تبلیغات
مسجد ما - بیش از پنج ورق فاصله است!
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

بیش از پنج ورق فاصله است!

پنجشنبه 27 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:شیعه و سنی، حکایت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ بهایی
«محمد بن حسین بن عبد الصمد» معروف به شیخ بهایی از عمای معروف و از مفاخر جهان تشیع در قرن دهم و یازدهم هجزی است که در سال 1031 هجری قمری از دنیا رفت و قبرش در مشهد در جوار مرقد شریق آقا امام رضا (علیه السلام) میباشد. او در یکی از سفر های خود با یکی از علمای عامـه ملاقات نمود و شافعی وانمود کرد. 
آن دانشمند عامه که از علمای شافعی بود وقتی که دانست شیخ بهائی شافعی است و از مرکز تشیع (ایران) آمده است، به او گفت : آیا شیعه برای اثبات مطلوب و ادعای خود شاهد و دلیل دارد؟
شیه بهایی: من گاهی در ایران با آنها روبرو شده ام، میبینم آ«ها برا ادعای خود شاهد محکمی دارند.
دانشمند شافعی: اگر ممکن است یکی از آنها را نقل کنید.
شیخ بهائی : مثلا میگفتند: در کتاب صحیح بخاری ( که از کتب معتبر عامه میباشد) آمده است: پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)فرمودند:

فاطمه (سلام الله علیها) بضعه منّی من آذاها فقد آذانی و من اغضبها فقد اغضبنی؛ فاطمه (سلام الله علیها) پاره تن من است، کسی که او را آزار دهد مرا آزار داده و کسی که او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است.

و در چهار ورق دیگر در همان کتاب است:

و خرجت فاطمه (سلام الله علیها) من الدنیا و هی غاضبه علیهما؛ و فاطمه (سلام الله علیها) وفات کرد در حالی که نسیت به ابوبکر و عمر خشمگین بود.

جمع این دو روایت و پاسخ به انی دو سوال طبق مبنای عامّه چگونه است؟ 
باقی مطالب در «ادامه مطلب»



دانشمند شافعی در فکر فرو رفت( چون با توجه به این دو روایت، نتیجه این است که این دو نفر عادل نبودند پس حق ولایت و رهبری نداشتند) پس از ساعتی تامّل گفت: 
گاهی شیعیان دروغ میگویند! ممکن است این هم از دروغ های آنها باشد، به من مهلت بده امشب به کتاب صحیح بهاری مراجعه کنم و صدق و کذب دو روایت رفوق را دریابم و در صورت صدق، پاسخی برای سوال فوق پیدا کنم.
شیخ بهایی: فردای آم روز شافعی را دیدم و گفتم: مطالعه و بررسی تو به کجا رسید؟ 
دانشمند شافعی: همان گونه که گفتم شیعیان دروغ میگویند! زیرا من کتاب صجیج بخاری را دیدم و هر دو روایت در آن مذکور بود، ولی بین نقل این دو روایت بیش از پنج ورق فاصله است در حالی که شیعیان میگویند: بین دو روایت چهار ورق فاصله است! 
به راستی عجب پاسخی!؟ و شگفت مغالطه ای! منظور وجود این دو روایت در آن کتاب است، خواه بین نقل آن دوروایت پنج ورق فاصله باشد یا پنجاه ورق چه فرقی میکند؟!
حکایات و مناظرات، محمد رضا منصوری، چاپ پنجم، صفحه 180

نظرات() 
chocolate
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 10:08 ب.ظ
Very nice post. I simply stumbled upon your blog and wished to mention that I
have truly loved browsing your blog posts. After all I'll be
subscribing to your feed and I'm hoping you write again soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :