تبلیغات
مسجد ما
مسجد ما
قایقی باید ساخت...
بسم الله الرحمن الرحیم
وب نوشتی کوچک با نیتی بزرگ، خدمت به دین. امید است این مطالب قدمی کوچک باشد برای نیل به سوی آگاهی بیشتر و عمیق تر و جرقه ای
برای ذهن های آماده...

سی تایی هاش!

جمعه 14 اسفند 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:سیاسی، اخبار، 

بسم الله الرحمن الرحیم
این انتخابات هم خدا را شکر به خوبی و خوشی به پایان رسید(البته اگر داستان آقای حداد تمام شود) و من به نوبه ی یک جوان ایرانی از این مشاکت بالا مخصوصا در شهر تهران بسیار شگفت زده شدم و همچنین بسیار تشکر می کنم از تمام کسانی که به پای صندوق ها رای آمدند.




خب مشاکت تهرانی ها در انتخابات دوره های قبلی بسیار پایین تر از این دوره بود که حتی بعضی از کاندیدا امسال بیشتر از پارسال رای آورده بودند ولی از رفتن به مجلس باز ماندند.
یک اتفاق بی سابقه افتاد و خب بسیار هم عجیب بود که در شهر تهران که تمامی نماینده های نام آشنا و مشهور احزاب در آن حضور دارند از یک حزب هیچ نامزدی نتواند وارد مجلس شود و خب به قول آقای روحانی آرای مردم بیشتر از صد ها کتاب حرف داشت. راست هم می گوید بنده خدا واقعا بیشتر صد ها کتاب حرف داشت. من از یک اتفاق بسیار خوشحالم آن هم دست رد زدن به سینه این تعبیرات سخیف نظیر «لیست انگلیسی» است. خب من واقعا نمی فهمم شورای محترم نگهبان بعد از این همه رد صلاحیت ها و عدم احراز صلاحیت ها در انتها از بین همین چند نفر هم بعضی ها را افرادی با برچسب انگلیسی زدن خواستند تخریب کنند تا جناح مقابل رای بیاورد، اگر انتخابات بین یک جناح و هیچ جناح دیگری باشد پس اصلا معنی انتخابات چیست؟ چند نفری هم که در این لیست به قول خودشان انگلیسی مشترک بودند با آن لیست غیر انگلیسی یعنی شما اینقدر وقاحت دارید و این قدر از نعمت عقل محروم هستید که به آن ها هم تهمت انگلیسی بودن می زنید؟ و کار شورای نگهبان را  هم زیر سوال می برید که یعنی انگلستان آن قدر در ایران نفوذ و قدرت دارد که برای خودش در انتخابات یک لیست می دهد؟!!!!
این ترور های شخصیتی سالهاست که دامنگیر افراد انقلابی شده است. یاد جمله امام می افتم که گفت: آقای دکتر بهشتی را از او می ترسند اینها، برای اینکه یک فرد لایقی است، و اینها نمی خواهند این طور افراد باشند؛... برنامه خود آمریکاییها و انگلیسیها این است که اشخاص صحیح را به اسم انگلیسی و به اسم آمریکایی ضایعش کنند؛ چون می دانند خودشان ضایع هستند!
امام خمینی 20 مهر 58، صحیفه امام جلد10
الحمدلله خود امام حرف اصلی را همان سال 58 زده و کلید را داده. به نظر شما بعد از آقای بهشتی و مطهری و ... انگلیس و آمریکا به دنبال ترور شخصیتی چه کسی رفتند؟

نظرات() 

فرج الله سلحشور

دوشنبه 10 اسفند 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:سیاسی، خاطرات، خاورمیانه، انقلاب، 

بسم الله الرحمن الرحیم

کارگردان، بازیگر و فیلم نامه نویس انقلابی کشورمان به تازگی در گذشت، کسی که در کارنامه کاری اش بازیگری در «توبه نصوح» و کارگردانیِ «ایوب پیامبر»، «مردان آنجلس» و  «یوسف پیامبر» دیده میشود. که آخرین اثر در سطح منطقه ای و شاید جهانی تاثیر گذار بود و واقعا جا خالی همچین کسانی در کشور و سینمای انقلابی آن خالی میماند.

فرج الله سلحشور

شاید برای درک اهمیت کارهای ایشون این نوشته از یک روزنامه ی مسیحی ضد ایرانی و ضد حزب الله  برای خوب باشه:نویسنده كه او نیز مسیحی است عنوان مطلب خود را "افتخار تولیدات ایران" گذاشته است و می‌نویسد:

 تلویزیون المنار با پخش سریال "حضرت یوسف" به‌طور محسوس در رقابت تلویزیونی جلو افتاد و  بینندگان بسیاری  را  جلب كرد.

 این‌كار نمایشی تاریخی عادی نیست؛ زیرا  تولید ایرانی دوبله شده ای،  به زبان عربی  است كه عظمتش از انتظارات بسیار فراتر بود و سخیف بودن سریال های سوری,  مصری,  لبنانی, و خلیجی را به همه نشان داد. ویژگی این مجموعه جسارت در پرداختن به داستان زندگی حضرت یوسف به شكل واقعی و دور از تابو‌های دینی و تاریخی مربوط به تفسیر ادیان و مذاهب و طوایف است.

برای دیدن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب

نظرات() 

عبدالملک مروان

دوشنبه 10 اسفند 1394

نویسنده: رضا کدخدایی |

بسم الله الرحمن الرحیم

عبدالملک مروان

عبدالملک بن مروان فرزند مروان بن حکم دومین خلیفه مروانی و پنجمین خلیفه ی اموی استاو پیش از رسیدن به قدرت، یکى از فقهاى مدینه به شمار مى‏ رفت. و به زهد و عبادت و دیندارى شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپرى مى‏ کرد به طورى که به او «حمامه المسجد» (کبوتر مسجد) مى‏ گفتند! 

گویند: پس از مرگ پدرش مروان، هنگامى که خلافت به او رسید، سرگرم خواندن قرآن بود، اما با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت: «اینک بین من و تو جدایى افتاد! و دیگر با تو کارى ندارم»!.

او براستى از قرآن جدا شد و در اثر دنیاطلبی، چنان دستخوش مسخ شخصیت گردید که مورخان از کارنامه سیاه حکومت او به تلخى یاد مى‏ کنند. «سیوطى» و «ابن اثیر» مى‏ نویسند: در طى تاریخ اسلام عبدالملک نخستین کسى بود که غدر و خیانت ورزید (عمرو بن سعید بن العاص را پس از امان دادن کشت) و نخستین کسى بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و نخستین کسى بود که از امر به معروف جلوگیرى کرد.

عبدالملک در مدت حکومت طولانى خود، آن چنان با ظلم و فساد و بیدادگرى خو گرفت که نور ایمان در دل او به کلى خاموش گشت. وى روزى خود به این امر اعتراف کرد و به «سعید بن مسیّب» چنین گفت: «چنان شده‏ ام که اگر کار نیکى انجام دهم خوشحال نمى ‏شوم، و اگر کار بدى از من سر زند، ناراحت نمى‏ گردم»! سعید بن مسیب گفت: مرگ دل در تو کامل شده است!


ادامه مطلب

نظرات() 

حقیقت تفکر

چهارشنبه 5 اسفند 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
بدان که معنی تفکر طلب علم است، و هر علم که از بدیهه معلوم نبود، وی را طلب می باید کرد، و آن ممکن نیست الّا بدآن که معرفت دیگر را با یک دیگر جمع کنی و میان ایشان تالیف(الفت دادن) کنی تا جفت گیرند، و از میان آن دو معرفت سیمی تولد کند، چنانکه میان نر و ماده بچه تولد کند، آن دو معرفت چون دو اصل باشد این معرفت سیم را، آنگاه با دیگری جمع کند، تا از وی چهارمی پدید آید، همچنین تناسل(فرزند زادن) علو بی نهایت می افزاید. و هر که بدین طریق علوم حاصل نتواند کرد، از آن است که راه بدآن علوم که اصول است نمی برد؛ و مثل وی چون کسی بودکه سرمایه ندارد، تجارت چون کند؟ و اگر می داند و لکن نمی داند که میان ایشان جمع چون باید داشت، چون کسی بود که سرمایه دارد، و لکن بازرگانی نداند، و شرح حقیقت این دراز است و در این یک مثال بگوییم: کسی که خواهد که بداند که آخرت بهتر از دنیا، نتواند تا آن گاه که دو چیز نداند از دنیا:
یک آنکه بداند که باقی از فانی بهتر. دیگر آن که بداند که آخرت باقی است و دنیا فانی.
چون این دو اصل بدانست، به ضرورت این دیگر علم که آخرت بهتر از دنیاست از وی تولد کند...
پس حقیقت همه تفکرها طلب علم است، از احضار دو علم در دل، و لکن چنانکه از دو اسب که جفت گیرند، گوسپندی تولد نکند، هم چنین از هر دو علم که باشد هر علمی که خواهی تولد نکند؛ بلکه هر نوعی را از علم دو اصل دیگر است، تا آن دو اصل در دل حاضر نکنی این فرع پدید نیاید.
متنی که خواندید از کتاب«برگزیده کیمیای سعادت» که از موسسه انتشارات امیرکبیر چاپ شده است. کتابی خواندنی که حکمت های متنوعی را بیان می کند.

نظرات() 

فاطمه، فاطمه است...

چهارشنبه 28 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دل نوشت، 

بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟
خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از «مریم» سخن می گفت:« هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکرده سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفته ها و انیشه ها و کوششها و هنرمندی هایِ همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که مریم مادر عیسی است »
و من خواستم با جنین شیوه ای از فاطمه بگویم.
باز درماندم.
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. 
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است...


برگرفته از کتاب«فاطمه، فاطمه است» اثر دکتر علی شریعتی.

نظرات() 

حماسه یاسین

شنبه 24 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:دفاع مقدس، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
یک شب بیدار شدم و دیدم کسی در اتاق نیست! رفتن بیرون، چون معمولا صابون در دستشویی نبود، کورمال کورمال به داخل تدارکات دسته رفتم. ناگهان یکه خوردم، پشت کارتن های تغذیه، قامتی بلند ولی خمیده با گردنی کج دیدم. رفتم داخل. زیر نور مهتاب، با چهره ملتهب و گریان و دستان به التماس بلند شده مسعود هم نوا شدم. در قنوتش داشت تند تند با اشک و ناله مناجات شعبانیه را از حفظ و می خواند و اشک می ریخت. دیگر نیایزی به صابون نبود!شسته شده بودم و پاک...

این مطالبی که خواندید بخشی از کتاب حماسه یاسین بود به نوشته«حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد» که آن روزها یک نوجوان بود. این کتاب متعلق به انتشارات سوره مهر است. برای دوستان خودم که حوصله کتاب طولانی را ندارند این کتاب پیشنهاد بسیار خوبی است کتابی تنها با 88 صفحه، اما 88 صفحه ای که سطر به سطرش، کلمه به کلمه اش راوی حماسه هایی است که خیلی حیف است اگر نخوانید. حماسه هایی که پدرانمان سی سال پیش ساختند و در تاریخ جاودانه شدند. مردانی که به قول امام نظیرشان از صدر اسلام تا کنون به غیر از یک دوره محدود(قضیه عاشورا) وجود نداشته. حماسه هایی که حیف است یک جوان ایرانی نداند. راستش در ابتدا که کتاب را گرفتم فکر نمی کردم زیاد جالب باشد! اما با شروع به خواندنش متوجه خیلی چیزها شدم و گاهی کتاب را از پشت پرده اشک خواندم و گاهی با خنده. به هر حال خواندن یک کتاب 88 صفحه ای فکر نمی کنم بیشتر از دو، سه ساعت وقت بگیرد ولی باور کنید می ارزد.
یا علی...

نظرات() 

نگرانم...

جمعه 23 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:سیاسی، 

بسم الله الرحمن الرحیم

متاسفانه باخبر شدیم که در مرحله آخر احراز صلاحیت ها، صلاحیت آیت الله سید عباس حسینی قائم مقامی رد شده است. بسیار جای تاسف است و نگرانی و به همین خاطر به ذکر چند نکته بسنده می کنم:
1-یکی از راه‌های احراز اجتهاد آزمون است و ما از راه‌های دیگر هم می‌توانیم به اجتهاد افراد برسیم. چنانچه در خبرگان موجود نیز همه آزمون نداده اند بلکه فقط بخشی از آنها از طریق آزمون احراز اجتهاد شده اند. از بعضی‌ها اصلا امتحان نگرفتند؛ از بعضی‌ها رساله خواستند یعنی یک مقاله فقهی از آن‌ها گرفتند ؛ بعضی‌ها هم بنا بر شهرت بوده است. ولی خوب است که این بزرگواران روش و  طریق خودشان را تببین بکنند که احساس استثناء پذیری و غیر قاعده مندی بوجود نیاید و معلوم باشد که مثلا چه کسانی را با این روش  و چه کسانی را با آن روش احراز صلاحیت شده اند.
2-رضایت مردم و برخورداری از مقبولیت عمومی نیاز إجرای احکام اسلامی و از جمله إعمال ولایت دینی و تحقق حکومت است و هرگونه إجبار و تحمیل به مردم نامشروع است اما در نظریۀ مقبولیت، صرف حقانیت احکام دینی برای اجرای آن در حق دیگران کافی است حتی اگر آنان به آن رضایت نداشته باشند و لذا اگر اجرای احکام و تشکیل حکومت بدون رأی و رضایت مردم امکان داشته باشد باید نسبت به آن اقدام نمود و نیازمند به تحقق مقبولیت نیست. ملاحظه می کنید که در این نظریه میان مرحله حقانیت با مرحله مشروعیت تفکیک وجود ندارد و حقانیت را همان مشروعیت دانسته و لذا به صرف حقانیتِ یک گزاره باید آنرا اجرا نمود مگر اینکه به دلیل مخالفت عمومی ، قدرت و توانایی بر اجرا سلب شود . در اینصورت است که نیاز به مقبولیت پیدا می کنیم . 
در واقع تفاوت نظریۀ ما که همان جوهر اصلی نظریه سیاسی امام است، با نظریه مقبولیت که برخی دیگر به آن اعتقاد دارند تفاوت میان نظریۀ " جمهوری اسلامی " با نظریۀ " حکومت اسلامی " است که اخیرا رهبری نیز به تفاوت آن دو اشاره کردند. 
3-از نظر مبانی دینی و فقهی میان " حق بودن " و " إثبات حق " یعنی همان حقانیت با " إعمال و إجرای حق " کاملا تفاوت وجود دارد و نباید میان آن دو خلط کرد و  این موضوعی است که متاسفانه مورد بی توجهی برخی از بزرگان ما نیز قرار گرفته است. یان مسأله تفکیک و دوگانگی میان "استقرار حق" با "إعمال حق" دقیقا تبیین نشده است. 
ولایت امیرالمومنین (ع) چه مردم می‌پذیرفتند و چه نمی‌پذرفتند حق بود و این یک امر ثابت در عالم واقع بود. 
حقیقتی است که هست ، گرچه در آن برهه مردم نپذیرفتند؛ بیست و پنج سال که حضرت امیر خانه نشین و گوشه عزلت بودند ولی حقانیت او مخدوش و باطل نشده بود فقط این حق به دلیل معصیت مردم و سرپیچی شان از حق ، معطل و اجرا ناشده باقی ماند. 
اما اقبال و عدم اقبال مردم کمترین تأثیری در حقیقت حقانیت آن حضرت نداشت.
این سخنان آیت الله قائم مقامی است البته چند هفته پیش. منظورم این است که ایشان به خاطر رد صلاحیت خودشان این حرفها را زده اند، حتی در مرحله اول صلاحیت ایشان تایید شد و این سخنان برای همان موقع است.
به هر حال من فقط می توانم بگویم نگرانم...
نگران از این حس بی اعتمادی که بعضی ها به بدنه جامعه دارند تزریق می کنند و نمی دانم عاقبت این گونه کارها چه خواهد شد فقط امیدوارم آن چیزی که فکر می کنم نشود امیدوارم...

نظرات() 

دشمن اصلی و دشمن فرعی

دوشنبه 19 بهمن 1394

نویسنده: رضا کدخدایی | طبقه بندی:

بسم الله الرحمت الرحیم
امام خامنه ای
چالش درونی برای ملت مت بارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست بدهیم؛ این بزرگترین خطر است. در شناخت دشمنمان اشتباه کنیم؛ در شناحت دوستمان اشتباه کنیم؛ جبهه ی دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست؛ دوست کیست؛ یا در شناحت دشمن اصلی و فرعی اشتباه بکنیم،این هم خطر است. برادران عزیز، خواهران عزیز، عموم ملت ایران توجه داشته باشند که گاهی یمی با شما دشمنی میکند، اما اگر دقت کنید دشمنی او دشمنی اصلی نیست، تابعی است از یم عامل دیگر؛ از کس دیگر؛ دشمت اصلی را پیدا کنید؛ والا اگر انسان با دشمن فرعی سینه به سینه بشود، هم قوای او تجلیل میرود، هم نتیجه ی کار نتیجه ی مطلوبی ندارد.

نظرات() 

حاج آقا مصطفی

یکشنبه 11 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:حکایت، معرفی، 

بسم الله الرحمن الرحیم
در بیشتر کلاس های درس حوزه، شاگردان می توانند از درس استاد اشکال بگیرند و استاد جواب دهد. به کسی که اشکال می گیرد اصطلاحاً «مستشکل» می گویند.
در کلاس های درس حضرت امام هیچ کس مثل آقا مصطفی اشکال نمی گرفت. این هم از عمق مطالعات او حکایت می کرد.
آیت الله رازی زاده می فرمود: حاج آقا مصطفی عادت داشت که به امام بگوید:«التفات بفرمایید».
حضرت امام هم می فرمود:«ما به شما خیلی التفات داریم!» و در کل علاقه ی امام در پاسخی که در درس به ایشان می داد کاملاً مشخص بود؛ علاقه ای همراه با احترام.



یکی از دوستان ایشان از قول حاج آقا مصطفی می فرمود: من سه جور سوال از امام می پرسم؛
برای خواندن ادامه مطالب روی عبارت«ادامه مطلب» کلیک کنید.

ادامه مطلب

نظرات() 

توکل

یکشنبه 4 بهمن 1394

نویسنده: محمد مهدی قاسم زاده | طبقه بندی:اخلاق، حدیث، 

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به خوانندگان عزیز، مدتی بود که در پی معنای توکل بودم مطالب مختلفی هم راجع به آن خواندم از قسمتی از کتاب بیست گفتار مطهری گرفته تا پرسه زدن در سایت های مختلف. اما وقتی داشتم تفسیر آیه ای از قرآن را میخواندم که از توکل هم گفته بود(طلاق-3) چشمم به این حدیث خورد. بی نظیر و فوق العاده و بسیار بسیار راه گشا. طوری که اگر واقعا درکش کنید شاید به طور کلی نگرش شما را نسبت به برخی مسائل تغییر دهد:
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است که فرمود: از پیک وحی خدا، جبرئیل، پرسیدم : توکل چیست؟ گفت:
العلم بان المخلوق لایضر و لاینفع، و لا یعطی و لا یمنع و استعمال الیاس من الخلق، فاذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احد سوی الله فهذا هو التوکل.
حقیقت توکل این است که انسان بداند:مخلوق نه زیان می رساند، و نه نفع، و نه عطا می کند و نه منع، چشم امید از خلق برداشتن(و به خالق چشم دوختن) هنگامی که چنین شود، انسان جز برای خدا کار نمی کند، به غیر او امید ندارد، از غیر او نمی ترسد و دل به کسی جز او نمی بندد، این روح توکل است.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 23 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :