراد باشند؛... برنامه خود آمریکاییها و انگلیسیها این است که اشخاص صحیح را به اسم انگلیسی و به اسم آمریکایی ضایعش کنند؛ چون می دانند خودشان ضایع هستند!
امام خمینی 20 مهر 58، صحیفه امام جلد10
الحمدلله خود امام حرف اصلی را همان سال 58 زده و کلید را داده. به نظر شما بعد از آقای بهشتی و مطهری و ... انگلیس و آمریکا به دنبال ترور شخصیتی چه کسی رفتند؟

نظرات() 

حقیقت تفکر

چهارشنبه 5 اسفند 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
بدان که معنی تفکر طلب علم است، و هر علم که از بدیهه معلوم نبود، وی را طلب می باید کرد، و آن ممکن نیست الّا بدآن که معرفت دیگر را با یک دیگر جمع کنی و میان ایشان تالیف(الفت دادن) کنی تا جفت گیرند، و از میان آن دو معرفت سیمی تولد کند، چنانکه میان نر و ماده بچه تولد کند، آن دو معرفت چون دو اصل باشد این معرفت سیم را، آنگاه با دیگری جمع کند، تا از وی چهارمی پدید آید، همچنین تناسل(فرزند زادن) علو بی نهایت می افزاید. و هر که بدین طریق علوم حاصل نتواند کرد، از آن است که راه بدآن علوم که اصول است نمی برد؛ و مثل وی چون کسی بودکه سرمایه ندارد، تجارت چون کند؟ و اگر می داند و لکن نمی داند که میان ایشان جمع چون باید داشت، چون کسی بود که سرمایه دارد، و لکن بازرگانی نداند، و شرح حقیقت این دراز است و در این یک مثال بگوییم: کسی که خواهد که بداند که آخرت بهتر از دنیا، نتواند تا آن گاه که دو چیز نداند از دنیا:
یک آنکه بداند که باقی از فانی بهتر. دیگر آن که بداند که آخرت باقی است و دنیا فانی.
چون این دو اصل بدانست، به ضرورت این دیگر علم که آخرت بهتر از دنیاست از وی تولد کند...
پس حقیقت همه تفکرها طلب علم است، از احضار دو علم در دل، و لکن چنانکه از دو اسب که جفت گیرند، گوسپندی تولد نکند، هم چنین از هر دو علم که باشد هر علمی که خواهی تولد نکند؛ بلکه هر نوعی را از علم دو اصل دیگر است، تا آن دو اصل در دل حاضر نکنی این فرع پدید نیاید.
متنی که خواندید از کتاب«برگزیده کیمیای سعادت» که از موسسه انتشارات امیرکبیر چاپ شده است. کتابی خواندنی که حکمت های متنوعی را بیان می کند.

نظرات() 

فاطمه، فاطمه است...

چهارشنبه 28 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دل نوشت، 

بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟
خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از «مریم» سخن می گفت:« هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکرده سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفته ها و انیشه ها و کوششها و هنرمندی هایِ همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که مریم مادر عیسی است »
و من خواستم با جنین شیوه ای از فاطمه بگویم.
باز درماندم.
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. 
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است...


برگرفته از کتاب«فاطمه، فاطمه است» اثر دکتر علی شریعتی.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 8 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :