تبلیغات
مسجد ما - مطالب فروردین 1395
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

یا ارحم الراحمین...

سه شنبه 31 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
روزی در یک برنامه تلوزیونی دیدم که مجری برنامه در آخر سخنانش به عنوان حسن ختام گفت خداوند ارحم الراحمین است و با هیچ منطقی جور در نمی آید که هر که در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند مگر می شود ارحم الراحمین این گونه با افراد مقرب به درگاهش برخورد کند؟
در پاسخ باید گفت آری و تنها با یک سوال، جواب داد: آیا قبول داریم که در کل هستی از ازل تا ابد هیچ موجودی نزد خدا محبوب تر از خاتم الانبیا محمد مصطفی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) باشد؟ قطعاً نه هیچ موجودی به اندازه وجود نازنین پیامبر عظیم الشان اسلام نزد خدا محبوب نیست چرا که خودش فرمود " لولاک یا محمد ما خلقت الأفلاک ولولا علی ما خلقتک ولولا فاطمة ما خلقتکما" پس چرا چنین شخص عزیزی را در سه سال در شعب ابی طالب با بدترین وضع نگه داشت و چرا زندگی چنین شخصی این قدر با گرفتاری روبه روست که حتی آشغال بر سر و روی آن حضرت پرتاب می کردند سنگ می انداختند و... به قول سعدی: کامجویان را ز ناکامی کشیدن چاره نیست/ بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
این سنت الهی است برای رفیع کردن مقام اولیاءاش این چنین تقدیرهایی را قرار می دهد. به عبارت اخری خدا با نزول این تقدیرات و صبر برای بنده اش او را به قلّه های معرفت و بندگی می رساند که جز با این تقدیر محال است که بنده ای به آن مقامات رفیع برسد. فلسفه بلا همین است، چون امتحان است گاهی برای بیدار کردن ما است و گاهی برای رفیع کردن مقام ما. 
شما نگاهی به زندگانی ائمه بیندازید مثلاً امام حسین، خب خدا چه کرد با حسین؟ چه کرد با امیرالمومنین چه کرد با فاطمه زهرا؟ نعوذبالله منظورم این نیست که خدا به آن ها ظلم کرد هرگز، این مردم زمانه بودند که با جهل و خباثتشان و رفتارشان ائمه را آزار می دادند منظورم این است که این همه تقدیر الهی بود اختیار هم یکی از مقدرات عالم است و قانونی ثابت و همیشگی. اما ببینید قصه ی حسین(ع) با عالم چه کرد. سالی چند نفر بر سر همین قضیه مسلمان می شوند؟
به عنوان حسن ختام شعری را انتخاب کردم که مناسب این متن باشد و چکیده عرایضم:

عاشق آنست که بی خویشتن از ذوق سماع

پیش شمشیر بلا رقص کنان می‌آید


نظرات() 

پنجاه کیلو آلبالو یا پنجاه کیلو بی حیایی

چهارشنبه 25 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
چند شب پیش بود که مهمان سینمایی در میدان انقلاب شدم با فیلم پنجاه کیلو آلبالو. در صحنه ی ابتدایی فیلم مردی را نشان می دهد که خدمتکار است و یک سینی پر از به قول خودشان آب آلبالو اما لیوان ها عیناً لیوان های مخصوص شراب خوری! بعد عروسی ای را نشان می دهد که زن ها و مردها کنار هم از این به قول خودشان آب آلبالو ها می خورند و با هم مشغول مراوده هستند. این صحنه ها را که دیدم تا پایان فیلم منتظر بودم که کی کارگردان محترم (جناب آقای مانی حقیقی) این صحنه های زشت و زننده را زیر سوال می برد و محکوم می کند اما انگار نه انگار او این عروسی را یک عروسی معمولی نشان داد و شاید می خواست بگوید خب روال عادی عروسی در کشور ما این گونه است اما زهی خیال باطل! این همه خون ریخته شده که ما در جمهوری اسلامی زندگی کنیم و این صحنه ها با کدام یک از مفاهیم جمهوری اسلامی سازگار است؟و چه کسی گفته مراسم های عروسی در کشور این گونه است؟ فیلم با همین روال بی حیایی پیش می رود و نشان می دهد زنی که شوهر دارد با مردی که برای مدتی موقت و به صورت کار راه بنداز اسمش به عنوان همسر در شناسنامه اش رفته،خیلی راحت بیرون می روند و در خیابان ها شهر قدم می زنند و حرف های عاشقانه می زنند و ... از هر صحنه ای که بگذرم از یک صحنه نمی شود به هیچ عنوانی گذشت که این دو زن و شوهر به ظاهر واقعی اما الکی به خرید می روند و مرد به راحتی جلوی دوربین لخت می شود تا تی شرت تنش کند و زن هم به راحتی روسری خود را در یک صحنه باز می کند تا روسری جدید را سر کند! آقای مانی حقیقی نمی دانم هدفش از ساخت این فیلم چه بود ولی جنگ فرهنگی که می گویند همین است. این گونه فیلم سازان با عادی جلوه دادن بد حجابی ها فجیع! و روابط غلط پسر و دختر و عروسی هایی به سبک غربی ها و ... کاری را دارند می کنند که قسم می خورم صدام و رژیم بعث با جمهوری اسلامی نکرد.
من از بیگانگان هرگز ننالم که هر چه کرد با من آن آشنا کرد. این گونه است که به همین راحتی فرهنگ غلط و مبتذل و مبتنی بر تفکر مشتی فیلسوف که نه انسان را می شناسند و نه جهان و نه خدا را جایگزین فرهنگ ناب اسلامی می کنند.
آخر خدا بهتر می تواند برای انسان ها قانون بگذارد و شرع را تشریع کند یا یک فیلسوف غربی از همه جا بی خبر! گویی نعوذ بالله خدا دانشش تا این حد نیست که بتواند چگونگی رابطه مرد و زن را برای ما تشریع کند ولی فلان فیلسوف غربی قطعاً می تواند. دیگر حرفی باقی نماند ولی این کارگردانانی که خود را هنرمند میدانند بدانند که آنها نه هنرمند را می شناسند و نه رسالت هنرمند را و نه جامعه را و نه مردم جامعه شان واقعاً متاسفم و احساس شرم می کنم که در جامعه مان به این گونه افراد نام هنرمند را می دهیم.
نظاره گر کارمان هستند مردانی که گرچه نیستند ولی هستند همان ها که معنی هنر را در متن حقیقت یافتند و رسالتشان را به نحو احسن انجام دادند خوشا به سعادتشان...

نظرات() 

تکبر

چهارشنبه 11 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:نماز، اخلاق، حدیث، 

بسمه تعالی
سلام به دوستان عزیزی که در حال خواندن این نوشته می باشند. سال جدید را به شما و به تمامی ایرانی های عزیزی که در سراسر جهان هستند تبریک می گویم و از خداوند منان می خواهم که امسال را سال تحول درونی همه ما قرار دهد تا شاید فرجی حاصل شود...
امیدوارم سال جدید برایتان مملو از توفیقات الهی باشد و روزی های معنوی و مادی بر زندگی شما سرازیر شود و از ته دل از خدای تبارک و تعالی می خواهم: اللهم غیِّر سوء حالنا بحسن حالک.
امروز تصمیم گرفتم یک مطلب کاربردی برای شما عزیزان بگذارم امیدوارم که مورد استفاده و بهره ی شما قرار بگیرد:
علامات کبر در انسان:
الف: هنگامی که با امثال خود به گفتگو نشست و از زبان آن ها کلام حقی شنید که مطابق سخن خودش نیست اگر اعتراف نکند و اظهار خوش حالی نکند و از آنها تشکر نکند کبر دارد. اگر داشت راه حلش آن است که مکرر اقرار به عجز و قصور خود کند و به گوینده ی حق دعا کند و او را آفرین و ستایش گوید، تا این صفت از او رفع شود.
ب: وقت ورود به مجلسی اگر اقران و امثال او بر او مقدم بنشینند و او فروتر نشیند مطلقاً در حال او تغییری ایجاد نشود. همچنین در وقت راه رفتن مضایقه نداشته باشد که عقب همه راه رود.

برای خواندن باقی مطلب به « ادامه مطلب» رجوع کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

درس هایی از امام

دوشنبه 9 فروردین 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام خمینی، اخلاق، 


بسمه تعالی

روحانی سید حمید: امام در موعد مقرر برای تدریس در محل درس حاضر می شدند و از اینکه بیشتر اوقات طلاب، نامرتب و دیر و زود به درس آمده و در امور زندگی بی نظم بودند، رنج می بردند. و کرارا به مناسبتهایی این نکته را به طلاب گوشزد می کردند که در این دنیا کسانی توانستند به جایی برسند و گلیم خویش را از آب بیرون بکشند که در زندگی دارانی نظم و انضباط بوده اند.

حدیده چی مرضیه: یکی از خصوصیات بارز امام این بود که حتی در مملکت کفر هم حقوق و قوانین اجتماعی آن جامعه را رعایت می کردند. از جمله وقتی در پاریس برادران پولی کرده و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا می آمدند، ذبح کردند و به مناسبت شب عاشورا مقداری از آن خوراک تهیه کردند و مقداری از آن را هم برای منزل امام فرستادند. چون در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی در خارج از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است تا امام از چنین قانونی اطلاع یافتند، فرمودند: چون تخلف از قانون حکومت اینجا شده است، من از این گوشت نمی خورم.

بر گرفته از کتاب « درسهایی از اخلاق امام (ره)» از « انتشارات تسنیم» ناشر کتب دیدگاه های امام خمینی.


نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :