تبلیغات
مسجد ما - حاج آقا مصطفی
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

حاج آقا مصطفی

یکشنبه 11 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:حکایت، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در بیشتر کلاس های درس حوزه، شاگردان می توانند از درس استاد اشکال بگیرند و استاد جواب دهد. به کسی که اشکال می گیرد اصطلاحاً «مستشکل» می گویند.
در کلاس های درس حضرت امام هیچ کس مثل آقا مصطفی اشکال نمی گرفت. این هم از عمق مطالعات او حکایت می کرد.
آیت الله رازی زاده می فرمود: حاج آقا مصطفی عادت داشت که به امام بگوید:«التفات بفرمایید».
حضرت امام هم می فرمود:«ما به شما خیلی التفات داریم!» و در کل علاقه ی امام در پاسخی که در درس به ایشان می داد کاملاً مشخص بود؛ علاقه ای همراه با احترام.



یکی از دوستان ایشان از قول حاج آقا مصطفی می فرمود: من سه جور سوال از امام می پرسم؛
برای خواندن ادامه مطالب روی عبارت«ادامه مطلب» کلیک کنید.

«یک وقت است که خودم مطلب امام را متوجه نشدم واشکال دارم و سوال می کنم که امام توضیح بدهد و مطلب را بگیرم.
یک وقت نگاه می کنم می بینم که مستمعان، فضلا و علمایی که در جلسه هستند، مطلب امام را نگرفتند و من اشکال می کنم که امام توضیح بیشتری بدهد که دیگران متوجه شوند.
گاهی هم احساس می کنم که در این مطالب علمی حا دارد که بیشتر بحث شود. باید امام را گرمش کنم که امام توضیحات جامع بدهد.»
امام وقتی بحث علمی را شروع می کرد، دیگر کسی حریف ایشان نمی شد. لذا مرحوم حاج آقا مصطفی اشکال می کرد امام جواب می داد.
 امام که شروع می کرد به مطلب گفتن، آن وقت حاج آقا مصطفی خوشحال می شد که امام را سر حال آورده است.
برخی از فضلای بزرگ حوزه ی نجف می گفتند: ما وقتی پای درس امام می آییم تازه می فهمییم فقه چیست؛ چون برخی مراجع و علما بودند که اجازه ی اشکال گرفتن نمی دادند و کلاس آن ها روح لازم را نداشت.
مرحوم استاد علی دوانی که هم دوره و هم کلاس حاج آقا مصطفی بود در بیان خاطرات خود از ایشان می گوید: روزی حضرت امام درس میداد و حاج آقا مصطفی مرتب اشکال می گرفت.
در همین حین دو تا الاغ پشت مسجد شیخ انصاری شروع به عرعر کردند. صدایشان بلند بود و طلبه ها خندیدند.
امام ساکت شد تا صدا بخوابد. در این وقت آقا مصطفی از باب مزاح فرمود:«آقا، دوستان دارند مباحثه می کنند.»
امام بلافاصله فرمود:«نخیر، دارند اشکال می گیرند!».
یک باره صدای خنده ی همه ی طلبه ها بلند شد...

برگرفته از کتاب «نور چشم امام» از انتشارات ابراهیم هادی؛ زندگی نامه و خاطراتی از شهید آیت الله سید مصطفی خمینی،ص82 و ص83

نظرات() 
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:59 ق.ظ
Hey! I know this is sort of off-topic however I had to ask.
Does running a well-established website like yours require
a massive amount work? I'm completely new to blogging but I do write in my diary daily.
I'd like to start a blog so I can easily share my own experience and views online.
Please let me know if you have any suggestions
or tips for new aspiring bloggers. Thankyou!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :