تبلیغات
مسجد ما - نگاهی به فیلم | در مدت معلوم
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

نگاهی به فیلم | در مدت معلوم

دوشنبه 10 خرداد 1395

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:فرهنگ، سینما، اخلاق، مسجد ما، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت معلوم
فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشد که وضعیت سینمای ایران با آنچه که از یک کشور اسلامی و یک سینمای اسلامی انتظار میرود بسیار فاصله دارد. همچون بسیاری مواردِ دیگر فاصله ی بسیاری تا ایده آل دارد ولی خب نزدیک ترین چیزی که به آن ایده آل وجود دارد هم شاید همین ایران باشد و چیزی که در ایران وجود دارد  راهی نیست مگر اینکه همین را تقویت و اصلاح کرد.  و اسلام مظلوم است و در ایران هم اسلام ضعیفی اجرا میشود ولی چاره ای جز ادامه ی همین نیست یا هیچ راهی نزدیک تر از این نیست و راه اش خدمت به اسلام در قالب همین جمهوری اسلامی است.
برای خواندن ادامه مطلب روی عبارت ادامه مطلب (که با رنگ سبز مشخص شده) کلیک کنید.


یکی از مشکلات مهمی که در حال حاضر وجود دارد بحث جوانان و به طور مخصوص ازدواج و مسائل جنسی آنهاست. و این مورد و این میل گروهی را به انحراف میکشاند و در این مسیر به دوستی های پنهانی و آشکار و غیر از اینها میرسند. مشکلات اقتصادی و سختی ازدواج و تغییر سبک زندگی هم از جمله موارد تشدید کننده ی این ماجرا است. تاثیر رسانه ها و حتی رسانه ی ملی و سینمای داخلی غیر قابل چشم پوشی است و به عنوان ستون پنجم فرهنگی برای رسانه های غربی یا (اگر به قصد نباشد) بعضی اوقات کار می کنند و فرهنگ غلط آن ها را ترویج می کنند و این هم چیزی نیست که بتوان با اعمال قانون و قدرت حاکمیت و اینها اصلاح کرد راه اش ورود افراد متعهد و کاربلد با فکر صحیح دینی به این مجموعه هاست. در سال های اخیر از طرف انقلابیون و بچه های مذهبیتوجه ویژه ای هم به سینما شده است که جشنواره ی عمار و فیلم ها و مستند هایی که ارائه می کنند نشانگر این موضوع است. 
به هر حال به نظر میرسد وحید امیر خانی (کارگردان فیلم) و مهدی علی میرزایی (نویسنده) از همین گروه دغدغه مند سینما باشند که وجود این مشکلات را درک کرده اند و راه حل اش را هم در نه از غرب و فیلسوفان آنها که از خدا خواسته اند و در دین مبین اش، اسلام به جستجوی راه حل گشته اند و جواب را و بلکه یکی از جواب ها را، متعه یا ازدواج موقت یافته اند. و برای فرهنگ سازی و رواج این سنت پسندیده ی خدا این فیلم را ساخته اند و بنده به نوبه ی خود هرچند تشکرم شاید اهمیتی نداشته باشد، از او (وحید امیر خراسانی) و همکارانش تشکر میکنم.

فی المدت المعلومفیلم قالب طنز دارد سبکی که هم برای سینمای ایران آشناست و هم برای بیننده ها جذاب و شاید بهترین بستر برای به تصویر کشیدن و گفتن حرفی که میخواستند بزنند. از نظر طنز و خنده دار بودن بی شک یکی از بهترین هاست و برایم شیرین تا به حال. در سالن سینما هم سر صحنه های  خنده دار فیلم صدای خنده ی جمعیت بسیار بیشتر از فیلم های طنز دیگری که دیده ام مثل من سالوادور نیستم بود که آنهم هم البته از این نظر قوی است. 
از صحنه ی ابتدایی و سخنرانی ابتدایی این موقعیت های خنده دار شروع میشود و در ادامه هم به همین شکل ادامه دارد و به قولی افت نمیکند. هر چند به نظرم بعضی از صحنه ها فقط برای خنداندن شکل گرفته است و شاید ضعیف تر از بقیه باشد. ||خطر لو رفتن داستان|| مثل صحنه ای که میثم یک حرکت رزمی به تقلید از بروسلی میزند یا زنی که فروشنده ی محله ی رخصت بود ولی مرد از آب درآمد. ||پایان خطر لو رفتن داستان|| ولی به هر حال آنها هم خنده ای بر لب مینشاند هر چند منطقی نباشد و به سیر عقلی داستان لطمه بزند. چون چندان ضربه ای نمیزند که بگوییم فیلم نامه بد است و هم اینکه در اصلا بار اول احتمال اینکه متوجه این مورد ها شویم کم است.
داستان فیلم هم داستان سر راست و ساده ای دارد که برای یک فیلم طنز مناسب است و خبری از اتفاق های باور نکردنی و پیچش های ناگهانی در داستان نیست که شاید نباید هم باشد و از چنین فیلمی انتظار هم نمیرود. نه اینکه فیلم ضعیف است بلکه در این سبک نیازی به چینین داستان هایی نیست و معمولا داستان فقط بستری است برای خلق موقعیت های خنده دار و در این فیلم به خصوص برای زدن حرف هایی و تاثیر گذاشتن در مردم و فرهنگ کشور.
خلاصه داستان این است که میثم برای حل مشکلات جنسی جوانان، دست به تحقیق میزند و راه حل میابد و کتابی مینویسد، ولی کتابش را مجوز نمیدهند چون راه حل اش و موضوع کتابش در فرهنگ جامعه «بد» و «خارج از عرف» تلقی می شود و در آخر داستان موفق می شود که از طریق واسطه هایی مطالب اش را در مجله چاپ کند. 
این داستان فیلم است ولی ارزش فیلم به حوادثی است که در طی داستان رخ میدهد و نکات ریزی که در فیلم نامه به آنها توجه شده و برخی از آنها به نظر بنده هم رسیده است. 
فیلم کنایه و اشارات زیادی به موارد مختلفی دارد و به زیبایی آنها را در فیلم جا داده است ولی به نظر بنده (حداقل) برخی از آنها نا لازم و به نوعی خارح از محدوده این فیلم بود و پرداختن به آنها شاید اضافه بود. 
میثم
در طول فیلم چند بار میثم سخنرانی میکند و تقریبا هر دفعه سخنان یکسانی را میزند که سخنرانی اول فیلم هم از همان هاست و حرف فیلم هم همان است و انگار حرف ها و دردل های کاگردان و نویسنده است که در زبان میثم بیرون می آید. 

خانواده؟خانواده؟خانواده؟ من اصلاً این کتابو برای خانواده نوشتم، به خاطر ثبات خانواده نوشتم. به خاطر امنیت خانواده نوشتم. شما جامعه رو نگاه کن. وقتی جامعه عطش داره، خانواده ثبات نداره، خانواده امنیت نداره! این چیزی نیست که هرکسی جیگرشو داشته باشه در موردش حرف بزنه ولی من حرف میزنم من جیگرشو دارم! من جرئتشو دارم!چون من میثمم! من با خودم روراستم. من بین جوونام. حرفاشونو میشنوم، حرفای پنهونشون رو میشنوم. حالا دوست ندارم بگم در مورد چی حرف میزنن! هرچیکه هست، تو کتاب هست. همه ی حرفای من تو کتاب نوشته شده. برو تو کتاب رو ببین...

آدم احساس میکند که به جای «میثم» باید نام «وحید» را شنید و به جای «کتاب» واژه ی «فیلم» چون فیلم بیانگر حرف های کارگردان است.
در فیلم همانطور که گفتم به موارد زیادی اعتراض شده مثلاً همان اوایل میثم به جلسه ای میرود که در مورد مشکلات ازوداج جوانان صحبت میکنند. یک روحانی از گران بودن ازوداج صحبت میکند و از غیر عقلانی بودن همه گیرشدنِ ازدواج با گرانی اش میگوید و کمی قلمبه سلمبه صحبت میکند که حرف ها درست است و "عقلانی" ولی به قول شخصی به زبان "قم"(شهر قم) است نه و نه قوم! و کسی حالشنیدن این صحبت های تئوری محض را ندارد. 
بعد او هم خانمی حرف میزند که ادبیاتش بوی خودباختگی تعلق به غرب دارد. او هم از کلمات دهان پر کن و خارجی مدرن و پست مدرن و پسا مدرن استفاده میکند. و جوان آمریکای شمالی را بسیار فراتر از جوان ایرانی میداند و مشکل را عقب ماندن از مدرنیزه! و بعد نوبت به میثم میرسد و خودمانی صحبت میکند و حاضرین تشویقش میکنند. 
این صحنه کنایه ای به این دو قشر از دغدغه مندان و حاضران فرهنگی کشور است و کنایه ای به آنها دارد که اینها مشکلات را نتوانستند حل کنند. روحانیون شاید به خاطر دوری از واقعیت و مردم و تئوری کار کردن و عملگرا نبودن و روشنفکران هم که چشم به غرب دارند و سخنان و همان تئوری کار کردنشان هم به درد نمیخورد و شاید بلند شدن یکی از خانم ها موقع صحبت هایش نشان از همین باشد. 
غیرت بیجا
یکی دیگر از موارد جالب در فیلم بدعتی است! و کسی است که به میثم مجوز نداده است و میثم از دست او عاصی است و در سرتاسر فیلم لعن و نفرینش میکند! از قضا اسم بدعتی است و اشاره ای است به این که با جلوگیری از این سنت الهی، بدعتی در دین خدا راه افتاده و کسانی که جلوگیری کنند بدعت گذارند. در جایی هم میگوید خدا با کسی که اولین بار جلوی این کار را گرفت محشور ات کند که منظورش عمر خلیفه دوم است که متعه را حرام کرد و بدعتی در دین خدا گذاشت.
فیلم پر است از این جور تلمیح ها و اشارات و بخشی هم به سوال ها و شبه هایی که به بحث ازدواج موقت وارد میشود جواب میدهد مثلا یکی به او میگوید اگر کسی بخواهد اینکار راه با خواهرت انجام بدهد تو راضی میشوی؟ و وقتی جواب مثبت میثم را میشنود میگوید تو بی غیرتی و اینجا میثم جواب میدهد که در جایی که خدا غیرت به خرج نداده من چرا باید غیرت داشته باشم؟ [که اصلا غیرت در جایی که خدا قرار داده معنی ندارد!
 
شاید بعد مهلتی شد به طور مجزا و در پستی دیگر این نکات ریزی که به نظرم می آید را با هم بنویسم.

با همه ی این تفاسیر و نقاط قوت چند مورد در فیلم آزارم میدهـد و یکی اینکه میثم دروغ میگوید! و به راحتی میگوید که من این کتاب را ننوشته ام و همسایه ام نوشته . در فیلمی که به جزئیات توجه میکند و دغدغه ی فرهنگ دارد و از شخصیت مثبت و دینمدار که او هم دغدغه مند است انتظار نمیود که به راحتی دروغ بگوید. گناهی که بس بزرگ است ای بسا از مورد بحث فیلم هم مهم تر.
و مورد بعدی آن جایی است که میثتم دستگیر میشود و از اطلاعات یا سپاه از او بازجویی میشود. منظور چیست؟ به چه چیزی اعتراض میکند؟به سپاه و اطلاعاتش ؟ به دستگیری افراد؟ در حالی که زندانی ها را در رسانه های خارجی و مخالفین داخلی و طرفداران جریان 88 این داستان ها را در بوغ و کرنا میکنند و از کاه کوه میسازند این صحنه ها چه معنایی داشت؟ آیا با آنها هم فکر است یا چه؟؟
حجاب در سینما
در این فیلم هم طبق معمول همه فیلم ها! ایرانی و خاجی و قدیمی وجدید زن ها هیچکدام حجاب کامل ندارند! شاید به جز پیرزن صاحب خانه که فقط صدایش می آید.
و یکی از موزیک ها یا صداهای زمینه فیلم در آخرهای آن است که صدایی شبیه به چه چه یا آهِ زن است و چند بار هم تکرار میشود و به جز دفعه ی اول اصلا با اتفاق در حال جریان تطابق ندارد و اگر داشت هم زیاد مناسب نیست و نه برای این فیلم و نه برای هیچ فیلم دیگری. و کاش عوض اش میکردند. 

در آخر پیشنهاد میکنم حتما این فیلم را ببینید و در لحظات خنده دارش بخندید و گاهی، قبل یا بعد از دیدن فیلم به مضمون و پیام پشت اش هم فکر کنید!

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :