تبلیغات
مسجد ما
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

کتب پیشنهادی رهبر | لذات فلسفه

سه شنبه 12 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:معرفی، 

به نام خدا

لذات فلسفه نام کتابی است ازویل دورانت ، مورخ و فیلسوف آمریکایی است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۹۲۹ میلادی با عنوان کاخ‌های فلسفه چاپ شد. ناشران نام کنونی را به نویسنده پیشنهاد می‌دهند، و در چاپ‌های پس از آن، کتاب با این نام منتشر می‌شود. این کتاب شامل نظریات خاص ویل دورانت درباره مسایل اساسی زندگی و سرنوشت بشر است. کتاب لذات فلسفه نخستین بار در سال ۱۳۴۴ هجری خورشیدی با ترجمه عباس زریاب خویی در ایران منتشر گردید.

بخش هایی از این كتاب : داستانهای هزار و یک شب نشان می دهد که سرودهای عاشقانه از قرون وسطی جلوتر بوده، ولی ترغیب عفت و پاکدامنی از طرف کلیسا که او را به علت دور از دسترس بودن جذابیت‏ بخشید، مایه نضج غزل عاشقانه گردید، حتی لارشکوفو نویسنده نیش زن می‏گوید :«چنین عشقی برای روح مانند جان برای بدن است»این استحاله‏ میل جسمانی را به عشق معنوی چگونه توجیه کنیم؟ چه موجب می‏شود که این‏ گرسنگی حیوانی چنان صفا و لطف بپذیرد که اضطراب جسمانی به رقت روحی‏ تبدیل شود. آیا رشد تمدن است که به علت تأخیر انداختن ازدواج‏ موجب می‏شود تا امیال جسمانی برآورده نشود و بدرون نگری و تخیل سوق داده‏ شود و محبوب را در لباس رنگارنگی از تخیلات امیال نابرآورده جلوه‏گر سازد؟ آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می‏گردد، زیبایی به قدرت‏ میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ضعیف و با منع و جلوگیری قوی‏ می‏گردد.»

ادامه مطلب

نظرات() 

از وادی السلام فهمیده ام!

دوشنبه 11 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:حکایت، معرفی، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم

اقلیم وجود

مرحوم. آیت الله محمد تقی آملی از شاگردان آن بزرگوار می فرماید من مدت ها می دیدم که مرحوم قاضی دو سه ساعت را در وادی سلام می نشیند.

با خودم می گفتم انسان هم باید زیارت کند و برگردد به قرائت فاتحه ای روح مردگان را شاد کنند کارهای لازم تر هم هست که باید به آن پرداخت! این اشکال در دلم نبود اما به کسی ابراز نکردم حتی صمیمی ترین رفیق خود از شاگردان استاد.

مدتها گذشت و من هر روز برای استفاده از محضر استاد به خدمتش میرفتم تا اینکهاز نجف اشرف برای مراجعت به ایران عازم شدم، ولی در مصلحت بودن این سفر تردید داشتم این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود.

شب میخواستم بخوابم در آن اتاقی که بودم در طاقچه پایین پای من کتاب بود، کتاب های علمی و دینی. در وقت خواب پای من به سوی کتاب ها کشیده می شد با خود گفتم برخیزم و جای خواب را تغییر دهم یا لزومی ندارد چون کتاب ها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته. و این هتک حرمت کتاب نیست.

بلاخره بنا بر این گذاشتم که هتک حرمت نیست و خوابیدم صبح به وقت صبح که به محضر استاد مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم فرمود علیکم السلام صلاح نیست شما به ایران بروید و پا درازکردن به سوی کتاب ها هم هتک احترام است.

بی اختیار هول زده گفتم آقا شما از کجا فهمیده اید فرمود از وادی سلام فهمیده ام.

کتاب اقلیم وجود صفحه ۸۷

نظرات() 

حدیث

یکشنبه 10 آبان 1394

نویسنده: عرفان ملکی | طبقه بندی:امام حسین (ع)، حدیث، 

حدیث تصویری

نظرات() 

راه های دعوت به نماز

چهارشنبه 6 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، 

بسم الله الرحمن الرحیم
مطالب این موضوع همگی مربوط می شود به سخنرانی آقای قرائتی با عنوان«درس هایی از قرآن» که در تاریخ 93/20/9 از تلوزیون پخش شده است:
1- محبوبیت دعوت کنندگان:
دعوت کننده به نماز باید محبوبیت داشته باشد. در بهشت هم غیز از اینکه غذا ها ، لذت بخش است، قرآن می فرماید: فردی که در بهشت دعوت به خوردن غذا و پذیرایی می کند، خوش قیافه و دوست داشتنی است.(سوره واقعه آیات 20 تا 24)
2- ما و تارکان نماز:
به دعوت عمومی قانع نباشیم. بعضی از والدین برای فرزندان دانش آموز خود معلم خصوصی می گیرند و برای بیمار غذای مخصوص می آورند. آوردن افراد مذهبی به مسجد و نمازخانه که هنر نیست، هنر آن است که ما بتوانیم افرادی که کاهل نمازند یا معرفت به حقیقت و فلسفه نماز را ندارند؛ به نماز حاضر کنیم.
3-شرکت مسئولان و مدیران در نمازهای جماعت:
در دبیرستانی به طور آزاد، و بدون اجبار 95 درصد جوانان در نماز جماعت شرکت می کردند. تحقیق کردیم، به این نتیجه رسیدیم، چون رئیس دبیرستان اذان می گوید. دبیر فیزیک و شیمی هم صف اول جماعت حاضر می شوند.
4-مسئولیت دادن به جوانان و نو جوانان:
از دانش آموزان برلی زیبایی نماز خانه، مدیریت آن، اذان و اقامه استفاده بشود. چرا شور عزاداری ها بیش تر از مساجد است؟ چون در عزاداری، جوان احساس مسئولیت می کند.
5- گفت و گوی چهره به چهره:
گفت و گوی خصوصی اثر خاص خود را دارد. افراد گاهی مثل توت هستند که با یک تکان می ریزند. اما انار را باید دانه دانه چید.
6-مسجد و کارهای اجتماعی:
اردوهای ویژه برای فعالین نماز برگزار شود. باید جوانان خاطرات خوشی از مسجد داشته باشند.درجات رسمی و دولتی در مساجد اعطا شود. وام داده شود اعطای جوائز و تشویقات هم در مسجد باشد. از مسجد به استخر و شنا بریم.
7-جلب مشارکت مردم:
در دعوت به نماز، دیگران را هم شرکت بدهیم. اگر امام جماعت مسجد با رئیس داشنگاه، مدیر آموزش و پرورش منطقه ، رئیس مجموعه های ورزشی آشنا شود و ارتباط برقرار کند، حضور جوانان در مسجد زیادتر می شود.
با تلخیص از کتاب«درس هایی از قرآن» متن 18 برنامه بیست و سومین دوره مسابقات برنامه تلویزیونی توسط حجت الاسلام و المسلمین قرائتی. تهیه و تنظیم توسط محمد موجدی نژاد سال تحصیل 94-93 

نظرات() 

خدا تو را سلام می رساند

سه شنبه 5 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمومنین(ع):
در حال قبض روح مقدسه فاطمه طاهره(س) در نزدش نشسته بوم، دیدم آن مخدره جواب سلام کسی را داد. به ایشان گفتم: به چه کسی سلام کردی؟ حضر فاطمه فرمود: جبرئیل آمد به من سلام کرد و گفت: السّلام یقرئک السّلام.(ای فاطمه، خداوند سلام تو را سلام رساند.) حضرت امیرالمومنین فرمود: دیدم دفعه دوم نیز حضرت فاطمه زهرا سلام داد. پرسیدم از آن حضرت چه کسی بود؟ فرمود: میکائیل آمد و سلام نمود من او را جواب دادم.
امیر مومنان می فرمایند: دقعه سوم دیدم رنگ مبارکش زرد شد و چشمهای مبارکش فرو رفت، فرمود: و علیک السّلام یا قابض الارواح؛ عجّل و لا تعذبنی.(سلام بر تو ای گیرنده جانها؛ عجله کن و آسان بگیر)
فوائد المشاهد:198
برگرفته از کتاب«معجزات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از ولادت مبارک تا شهادت مظلومانه» نوشته«احمد متوسّل»

نظرات() 

نفس چیست؟

یکشنبه 3 آبان 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:امام حسین (ع)، اخلاق، دل نوشت، 

بسم الله الرحمن الرحیم
َAshoura
نمیدونم شنیدید میگن یه ساعت سخنرانی فلانی رو گوش میدم که به ده دقیقه روضه آخرش برسم؟ شاید تا محرم امسال این حرف رو نمیفهمیدم! برام عجیب و دور از ذهن بود کسی اینطوری باشه! یعنی با خودم فکر میکردم که نباید روضه اصل باشه که! اصل سخنرانیه و  شاید این مشکل سخنران باشه که سخنرانی اش به اندازه کافی جذب کننده و جالب نیست. نمیتونستم درک کنم منظور از این حرف چیه. 
 الان هم نمیگم فهمیدم؛ ولی حداقل حس میکنم از اون حالت انکار و قبول نکردن خارج شدم! فهمیدم مشکل از من بوده که اون حس راحتی و سبک شدن و آسودگی ای که بعد از روضه آدم پیدا میکنه ،شاید اون حال معنوی ای که موقع روضه داره، قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست. و تا وقتی آدم خودش درک نکنه نمیتونه در موردش نظر بده و نظری هم بده از روی جهل نظر داده. میگویند العبد محمد تقی بهجت میگفتند: «الّذ لذات من در نماز است»؛ و «اگر کارتر لذت نماز را درک میکرد همه کارش را ول میکرد، دنبال نماز می افتاد!»با همین مضمون.
چون حس و حالی که در روضه هست را در هیچ جای دیگری نمیشود پیدا کرد! آن گوارایی و خنکی روح را در فعالیت های روزمره ی دنیای نمیتوان یافت. و هیهات که نمیدانیم! حیف که نمی فهمیم!
 من هم شاید همان کارترم و نماز هم برای من همان روضه مجلس است! الان شاید درک میکنم که چرا افرادِ حتی گاهی لات و به قولی لا ابالی پای منبر فلان منبری می نشستند! چون حس و حالی که در روضه هست را در هیچ جای دیگری نمیشود پیدا کرد! آن گوارایی و خنکی روح را در فعالیت های روزمره ی دنیای نمیتوان یافت. و هیهات که نمیدانیم! حیف که نمی فهمیم!
 
حال این چه ربطی به نفس دارد؟ اصلا منظورم از نفس چیست؟
منظورم از نفس در اینحا، قدرت انتقال احساسات و آن حال معنوی است؛ که شاید بین مذهبی ها لغت رایجی باشد! احتمالا ریشه اش از همان نفس مسیحایی است که مرده را زنده میکند و وقتی به بقیه گفته میشود نفس دارند یعنی: سخنانشان این دل مرده را زنده میکنند! 
مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید/     که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش/            زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید
بعضی سخنرانان دل آدم را آتش میزنند، دل مرده را زنده میکنند، در نا امیدی، روزنه ی امیدی از نور نشان میدهند. و روضه ی این منبری صاحب نفس است که آن حال و هوا را به آدم منتقل میکند. و از بزرگی روح و نزدیکی و انسشان با خداست و مه مهارت و فن یادگرفتنی! و باید این افراد را شکار کرد و تا زنده اند از ایشان استفاده کرد، که در این روزگار و آخر الزمان کمیابند!«گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت»*
Ashoura

*این مصرع از غزل شماره 94 حافظ برداشتم.
 بعضی میگویند این غزل و به خصوص این دو بیت رو حافظ در مورد امام حسین (ع) و زینب کبری گفته:
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس/    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا/      سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت




نظرات() 

شام غریبان حسین امشب است

یکشنبه 3 آبان 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:امام حسین (ع)، شعر، 

بسم رب الحسین
خواستم به مناسبت این شب عظیم مطلبی بنویسم اما عظمت این غم نمی گذارد. اکتفا می کنم به شعری که استاد شهریار درباره آن گفت: ای کاش این همه شعری که من نوشته ام برود کنار فقط این شعر برای من بود.

hosein

ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای 
مگر اینگونه که ماتی تو شه انداخته ای 
ای همایون فرس پادشه سدره مقام 
که چرا گاه بهشت است ترا جای خرام 
نه رکابی زتو بر جاست نه زین و نه لجام 
چه بلا رفته که با خویش نپرداخته ای 
تا صهیل تو همی امدی ای پیک امید 
بر همه اهل حرم بود صدای تو نوید 
کاینک اید زپی پرسش ما شاه شهید 
مگر این بار خداوند حرم را چه نوید 
کای فرس شیهه زنان بر حرمش تاخته ای 
تو ز بهر خبر از تیر پری ساخته ای 
زچه الوده به خون تاج تو خاکم بر سر 
راست گو تخت سلیمان شده بر باد مگر 
تو که غلطان زسر زین نگونش دیدی 
در میان سپه دشمن دونش دیدی 
ای فرس راست به من گوی که چونش دیدی 
تو به چشمان خود اغشته به خونش دیدی 
بوی خون اید از این کاکل و یال و تن تو 
شد مگر کشته رو به شه شیر اوژن تو 
دل افسرده من اب شد از دیدن تو 
فاش گو برق که اتش زده بر خرمن تو 
که چنین غلغله در بحر و بر انداخته ای 

 نیر تبریزی

نظرات() 

یک سوال ریاضی از امام علی (ع)

پنجشنبه 30 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی (ع)
شخصی از امام علی(ع) پرسید:عددی را به دست من بده که قابل قسمت بر 2و 3و 4و 5و 6و 7و 8و 9و 10 باشد بی آنکه باقی بیاورد.
امام علی بی درنگ به او فرمود:
" اضرب ایام اسبوعک فی ایام سنتک "
یعنی:" روزهای هفته را بر روزهای یک سال خودت ضرب کن"
سوال کننده هفت را در 360 ضرب کرد.حاصل آن یعنی 2520 بر تمام آن اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.

نظرات() 

گریه ی جن ها رای امام حسین(ع)

چهارشنبه 29 مهر 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:خاطرات، امام حسین (ع)، 

بسم الله الرحمن الرحیم
Ashoura
جناب آقای ابوافضل عرب زاده - مدیر محترم کتابخانه ی آیت الله العظمی گلپایگانی - نقل فرمودند: « حدود سال 1348 شمسی به اتفاق شخصی به منزل آیت الله میرجهانی رفتیم/ در منزل ایشان بنا مشغول کار بود و ایشان به کارگران کمک میکرد. وقتی وارد شدیم با راهنمایی آیت الله میرجهانی به اتاقی رفتیم و قضایایی را برایمان تعریف کرد. یکی از خاطراتی را که با گریه برایمان گفت چنین بود» در زمان اقامتم در اصفهان، مرا به مجلس روضه ای دعوت کردند. وقتی وارد خانه شدم، صدای گریه میشنیدم اما کسی را نمیدیدم! قضیه را از دعوت کننده پرسیدم، او گفت: ما جن هستیم و میخواهیم برایمان روضه بخوانی. من هم برایشان روضه میخواندم و آنها گریه میکردند.»

نظرات() 

طلائیه

جمعه 24 مهر 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، حکایت، چند رسانه ای، 

بسم الله الرحمن الرحیم
یک بار در مناطق عملیاتی جنوب بودیم که یکی از دوستانم از روایت یک راوی از طلائیه گفت. خیلی مشتاق شدم تا آن روایت را گوش کنم. یک بار اتفاقی(یادم نیست کجا) چند دقیقه از آن ندای عاشقانه را گوش کردم اما هر چه گشتم پیداش نکردم( چون اسم راوی را نمی دانستم). اما عاقبت جوینده یابنده است نهایتا چند هفته پیش پیدایش کردم. از یک سایت دانلودش کردم و خب طبعا گوش جان سپردم به ندای راوی. چه ها که با من نکرد همین صوت چند دقیقه ای. باور کنید یکی از بهترین حالات زندگیم بود. این دلتنگی که با صدای گرم بیات بدست آوردم هدیه الهی بود برای حال خراب ما خاکی نشینان. خلاصه می کنم: توصیه جدی دارم به شما خوانندگان عزیز که چند دقیقه روحمان را پرواز بدهیم به قطعه ای از بهشت! 
آدرس سایت برای کسانی که آماده ی پروازند. لطفا روی پرواز کلیک کنید.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 23 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :