تبلیغات
مسجد ما - شب قدر
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

شب قدر

شنبه 28 شهریور 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، خاطرات، 

به نام خدا

شب قدر بود، 21 ماه مبارک رمضان. شبهای دیگر هر وقت سر مونتاژ به مشکلی بر می خوردم، زنگ می زدم و از  سید می پرسیدم، اما آن شب می خواستم در مراسم احیا شرکت کنم، گفم:سید من کار دارم. گفت:عیبی ندارد، هر وقت برگشتی، زنگ بزن، من بیدارم. وقتی برگشتم، حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب بود. زنگ زدم، سریع گوشی را برداشت، گفتم: آقا مرتضی شب قدری همه می روند قرآن سر می گریند، دعا می کنند، عبادت می کنند، تو هم کار دادی دست ما. گفت:تو از کجا می دانی که کاری که می کنی کمتر از قرآن سرگرفتن و عبادت کردن باشد.
قردا که آمد، متن دو تا از برنامه ها را که همان شب نوشته بو، آورد. چیزی که در هر دو متن وجود داشت، دعای شهادت بود. «ای شهد... دستی برآورد و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را...»
برگرفته از کتاب«سید مرتضی آوینی» نوشته «محمد رضا حدادی» کتابی با حجم فوق العاده کم و خاطراتی فوق العاده زیبا 
در این جا چند جمله از سید مرتضی آوینی که برایم بسیار جذاب بودند را می نویسم:
عالم محضر شهداست، اما کو محرمی که این حضور را دریابد و خود را در برابر این خلا ظاهری نبازد.
کربلا بیشتر از آن که برای ما یک شهر باشد یک منظره و افق است و به تعداد شهدا آن را فتح کرده ایم.
ای شهید ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود نشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.
...

نظرات() 
taller
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 03:27 ب.ظ
I was recommended this blog by my cousin. I'm not sure whether
this post is written by him as nobody else know such detailed
about my difficulty. You are amazing! Thanks!
بنده خدا
یکشنبه 29 شهریور 1394 10:20 ق.ظ
من که میفهمم! این همه شب و روز در سال هست، حالا برای این کار ها، باید از شب قدر بزنند؟
نمیگم ارزش این کارها از شب قدر کمتر بوده، ولی وقت دیگه ای نبود؟ شب قدر رو قرآن سر میگرفتن شب های دیگه کار میکردن!
پاسخ محمد مهدی قاسم زاده : حتما وقت نبوده وگرنه حتما....
چون شاید از تلوزیون پخش می شده اون موقع و خب باید هر روز آماده می کردن تا به مشکل بر نخورن
عاطفه
شنبه 28 شهریور 1394 01:20 ب.ظ
سلام
وبلاگ نویس عزیز خسته نباشی، وبلاگت خیلی ناز و مامانی بود دوسش داشتم. بیا به وبلاگ من هم سر بزن خیلی دوست دارم با هم همکاری داشته باشیم به امید دیدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :