تبلیغات
مسجد ما - چرا ما در سوریه می جنگیم؟
مسجد ما
لا حول و لا قوة الا بالله
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

چرا ما در سوریه می جنگیم؟

سه شنبه 21 اردیبهشت 1395

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:سیاسی، خاورمیانه، اخبار، 

بسم الله الرحمن الرحیم
این سوالی است که شاید این روزها ذهن جمعی را درگیر کرده است خواستم در حد وسع و توانم به این سوالات پاسخ بدهم:
ببینید داعش تا نزدیکی های ایران ( چهل کیلومتری مرز) آمده بود که حتی هموطنان مرزنشین ما چمدان هایشان را بسته بودند و آماده ی رفتن بودند که ارتش آمد و مایه دلگرمی شد برای مردم. عقب راندن دشمن و جنگیدن با آن در خارج مرزهای کشور یک سیاست کلی برای همه ی کشور هاست. ما می توانستیم با داعش در کرمانشاه هم بجنگیم اما ما این ها را منتقل کردیم به سوریه و آن جا را خط مقدم خود قرار دادیم حتی در فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» دیالوگی هست که واقعاً این روزها باید این دیالوگ را با طلا نوشت و آویزان کرد بر سر مغزهای هوایی غرب:

برای خواندن باقی مطلب روی عبارت «ادامه مطلب» کلیک کنید.

- قربان واسه چی داریم تو این عراق لعنتی می جنگیم؟
- به خاطر این که مردممون تو نیویورک و لس آنجلس تو امنیت باشن.
در نظر داشته باشید که فاصله بغداد تا آمریکا نهصد 9748 کیلو متر است!
چرا آمریکا در خلیج فارس رزمایش می کند؟ خلیج فارس چه قدر با آمریکا فاصله دارد؟ او این جا رزمایش می کند چون نمی خواهد با دشمنش در کشورش رو به رو شود.
دلیل دیگری که فقط حزب اللهی ها می فهمند این است که ما فریاد مظلوم را شنیدیم و به یاری آن به پا خواستیم چون رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود که اگر مسلمانی فریاد مسلمانی دیگر را بشنود که او را به یاری می طلبد و به یاری اش نشتابد او مسلمان نیست. ما به یاری مظلومان سوریه شتافتیم.
دلیل دیگر این که در زمان جنگ که تمام دنیا به معنی واقعی کلمه تمام دنیا با ابرقدرت هایش جلوی ایران ایستادند و تنها کشوری که با این جریان همراهی نکرد سوریه بود. سوریه تنها کشوری بود که به ما کمک می کرد، سلاح به ما می فروخت، نفت ما را می خرید و... همین سوریه بود که توانست در این اتحاد عرب ها علیه ایران شکاف ایجاد کند و... ما این ها را فراموش نخواهیم کرد.
 راستی دقت کرده اید این جوانانی غیوری که این روزها دارند در کیلومترها آن سوتر برای امنیت ما می جنگند از کدام جوان ها هستند؟ همان جوانانی که به جرم حزب اللهی و بسیجی و هیئتی بودن مدام آماج حمله های خیلی ها هستند و هر اتفاق بدی که می افتد گردن آنهاست و آن ها از نظر خیلی ها افراطی ها هستند. چرا شما یک نفر از این به قول خودشان ملی گراها و وطن دوستان و رضاه شاه پرستان و... را نمی بینید؟ چرا وقتی موقع حرف زدن است زبانشان صدها متر دراز است ولی موقع عمل که می شود و پای دفاع از کشور که می آید خفه خون می گیرند؟ این نادان ها موقعی که داعش در چهل کیلومتری ایران بود و مرزنشینان ما تهدید می کرد کجا بودند؟ جز این است که در سوراخی قایم شدند؟ جز این است که خفه خون گرفتند؟ چرا فکر نمی کنند؟ همین غربی که آن ها مظهر حقوق بشر می دانندش چرا هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایش در خلیج فارس رزمایش برگزار می کند و در عراق می جنگد؟ چرا اصرار دارد که با دشمنش هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایش رو به رو شود؟ آخر به خاطر رضای خدا اندکی فکر کنید، تعقل کنید این قدر از روی دشمنی و جهل حرف نزنید، این قدر مایه ی تاسف نباشید، این قدر...
از این بحث که بگذریم تسلیت و تبریک عرض می کنم به خانواده  شهدای مظلوم مدافع حرم به ویژه شهدای فاجعه خان طومان. خدای متعال انشاءالله انتقام این خون ها را از این پلید صفتان بگیرد چون اینها برای خدا رفتند و خدا هم حافظ خونشان است و خداوند انشاءالله با شهدای کربلا محشورشان کند.
یا علی...

نظرات() 
خسروی
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 09:12 ق.ظ
ممنون.متن خوبی بود...
پاسخ محمد مهدی قاسم زاده : خدا را شکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا کدخدایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :